۱۲ نتیجه برای درمان پذیرش و تعهد
احمد منصوری، نعیما کروژده،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف : بیماری و ناتوانی فرزندان، یکی از منابع عمده پریشانی والدین به خصوص مادران به شمار میرود و سلامت و بهزیستی روانی آنها را به خطر میاندازد. از اینرو، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and commitment therapy یا ACT) بر تحملناپذیری بلاتکلیفی، نگرانی و بیخوابی مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. مواد و روشها: این مطالعه به روش نیمه آزمایشی همراه با پیشآزمون، پسآزمون و گروه شاهد بر روی ۱۶ نفر از مادران کودکان مبتلابه اختلال طیف اوتیسم دارای پرونده در بهزیستی شهر سبزوار انجام شد. نمونهها به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد تخصیص یافتند. گروه آزمایش تحت مداخله ۸ جلسهای رویکرد ACT قرار گرفتند؛ در حالی که گروه شاهد هیچ مداخلهای را دریافت نکردند. پرسشنامه نگرانی پنسیلوانیا (Pennsylvania State Worry Questionnaire یا PSWQ)، مقیاس تحملناپذیری بلاتکلیفی (Intolerance of Uncertainty Scale یا IUS) و شاخص شدت بیخوابی (Insomnia Severity Index یا ISI) در مورد شرکت کنندگان اجرا گردید. دادههای به دست آمده با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره در نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: رویکرد ACT منجر به کاهش میزان تحملناپذیری بلاتکلیفی (۰۰۱/۰ = P)، نگرانی (۰۰۱/۰ = P) و بیخوابی (۰۰۱/۰ = P) مادران گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد شد. نتیجهگیری: روش ACT تأثیر بسزایی در کاهش میزان تحملناپذیری بلاتکلیفی، نگرانی و بیخوابی مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم دارد و درمانگران میتوانند از این رویکرد درمانی در جهت کاهش تحملناپذیری بلاتکلیفی، نگرانی و بیخوابی این مادران استفاده نمایند.
شکوه ابننصیر، شهناز خالقیپور،
دوره ۱۶، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and commitment therapy یا ACT) بر حساسیت اضطرابی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پرفشاری خون با صفت شخصیت اجتنابی انجام شد. مواد و روشها: این مطالعه در چارچوب طرحهای تجربی از نوع مورد- منفرد بود. جامعه آماری را بیماران مبتلا به پرفشاری خون اولیه که در سال ۱۳۹۵ به یکی از مراکز بهداشتی- درمانی علوم پزشکی اصفهان مراجعه کرده بودند و فشار خون سرخرگی آنها بیشتر از ۱۴۰ بر ۹۰ میلیمتر جیوه بود و بیماری آنها توسط پزشک تأیید شده بود، تشکیل داد. بیماران سابقه بیماری قلبی و نارسایی کلیوی نداشتند و طبق نظر روانپزشک بر اساس ملاکهای Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders-۵ th Edition (DSM-۵) و غربالگری با پرسشنامه بالینی چند محوری ۳-Millon (Millon Clinical Multiaxial Inventory-III یا III-MCMI) در مقیاس A۲، برای آنها تشخیص صفت شخصیت اجتنابی گذاشته شده بود. از بین این بیماران، ۳ آزمودنی به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دو جلسه جهت مصاحبه و تعیین خط پایه و سپس مداخله ۸ جلسهای درمان ACT به صورت انفرادی بر اساس مدل Hayes و همکاران به مدت ۱۰۰ دقیقه انجام گرفت و در نهایت، مرحله پیگیری اجرا شد. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامههای حساسیت اضطرابی (Anxiety Sensitivity Index-Revised یا ASI-R) و کیفیت زندگی (۳۶-Item Short Form Health Survey یا ۳۶-SF) بود. شاخصهای تغییر روند، اندازه اثر و شاخص Cohen ارایه گردید. یافتهها: روش ACT توانست حساسیت اضطرابی را کاهش و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پرفشاری خون با صفت شخصیت اجتنابی را افزایش دهد. ضرایب تأثیر، اثر معنیدار و قابل توجهی برای هر سه بیمار را نشان داد. نتیجهگیری: رویکرد ACT بر حساسیت اضطرابی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پرفشاری خون با صفت شخصیت اجتنابی موثر میباشد.
سعید حبیب اللهی، احمد عابدی، فرح نادری، محمدمهدی مظاهری،
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۱۱-۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب امتحان (Test anxiety) یکی از شایعترین اضطرابها در محیطهای آموزشی است که علاوه بر تأثیرات منفی در عملکرد تحصیلی، میتواند منجر به کاهش بهزیستی روانشناختی در دانشآموزان شود. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) بر اضطراب امتحان و بهزیستی روانشناختی دانشآموزان بود. مواد و روشها: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه گواه بود. جامعهی آماری شامل کلیهی دانشآموزان دبیرستانی پسر شهر نجفآباد در سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲ بود. حجم نمونه شامل ۶۰ نفر (هر گروه ۳۰ نفر) بود که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. هر دو گروه پرسشنامههای اضطراب امتحان (Test Anxiety Scale یا TAS) و بهزیستی روانشناختی (Psychological Well-Being Scale یا PWBS) را بهعنوان پیشآزمون و پسآزمون تکمیل کردند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) و با استفاده از نرمافزار آماری SPSS نسخه ۱۹ تحلیل شدند. یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد میان نمرات پسآزمون گروههای آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (۸۰/۴۴F = ، ۰۰۱/۰>p). بهعبارتدیگر، ACT باعث کاهش معنادار اضطراب امتحان (۱۷/۳۳F = ) و افزایش معنادار بهزیستی روانشناختی (۲۶/۲۷F = ) شده است (۰۰۱/۰>p). نتیجهگیری : نتایج نشان داد روش ACT در کاهش اضطراب امتحان و بهبود بهزیستی روانشناختی دانشآموزان مؤثر است.
مریم فراهانی فر، حسن حیدری، حسین داودی، سید علی آل یاسین،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: مشاوره انگیزشی نظاممند (Systematic Motivational Counseling یا SMC) و درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) با تأکید بر اصلاح ساختار انگیزشی و پذیرش مشکلات زندگی میتوانند باعث بهبود سبکهای حل تعارض زنان ناسازگار شوند. این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی SMC و ACT بر سبکهای حل تعارض زنان ناسازگار زناشویی انجام شد. مواد و روشها: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با پیشآزمون-پسآزمون و گروه گواه و پیگیری سهماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان ناسازگاری بود که در سال ۱۳۹۶ به مراکز مشاوره شهر اراک مراجعه کرده بودند. از بین این افراد ۳۶ نفر انتخاب و بهصورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. دادهها در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با پرسشنامه سبکهای حل تعارض رحیم (Rahim Organizational Conflict Inventory یا ROCI - II) جمعآوری شد. اعضای گروههای آزمایش پس از اجرای پیشآزمون بهطور جداگانه در ۱۰ جلسه SMC و ۱۲ جلسه ACT شرکت کردند. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که تأثیر SMC و ACT بر سبکهای حل تعارض معنیدار و باثبات است (۰۵/۰p < ). بین اثربخشی SMC و ACT بر سبکهای اجتنابی و مصالحه تفاوت وجود داشت (۰۵/۰p < ). نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که SMC و ACT میتوانند در بهبود سبکهای حل تعارض زنان ناسازگار زناشویی مؤثر باشند.
الهام السادات بیننده، ناصر سراج خرمی، پرویز عسگری، قادر فیضی، بهاره طحانی،
دوره ۱۷، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب دندانپزشکی یکی از دلایل مهم اجتناب افراد از مراقبتهای دندانپزشکی است. تشدید علائم میتواند ناشی از دشواری در تنظیم شناختی هیجان باشد؛ لذا ارائه درمانی جهت بهبود تنظیم شناختی هیجان و تقلیل علائم ضروری است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان و شدت علائم مبتلایان به اضطراب دندانپزشکی بود.
مواد و روشها: این مطالعه کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد و دوره پیگیری سهماهه بود. از بیماران مبتلا به اضطراب دندانپزشکی که بهصورت در دسترس انتخاب شدند ۳۲ بیمار بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، گمارش شدند. افراد گروه آزمایش در ۱۰ جلسه هفتگی به مدت ۹۰ دقیقه طی دو ماه و نیم تحت درمان پذیرش و تعهد طبق مدل ارائهشده Hayes شرکت نمودند. افراد گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند. پرسشنامه اضطراب دندانپزشکی و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان بهمنظور بررسی متغیرهای وابسته و فهرست علائم بالینی تجدیدنظر شده و دستگاه پالساکسیمتر بهعنوان ابزار غربالگری مورداستفاده قرار گرفتند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازههای مکرر و با بهرهگیری از نرمافزار SPSS.۲۲ تحلیل شد.
یافتهها: بر اساس نتایج، میانگین و انحراف معیار اضطراب دندانپزشکی در پیشآزمون گروه آزمایش ۵/۱۰± ۳/۱۲۱ بود که در پسآزمون و پیگیری به ترتیب به ۸/۷ ± ۱/۸۹ و ۱/۸ ± ۹/۸۷ ارتقا یافت که ازنظر آماری معنادار است (۰۰۰۱/۰> p). همچنین میانگین و انحراف معیار تنظیم شناختی مثبت در پیشآزمون گروه آزمایش ۴۰/۵ ± ۱۲/۴۱ بود که در پسآزمون و پیگیری به ترتیب به ۷۵/۵ ± ۸۱/۴۶ و ۸۰/۵ ± ۳۷/۴۷ افزایش یافت که ازنظر آماری معنادار است (۰۰۰۱/۰> p). میانگین و انحراف معیار تنظیم شناختی منفی در پیشآزمون گروه آزمایش ۵۱/۳ ± ۳۷/۳۰ بود که در پسآزمون و پیگیری به ترتیب به ۲۲/۴ ± ۳۷/۳۴ و ۸۷/۳ ± ۳۱/۳۵ ارتقا یافت که ازنظر آماری معنادار است (۰۰۰۱/۰> p). بهعلاوه تفاوت بین نمرات اضطراب دندانپزشکی، راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان و راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری در کل نمونه پژوهش و تفاوت نمرات این متغیرها در سه مرحله از پژوهش در دو گروه معنیدار است (۰۰۰۱/۰>p).
نتیجهگیری: درمان پذیرش و تعهد مداخلهای امیدوارکننده در جهت بهبود تنظیم شناختی هیجان و کاهش شدت علائم بیماران مبتلا به اضطراب دندانپزشکی است.
میترا تعویقی، جواد خلعتبری، شهره قربان شیرودی، محمدعلی رحمانی،
دوره ۱۷، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: سرگردانی ذهن و انحراف از توجه روی کار در زمان حال در بین نوجوانان شایع است و دارای عواقب منفی میباشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه درمان فراشناخت و تکنیکهای آن (آموزش توجه، تمرکز مجدد توجه بر موقعیت) و درمان پذیرش و تعهد بر سرگردانی ذهن نوجوانان انجام گرفت.
مواد و روشها: روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری و جامعه آماری ۲۰۸۳۷ نوجوان دختر در مدارس متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی ۱۳۹۷-۱۳۹۶ بودند. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای ۷۵ نفر که بر اساس ابزار اندازهگیری سرگردانی ذهنی دارای کمترین نمره در سرگردانی ذهن بودند، انتخابشده و بر اساس ملاکهای پژوهش، بهطور تصادفی در پنج گروه قرار گرفتند. درمانهای فراشناخت، تکنیک آموزش توجه، تمرکز مجدد توجه بر موقعیت و پذیرش و تعهد، طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقهای، هفتهای یکبار در مورد گروههای آزمایش اجرا شد. دادهها با آزمون تحلیل واریانس آمیخته یا مختلط توسط نرمافزار آماری SPSS-۲۳ بررسی شد.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که هر چهار درمان بر کاهش میزان سرگردانی ذهن نوجوان مؤثر است و اثربخشی درمان فراشناخت بیشتر از درمانهای دیگر بود (۰۱/۰>p). این اثربخشی در مرحله پیگیری ۳ ماهه نیز پایدار بود.
نتیجهگیری: درمان فراشناختی، نوجوان را قادرمی سازد که با سرگردانی ذهن خود به شیوهای متفاوت ارتباط برقرار کند بهطوریکه توانایی جدا کردن خود از سرگردانی ذهن را داشته باشد.
مهگامه عابدینی، زهره لطیفی، محمد سلطانی زاده،
دوره ۱۸، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب طناب نخاعی به معنای آسیب به بخشی از طناب یا عصبهای نخاعی در انتهای کانال نخاعی است که اغلب سبب تغییرات دائمی در توان، حس و سایر عملکردهای بدن در زیر منطقهی آسیب میشود و وقتی فردی دچار آسیب طناب نخاعی میشود، ممکن است احساس کند که کلیهی ابعاد زندگی او تحت تأثیر قرار گرفته است و تأثیرات آن را در حیطههای ذهنی، هیجانی و اجتماعی احساس کند. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنیشده با شفقت بر افزایش تابآوری و خودکارآمدی در بیماران آسیب نخاعی استان اصفهان بود.
مواد و روشها: طرح پژوهش حاضر از نوع مطالعهی نیمه تجربی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل و با گزینش تصادفی بود. جامعهی آماری پژوهش حاضر، کلیهی بیماران انجمن آسیب نخاعی شهر اصفهان بودند که از این میان ۳۰ بیمار با روش نمونهگیری هدفمند با ملاکهای ورود و خروج انتخاب شدند و بهطور تصادفی و برابر به گروه آزمایش یا کنترل تخصیص یافتند. آزمودنیها به مقیاس تابآوری کانر و دیویدسون (۲۰۰۳) و آزمون خودکارآمدی عمومی شرر، مدوکس، مرکاندانت، پرنتیس-دان، جیکوبز و راجرز (۱۹۸۲) بهعنوان پیشآزمون و سپس پسآزمون پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش ۸ جلسهی ۹۰ دقیقهای آموزش رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنیشده با شفقت بر اساس راهنمای اسماعیلی و همکاران (۱۳۹۷) را دریافت کردند درحالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس و با استفاده از نسخهی ۲۵ بستهی آماری برای علوم اجتماعی تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: نتایج بیانگر این بود که رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنیشده با شفقت بر افزایش تابآوری و خودکارآمدی در بیماران آسیب نخاعی بهطور معناداری مؤثر بوده است (۰۱/۰>p).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، میتوان گفت که رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنیشده با شفقت میتواند بهعنوان یک گزینه مداخلهای مؤثر برای کمک به بیماران دچار آسیب نخاعی جهت افزایش تابآوری و باورهای خودکارآمدی آنان مورد استفاده قرار گیرد.
بهشته طهماسبی زاده، شیرین کوشکی، محترم نعمت طاوسی، محمد اورکی،
دوره ۱۸، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: ناگویی خلقی شیوع بالایی را در چندین اختلال روانی ازجمله اختلالات افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال مصرف مواد نشان میدهد. با توجه به شیوع ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی در میان افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی مردان مبتلا اختلال به مصرف مواد انجام شد.
مواد و روشها: روش تحقیق حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری مردان مبتلا به مصرف مواد بودند که در سال ۱۳۹۸ به کلینیکهای خصوصی ترک اعتیاد شهر تهران جهت درمان مراجعه کرده بودند. دو مرکز بهصورت در دسترس انتخاب شد و از این میان ۴۲ نفر که رضایت آگاهانه داشتند انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. دادهها بهوسیله مقیاس ناگویی خلقی تورنتو بگبی و دیگران (۱۹۹۴) و مشکلات بین فردی بارخام، هاردی و استارتوپ (۱۹۹۶) در سه مرحله ارزیابی جمعآوری گردید. یافتههای پژوهش درنهایت با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۲ مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد درمان پذیرش و تعهد بر ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی اثربخش بوده است (۰۵/۰>p). همچنین نتایج مرحله پیگیری نشان داد که اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی مردان مبتلا به اختلال مصرف مواد پایدار بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به این نتایج، روانشناسان و متخصصینی که در حوزه درمان اعتیاد و اختلالات مصرف مواد فعالیت میکنند، میتوانند از درمان پذیرش و تعهد برای کاهش ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی در افراد دارای اختلال مصرف مواد استفاده نمایند.
محمد علی عامری، آیت اله فتحی، سعید شریفی رهنمو، اسماعیل نوری،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: زنان بهعنوان نیمی از منابع انسانی در جوامع عامل مؤثری در پیشبرد اهداف جامعه و خانواده میباشند. مطالعات نشان میدهند زنان بیش از مردان در معرض فقر و تبعیض قرار دارند. حال زنان بیسرپرست خانوار به واسطه مسؤولیت بیش از حد، عدم آشنایی با برخی از مهارتهای اجتماعی، عدم دسترسی به منابع و در نتیجه کیفیت زندگی پایین و نیز با از دست دادن شبکه روابط و مسئولیت افراد تحت تکفل در معرض انواع آسیبهای اجتماعی و روانی قرار دارند لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر امنیت روانی اجتماعی، شادکامی و سلامت روانی زنان بیسرپرست انجام پذیرفت.
مواد و روشها: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری زنان بیسرپرست تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی ره شهرستان کلیبر در سال ۱۳۹۹ میباشند که از این جامعه، تعداد ۴۰ نفر به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. به طوری که تعداد ۴۰ نفر از زنان به صورت تصادفی در ۲ گروه، آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل(۲۰ نفر) قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه امنیت روانی- اجتماعی مزلو (۱۹۹۲)، شادکامی آرحیل و لو (۱۹۹۰) و سلامت روانی گلدبرگ (۲۰۰۸) استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با روش آماری تحلیل کوواریانس انجام گرفت.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد؛ درمان پذیرش و تعهد بر امنیت روانی- اجتماعی، شادکامی و سلامت روانی زنان بیسرپرست تأثیر دارد و باعث افزایش امنیت روانی- اجتماعی و شادکامی و کاهش سلامت روانی در زنان بیسرپرست میشود (نمره پایینتر نشان دهنده سلامت روانی بالاتر است).
نتیجهگیری: بنابراین با توجه به یافتههای پژوهش میتوان گفت؛ نهادهای مسئول شرایط مداخلههای روانشناختی رایگان از جمله درمان پذیرش و تعهد همراه با حمایتهای اقتصادی، آموزشی و فرهنگی مناسب را برای این خانوادهها فراهم آورند تا زنان بیسرپرست در ادراک وضعیت اجتماعی خود، ارزیابی مثبتی داشته و شرایط مطلوبی داشته باشند.
خانم زهرا کریمیان، دکتر سیدعباس حقایق، دکتر سید محمدحسن امامی نجفی دهکردی، دکتر مصطفی رئیسی،
دوره ۱۹، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: در بین اختلالات گوارشی کارکردی، سندرم روده تحریکپذیر شایعترین، پرهزینهترین و ناتوانکنندهترین نوع آنها است. پژوهش حاضر باهدف مقایسه میزان اثربخشی درمان فراتشخیصی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و گروه کنترل بر تنظیم هیجان و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به سندروم روده تحریکپذیر انجام شد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر شبه آزمایشی و از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه بیماران مبتلا به سندروم روده تحریکپذیر مراجعهکننده به مرکز پورسینای حکیم شهر اصفهان در سال ۱۳۹۸-۱۳۹۹ بود. نمونه پژوهش شامل ۴۵ نفر بیمار مبتلا بود که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. هر دو مداخله به مدت ۸ جلسه (۹۰ دقیقهای) برای هر دو گروه آزمایش در فاصله زمانی دو ماه اجرا شد. از پرسشنامههای ادراک بیماری برادبنت و همکاران و تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج و برگه اطلاعات جمعیت شناختی برای گردآوری یافتهها استفاده شد. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره استفاده شد. نرمافزار مورداستفاده SPSS نسخه ۱۹ بود.
یافتهها: نتایج نشان داد که مداخلات درمانی فراتشخیصی و پذیرش و تعهد بر افزایش ادراک بیماری و کاهش راهبردهای غیرانطباقی تأثیر معناداری نداشته است. درمان فراتشخیص و پذیرش و تعهد در افزایش راهبردهای انطباقی تاثیر داشتند (۰۵/۰P<).
نتیجهگیری: درمانگران میتوانند با استفاده از مداخلات مذکور روشهای مؤثری جهت بهبود وضعیت بیماران مبتلا به سندروم روده تحریکپذیر اتخاذ کنند که اثربخشی درمانهای خود را ارتقاء بخشند.
احمد عابدی، حمیدرضا عریضی، فاطمه اسدالهی،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: افراد دارای اضطراب اجتماعی به دلیل اضطراب ناشی از حضور در موقعیتهای اجتماعی در بسیاری از زمینههای شخصی و اجتماعی خود ازجمله روابط بینفردی با مشکل مواجه میشوند؛ ازاینجهت متخصصان با انجام مداخلات روانشناختی سعی در کاهش آثار آن در زندگی آنها دارند. در این پژوهش، با روش فراتحلیل، به بررسی و مقایسه اثربخشی مداخلات شناختی-رفتاری و پذیرش و تعهد بر اضطراب اجتماعی پرداخته شد.
مواد و روشها: بدین منظور از بین پژوهشهای متعدد مربوط به این موضوع، ۶۸ پژوهش (۳۱ پژوهش مرتبط با درمان پذیرش و تعهد و ۳۷ پژوهش مرتبط با درمان شناختی رفتاری) که در بین سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۰ در پایگاههای اطلاعاتی معتبر فارسی (ایرانداک، مگایران، علوم انسانی، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و نشریات ادواری، مقالات کشورهای اسلامی (ISC و سیویلیکا) و همچنین پایگاههای معتبر انگلیسی (PubMed، ResearchGate) که مقالات با جامعه ایرانی در آن نمایه شده بود و ازلحاظ روششناختی (گروهدرمانی، دارای متغیر مستقل و وابسته مرتبط و گروه کنترل) موردقبول بودند انتخاب و فراتحلیل روی آنها انجام شد. در این پژوهش، ۶۸ اندازه اثر گزارششده است و ابزار استفادهشده چکلیست فراتحلیل بود. دادههای بهدستآمده توسط نرمافزارCMA-۳ مورد تحلیل قرار گرفت
یافتهها: یافتهها نشان داد که میزان اندازه اثر ترکیبی بهدستآمده برای مداخلات پذیرش و تعهد ۶۰۳/۰ و برای مداخلات شناختی-رفتاری ۶۳۵/۰ بود که حکایت از تأثیر این مداخلات در کاهش اضطراب اجتماعی دارد (۰۰۱/>P).
نتیجهگیری: اندازه اثر ترکیبی بهدستآمده برای مداخلات روانشناختی پذیرش و تعهد و شناختی- رفتاری برحسب جدول تفسیری همبستگی از مقادیر بالایی برخوردار است که میتوان گفت هر دو مداخله روانشناختی بهطور مطلوبی توانستهاند بر کاهش اضطراب اجتماعی مؤثر واقع شوند. برحسب این مقادیر اندازه اثر ترکیبی میتوان اذعان داشت که تأثیر درمان شناختی-رفتاری در کاهش اضطراب اجتماعی کمی بیشتر از درمان پذیرش و تعهد بوده است.
الهام جولانی، لیدا لیل آبادی، اکرم گلشنی،
دوره ۲۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف: محققان علاقهمند به مکانیسمهای تسهیلگر در مداخلات درمانی ازجمله سازوکارهای فرهنگی میباشند، بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی – رفتاری با استفاده از تمثیلها و حکایتهای مولانا و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی مادران کودکان فلج مغزی انجام شد.
مواد و روشها: پژوهش از نوعِ ترکیبی (کیفی-کمی) میباشد. طرح پژوهش در قسمت کیفی از نوع روش تحلیل محتوای قیاسی و در قسمت کمی از نوع نیمه آزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با دو گروه آزمایش و گواه بود. نمونه پژوهش مشتمل بر ۴۸ نفر از مادران دارای کودک فلج مغزی بود که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و سپس به روش تصادفی در ۳ گروه آزمایشی (۲ گروه) و گواه جای گزاری شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، ۲۰۰۵) استفاده شد. دادهها با بهرهگیری از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی و توسط نرمافزار SPSS۲۳ تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که تفاوت اثر دو شیوه درمان بر مؤلفههای تحمل (۰۲۰/۰=p)، ارزیابی (۰۳۷/۰=p) و بهتبع آن نمره کل تحمل پریشانی (۰۱۶/۰=p) معنادار است، بهطوریکه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با درمان شناختی رفتاری با استفاده از تمثیلها و حکایات مولانا علاوه بر نمره کل تحمل پریشانی میانگین نمرات دو مؤلفه تحمل و ارزیابی آن را بیشتر افزایش داده است.
نتیجهگیری: میتوان گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با درمان شناختی رفتاری با استفاده از تمثیلها و حکایات مولانا روش مؤثرتری برای افزایش تحمل پریشانی در مادران کودکان فلج مغزی است.