1- گروه روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران ، mohammad.khaleghi66@gmail.com
2- گروه روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
چکیده: (172 مشاهده)
زمینه و هدف: چارچوب غالب در پژوهش و کاربست مداخلههای مبتنی بر شواهد در چند دهۀ گذشته مدل پزشکی با مبنای اثباتگرایی بوده است. با وجود برخی دستاوردها، یافتههای پژوهشی نشان میدهند که اثربخشی مداخلهها در دهههای اخیر کاهش یافته یا در سطحی ثابت باقی مانده است. موضوعی که لزوم بازنگری در بنیانهای نظری و روششناسی این عرصه را برجسته میسازد.
مواد و روشها: این مطالعه یک مرور روایتی و تحلیل مفهومی از مبانی نظری و کاربردهای رویکرد فرایندمدار بود.
یافتهها: رویکرد فرایندمدار بهمنزلۀ پارادایمی جدید تلاش میکند با فاصله گرفتن از تمرکز بر تشخیصهای مبتنی بر نشانگان و پروتکلهای ایستا و فارغ از وفاداری به مکاتب نظری، به شناسایی و مداخله در فرایندهای بنیادین تغییر بپردازد و اقدام به یکپارچهسازی نظاممند رویکردهای مختلف از طریق فرامدل تکاملی گسترشیافته میکند. این رویکرد با بهرهگیری از فرمولبندی فردی، تحلیل شبکهای، دادههای چندسطحی و روششناسی فرد-کلنگر به مطالعه و کاربست تعاملات پویای فرایندهای زیستیروانیاجتماعی میپردازد.
نتیجهگیری: رویکرد فرایندمدار با ارائۀ زبان، چارچوب تحلیلی و اصول تغییر مشترک به پژوهشگران و درمانگران رویکردهای مختلف امکان همکاری سازندهتر را میدهد و پتانسیل تغییر از پروتکلهای ایستا به فرایندهای پویا را دارد و میتواند پلی بین پژوهش علمی و عملِ بالینی باشد. در این مقاله، ضمن ارائۀ مبانی رویکرد فرایندمدار و برخی چالشهای مرتبط با آن، به پتانسیلهای این رویکرد بهمنزلۀ بستری برای تحول در علم مداخله و تغییر پارادایم پرداخته شد.
نوع مطالعه:
گزارش مورد |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/8/20 | پذیرش: 1404/11/12 | انتشار: 1404/12/10