1- دانشیار آمار زیستی، گروه روشهای آماری و مدلسازی جمعیت، مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور ، تهران، ایران.
2- دانشیار آمار کاربردی، گروه روشهای آماری و مدلسازی جمعیت، مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور ، تهران، ایران. ، abagheri_000@yahoo.com
چکیده: (13 مشاهده)
زمینه و هدف: طلاق یکی از آسیبهایی است که ابعاد فردی، روانی و اجتماعی مختلفی دارد و فرزندان را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. از این رو، مطالعات در این زمینه همواره مورد توجه پژوهشگران و سیاستگذاران در حوزه خانواده قرار دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی متغیرهای مؤثر بر مخاطره طلاق زنان مطلقه دارای فرزند میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه، از اطلاعات 756 زن مطلقه دارای فرزند استفاده شد که دادههای آن در موج اول طرح پیمایش طلاق سازمان ثبت احوال کشور در سالهای 1396-1397 جمعآوری گردید. مدلهای مخاطرات متناسب و وابسته به زمان کاکس به منظور مطالعه تأثیر متغیرهای پیشبین منتخب بر مخاطره طلاق این زنان بر روی دادهها و با استفاده از نرمافزار Spss22 برازش و تحلیل شدند.
یافتهها: اکثر زنان مطلقه، تک فرزند (7/57 درصد)، میانگین سن اولین فرزند آنان 1/13 سال و میانه بقای ازدواج آنها، 175 (36/7±) ماه بود. نتایج برازش مدل کاکس وابسته به زمان روی دادهها نشان داد که متغیرهای شاخص توسعه انسانی، تعداد خواهر و برادر، تعداد سالهای تحصیل، سن ازدواج، تعداد سالهای تحصیل و در قید حیات بودن پدر، سن ازدواج همسر، تعداد سالهای تحصیل مادر همسر و سن فرزند اول روی مخاطره طلاق زنان دارای فرزند تأثیر معنیدار داشتند و متغیر سن فرزند اول بیشترین اثر (576/1HR=) را در افزایش طلاق داشت.
نتیجهگیری: با افزایش شاخص توسعه انسانی، سن ازدواج زن و همسر، تعداد سالهای تحصیل پدر، تعداد سالهای تحصیل مادر همسر و سن فرزند اول مخاطره طلاق زنان افزایش و از سوی دیگر با افزایش تعداد سالهای تحصیل و تعداد خواهر و برادر آنان این مخاطره کاهش یافت. همچنین، زنانی که پدر آنها در قید حیات بود، مخاطره طلاق بیشتری نسبت به زنانی که پدر آنها فوت شده بود، داشتند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
عمومى دریافت: 1404/1/21 | پذیرش: 1404/10/12 | انتشار: 1404/9/10