۴۷ نتیجه برای عابدی
اعظم شاه محمدی قهساره، احمد عابدی، فلور خیاطان، اصغر آقایی،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال کژ تنظیمی خلقی ایذایی یکی از اختلالات طبقه خلقی از پنجمین ویرایش تشخیص اختلالات روانی است. این اختلال از کودکی شروع شده و برای والدین، معلمان، دوستان و خود کودکان مشکلات زیادی ایجاد میکند. این اختلال که با مشکلات اجتماعی همراه است بسیار ناتوانکننده است. پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتبار یابی اولیه مقیاس اختلال کژ تنظیمی خلقی ایذایی انجام شد.
مواد و روشها: روش این پژوهش، توصیفی و ابزارسازی بوده و جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه والدین کودکان ۱۲-۶ سال شهر اصفهان در سال ۱۳۹۷. تعداد نمونه آماری شامل ۳۰۰ نفر بود که بهصورت نمونهگیری در دسترس انجام گرفت. جهت گردآوری دادهها به منظور سنجش این اختلال از مقیاس محققساختهی اختلال کژ تنظیمی خلقی ایذایی (DMDDS) استفاده شد. برای بررسی گویه ها از روایی محتوایی کمی و کیفی، روایی صوری کمی و کیفی، تحلیل عامل اکتشافی (EFA) با چرخش واریماکس، تحلیل عامل تائیدی (CFA) و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.
یافتهها: بر اساس پارامترهای شاخص ضریب تأثیر بالای ۵/۱، شاخص روایی محتوای بالای ۶۲/۰، نسبت روایی بالای ۷۰/۰، همچنین بر پایه تحلیل عامل اکتشافی و تحلیل عامل تائیدی تعداد ۲۴ گویه در ابزار حفظ شد. با در نظر گرفتن ارزش ویژه بالای ۱، چهار عامل تکانش گری، عملکرد، خلقی و ناکامی استخراج گردید. طبق نتایج بهدستآمده از عوامل چهارگانه مذکور، این مقیاس قادر بهپیش بینی ۸۰/۵۰ درصد از تغییرات کل مقیاس بود. همچنین ضریب اعتبار کل مقیاس به روش آلفای کرونباخ ۸۹۴/۰ به دست آمد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، شاخص روایی محتوایی و نیز صوری و سازهای مقیاس طراحیشده برای والدین قابلقبول بوده و میتواند جهت ارزیابی اختلال کژ تنظیمی خلقی ایذایی در کودکان ۱۲-۶ سال مورداستفاده قرار گیرد.
الهام غفرالهی، عذرا اعتمادی، زهرا یوسفی، محمدرضا عابدی، هاجر ترکان،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: خیانت زناشویی به هرگونه رابطه عاطفی یا جنسی یا مجازی فراتر از چهارچوب رابطه متعهدانه بین دو همسر اطلاق میشود که یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده عملکرد، ثبات و تداوم زندگی زناشویی است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مشاوره مبتنی بر تعهدافزایی و مشاوره مبتنی بر زوجدرمانی هیجان مدار بر دلزدگی زناشویی و بخشودگی زنان مبتلا به خیانت مجازی بود.
مواد و روشها: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون دو گروه آزمایش و یک گروه
گواه به همراه آزمون پیگیری بود. از جامعه زنان متأهل مبتلا به خیانت مجازی شهر اصفهان، تعداد ۴۵ نفر به روش در دسترس انتخاب و با استفاده از روش تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. گروههای آزمایش مشاوره مبتنی بر زوجدرمانی هیجان مدار و مشاوره مبتنی بر تعهدافزایی را در ۹ جلسه ۹۰ دقیقهای دریافت کردند و گروه کنترل هیچ مشاورهای دریافت نکرد. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسشنامه دلزدگی زناشویی (پاینز، ۱۹۹۶) و پرسشنامه بخشودگی فردی (احتشام زاده، ۱۳۸۸). بود. دادههای پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که هر دو روش تعهدافزایی و زوجدرمانی هیجان مدار بر کاهش دلزدگی زناشویی و بخشودگی زنان مبتلا به خیانت مجازی مؤثر بوده است و بسته مشاورهای تعهدافزایی اثر معنادارتری داشته است (۰۵/۰>p).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدستآمده به نظر میرسد که استفاده از هر دو روش تعهدافزایی و زوجدرمانی هیجان مدار بهمنظور بهبود دلزدگی زناشویی و بخشودگی زنان مبتلا به خیانت مجازی مؤثر بوده است و پیشنهاد میگردد بهعنوان رویکردهای درمانی و مشاورهای توسط روانشناسان و مشاوران خانواده استفاده گردد.
مرضیه محمدی فارسانی، بهرام شاهدی، سیده مرضیه طبائیان، احمد عابدی، پریسا ایروانی،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( ۱۰-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانهای کودکان به دلیل عملکردشان، بهصورت ذاتی احساسات منفی مثل استرس، ترس و آشفتگی را برای کودک به همراه دارند. طراحی ضعیف این فضاها، بدون در نظر گرفتن نیازهای جسمی و روحی کودک، موجب تشدید این تأثیرات شده و بستری شدن را به رویدادی آسیبزا برای کودک تبدیل کرده است. هدف اصلی این پژوهش، دستیابی به عوامل محیطی مؤثر بر ارتقای کیفیت فضای بستری کودکان، با مشارکت خود کودکان است.
مواد و روشها: طرح پژوهش حاضر، کیفی و راهبرد طرح پژوهش کیفی در این تحقیق، تحلیل مضمون با رویکرد کلارک و براون است. جامعه آماری، کودکان ۷ تا ۱۲ سالهی بستری در بیمارستان کودکان امام حسین (ع) در شهر اصفهان است که حجم نمونه بهصورت هدفمند و تا رسیدن به حد اشباع نظری از بین آنها انتخاب شد. چهل نقاشی بهدستآمده از کودکان با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرمافزار اطلس تی آی ۷، جهت رسیدن به نظرات کودکان در مورد ویژگیهای اتاق بستری باکیفیت، مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاکی از آن است که بر اساس نظر کودکان، کیفیت فضای بستری به پنج مضمون اصلی شامل اجزای کالبدی اتاق، جاذبههای بصری، جاذبههای عملکردی، خودی کردن فضا و غلبه بر نظم غالب وابسته است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مضامین بهدستآمده از نظرات کودکان بیانکننده این است که پرداختن به اجزای کالبدی با ایجاد جاذبههای بصری و عملکردی و کم کردن محدودیتها میتواند فضا را برای کودک خودی کرده و باعث افزایش کیفیت اتاق بستری شود. نظرات کودکان، تأییدکننده رویکرد تعاملگرا در تعیین مؤلفههای مؤثر بر کیفیت معماری است.
خانم سودابه کمالی شرودانی، دکتر محمدرضا عابدی، دکتر اعظم نقوی،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر بهمنظور مقایسه تأثیر مداخلات از راه دور مشاورهای و مربیگری بر مبنای امید بر رشد پس از سانحه، رضایت از زندگی و شادکامی مبتلایان به ویروس کووید-۱۹ در شرایط قرنطینه در استان اصفهان (۱۸ سال به بالا) انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش بهصورت نیمه آزمایشی بوده و در آن از روش نمونهگیری در دسترس با گمارش تصادفی استفاده شده است. بدین منظور ۴۳ نفر از افراد مبتلا به بیماری کووید-۱۹ در سه گروه مداخله مربیگری بر مبنای امید (۱۴ نفر)، مشاوره بر مبنای امید (۱۴ نفر) و گروه کنترل (۱۵ نفر) گمارش تصادفی شده و پس از تکمیل پرسشنامههای مربوط به شادکامی، رضایت از زندگی و رشد پس از سانحه در مرحلهی پیشآزمون، مداخله مربیگری بر مبنای امید طی ۸ جلسه به مدت ۶۰ دقیقه و مداخله مشاوره بر مبنای امید نیز طی ۸ جلسه به مدت ۶۰ دقیقه در دو گروه آزمایش اعمال شد. پس از پایان مداخله پسآزمون تکمیل گردید و نتایج با استفاده از آزمون مانکوا و آزمونهای تعقیبی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که هر دو مداخله از راه دور مشاوره و مربیگری بر مبنای امید در مقایسه با گروه کنترل بر رشد پس از سانحه، رضایت از زندگی و شادکامی مبتلایان به کووید -۱۹ بهطور معناداری تأثیرگذار است. بااینحال تفاوت معناداری بین متغیرهای پژوهش در دو گروه مشاوره و مربیگری وجود نداشت و هر دو مداخله به یک میزان اثربخش بوده است (۰۵/۰>P).
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت مداخلههای از راه دور امید محور در شرایط بحرانی، چنین مداخلاتی جهت افزایش رشد پس از سانحه، رضایت از زندگی و شادکامی بیمارانی که امکان مراجعه حضوری ندارند توصیه میشود.
احمد عابدی، حمیدرضا عریضی، فاطمه اسدالهی،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: افراد دارای اضطراب اجتماعی به دلیل اضطراب ناشی از حضور در موقعیتهای اجتماعی در بسیاری از زمینههای شخصی و اجتماعی خود ازجمله روابط بینفردی با مشکل مواجه میشوند؛ ازاینجهت متخصصان با انجام مداخلات روانشناختی سعی در کاهش آثار آن در زندگی آنها دارند. در این پژوهش، با روش فراتحلیل، به بررسی و مقایسه اثربخشی مداخلات شناختی-رفتاری و پذیرش و تعهد بر اضطراب اجتماعی پرداخته شد.
مواد و روشها: بدین منظور از بین پژوهشهای متعدد مربوط به این موضوع، ۶۸ پژوهش (۳۱ پژوهش مرتبط با درمان پذیرش و تعهد و ۳۷ پژوهش مرتبط با درمان شناختی رفتاری) که در بین سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۰ در پایگاههای اطلاعاتی معتبر فارسی (ایرانداک، مگایران، علوم انسانی، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و نشریات ادواری، مقالات کشورهای اسلامی (ISC و سیویلیکا) و همچنین پایگاههای معتبر انگلیسی (PubMed، ResearchGate) که مقالات با جامعه ایرانی در آن نمایه شده بود و ازلحاظ روششناختی (گروهدرمانی، دارای متغیر مستقل و وابسته مرتبط و گروه کنترل) موردقبول بودند انتخاب و فراتحلیل روی آنها انجام شد. در این پژوهش، ۶۸ اندازه اثر گزارششده است و ابزار استفادهشده چکلیست فراتحلیل بود. دادههای بهدستآمده توسط نرمافزارCMA-۳ مورد تحلیل قرار گرفت
یافتهها: یافتهها نشان داد که میزان اندازه اثر ترکیبی بهدستآمده برای مداخلات پذیرش و تعهد ۶۰۳/۰ و برای مداخلات شناختی-رفتاری ۶۳۵/۰ بود که حکایت از تأثیر این مداخلات در کاهش اضطراب اجتماعی دارد (۰۰۱/>P).
نتیجهگیری: اندازه اثر ترکیبی بهدستآمده برای مداخلات روانشناختی پذیرش و تعهد و شناختی- رفتاری برحسب جدول تفسیری همبستگی از مقادیر بالایی برخوردار است که میتوان گفت هر دو مداخله روانشناختی بهطور مطلوبی توانستهاند بر کاهش اضطراب اجتماعی مؤثر واقع شوند. برحسب این مقادیر اندازه اثر ترکیبی میتوان اذعان داشت که تأثیر درمان شناختی-رفتاری در کاهش اضطراب اجتماعی کمی بیشتر از درمان پذیرش و تعهد بوده است.
محمدهادی زین العابدینی، کیوان کاکابرایی،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: ارتقای سطح رضایت زناشویی موجب استحکام خانواده و دوام زندگی مشترک میشود. راهبردهای شناختی-رفتاری همچون حل مسئله از کارآمدی مناسبی برای کاهش تعارضات و بهبود رضایت زناشویی برخوردارند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش حل مسئله خانواده محور بر رضایت زناشویی زوجین انجام شد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر با توجه به هدف، کاربردی و شیوه اجرا شبه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل متأهلین مراجعهکننده به مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در سال ۱۳۹۸ بود. ابتدا بر اساس معیارهای ورود و خروج تعداد ۳۰ زوج به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و سپس بهصورت انتساب تصادفی به دو گروه آزمایش (۱۵ زوج) و کنترل (۱۵ زوج) تقسیم شدند. پسازآن گروه آزمایش به مدت ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقهای، آموزش حل مسئله خانواده محور را دریافت نمودند. گروه کنترل در این مدت هیچ مداخلهای دریافت نکردند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه رضامندی زوجیت افروز (۱۳۸۹) استفاده شد. بعد از پسآزمون دادههای جمعآوریشده با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و روش تحلیل کوواریانس و نرمافزار SPSS نسخه ۲۲ مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد، بهکارگیری آموزش حل مسئله خانواده محور تأثیر معناداری بر افزایش رضایت زناشویی زوجین دارد (۰۵/۰>p).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر میتوان گفت برنامه آموزش حل مسئله خانواده محور بهعنوان یک برنامه مداخلهای اثربخش و با اهمیت میتواند در راستای افزایش رضایت زناشویی زوجین مورداستفاده قرار گیرد.
یعقوب هارونی جمالویی، مریم اسماعیلی، احمد عابدی، محمدرضا نجفی،
دوره ۲۱، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری میلین زدای عصـبی مرکـزی اســت. ایــن بیمــاری یکــی از شایعترین بیماریهای نورولوژیک در انسان بوده و ناتوان کنندهترین بیماری سنین جوانی است در این راستا هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثربخشی درمان مبتنی بر تجارب زیسته انگ اجتماعی بر استحکام روانی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شهر اصفهان بود.
مواد و روشها: روش پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود، جامعه آماری پژوهش کلیه بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در سال ۱۳۹۹ به مطب متخصص مغز و اعصاب شهر اصفهان مراجعه کردند بود و همچنین افرادی که از طریق آگاهی در شبکههای اجتماعی مطلع شدند که ۳۰ بیمار مبتلا به ام اس به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه درمان مبتنی بر تجارب زیسته انگ اجتماعی و گروه کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) قرار گرفتند آزمودنیها به مدت ۸جلسه هفتگی ۹۰ دقیقهای تحت درمان مبتنی بر تجارب زیسته انگ اجتماعی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. دادهها در این پژوهش، توسط پرسشنامه استحکام روانی (MTQ۴۸) (کلاف و همکارانش، ۲۰۰۷) در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری گردآوری شد و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر در نرمافزار SPSS نسخه ۲۲ تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس مختلط با اندازهگیری مکرر نشان داد درمان مبتنی بر تجارب زیسته در مرحله بین گروهی تفاوت معنیداری ایجاد کرده است(۰۵/۰>P).
نتیجهگیری: درمان مبتنی بر تجارب زیسته انگ اجتماعی موجب افزایش استحکام روانی در افراد مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس گردیده است. بنابراین این نتایج برای متخصصین بالینی و مراقبین بهداشتی توصیه میگردد.