1- گروه روان شناسی سلامت، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2- گروه روان شناسی سلامت، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران ، Lida.leilabadi@gmail.com
3- گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
چکیده: (3146 مشاهده)
زمینه و هدف: محققان علاقهمند به مکانیسمهای تسهیلگر در مداخلات درمانی ازجمله سازوکارهای فرهنگی میباشند، بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی – رفتاری با استفاده از تمثیلها و حکایتهای مولانا و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی مادران کودکان فلج مغزی انجام شد.
مواد و روشها: پژوهش از نوعِ ترکیبی (کیفی-کمی) میباشد. طرح پژوهش در قسمت کیفی از نوع روش تحلیل محتوای قیاسی و در قسمت کمی از نوع نیمه آزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با دو گروه آزمایش و گواه بود. نمونه پژوهش مشتمل بر 48 نفر از مادران دارای کودک فلج مغزی بود که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و سپس به روش تصادفی در 3 گروه آزمایشی (2 گروه) و گواه جای گزاری شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) استفاده شد. دادهها با بهرهگیری از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی و توسط نرمافزار SPSS23 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که تفاوت اثر دو شیوه درمان بر مؤلفههای تحمل (020/0=p)، ارزیابی (037/0=p) و بهتبع آن نمره کل تحمل پریشانی (016/0=p) معنادار است، بهطوریکه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با درمان شناختی رفتاری با استفاده از تمثیلها و حکایات مولانا علاوه بر نمره کل تحمل پریشانی میانگین نمرات دو مؤلفه تحمل و ارزیابی آن را بیشتر افزایش داده است.
نتیجهگیری: میتوان گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با درمان شناختی رفتاری با استفاده از تمثیلها و حکایات مولانا روش مؤثرتری برای افزایش تحمل پریشانی در مادران کودکان فلج مغزی است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1402/2/28 | پذیرش: 1402/4/28 | انتشار: 1402/4/28