logo

جستجو در مقالات منتشر شده


۵ نتیجه برای کشاورز

محبوبه کشاورز، امیر قمرانی، مرضیه باقریان، امیر موسی ‌رضایی،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

چکیده &nbsp; زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پیش&rlm;بینی&rlm;کنندگی جهت&rlm;گیری معـنوی معتادان و بار روانی خانواده&rlm;های آن‌ها در پیش&rlm;بینی&rlm;کنندگی ماندگاری در درمان طراحی و اجرا شده است. مواد و روش‌ها: این مطالعه، پژوهشی از نوع توصیفی همبستگی بود که به شکل مقطعی اجرا شد. نمونه مورد مطالعه ۱۰۰ نفر از معتادان خود معرف مراجعه‌کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر اصفهان در سال ۹۲-۹۱ بودند که به شیوه نمونه&rlm;گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از چک لیست اطلاعات دموگرافیک، پرسش‌نامه جهت&rlm;گیری معـنوی معتادان جورج و پرسش‌نامه بار روانی معتادان زاریت و همکاران استفاده شد که توسط بیماران و مراقبان آن‌ها تکمیل گردید. داده‌ها با استفاده از نرم افزار آماری ۱۸ SPSS و بکارگیری روش‌های آمار توصیفی و تحلیلی (آزمون رگرسـیون چندگانه و همبستگی پیرسون)، مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: بر اساس یافته&rlm;های پژوهش‌بین جهت&rlm;گیری معـنوی معتادان و بار روانی خانواده&rlm;های معتادان با ماندگاری در درمان معتادان رابطه معنی&rlm;داری وجود داشت (۰۰۱/۰ p<). به این ترتیب بار روانی خانواده&rlm;های معتادان، پیش&rlm;بینی&rlm;کننده منفی و معنی&rlm;دار ماندگاری در درمان می&rlm;باشد و قادر است ۱۰ درصد (۱۰/۰ = R ۲ ) از واریانس ماندگاری در درمان را تبیین کند. هم‌چنین یافته&rlm;ها نشان داد جهت&rlm;گیری معـنوی معتادان، پیش&rlm;بینی&rlm;کننده مثبت و معنی&rlm;دار ماندگاری در درمان بوده و قادر است ۲۰ درصد (۲۰/۰ = R ۲ ) از واریانس ماندگاری در درمان را تبیین نماید. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته&rlm;های پژوهش حاضر جهت&rlm;گیری معـنوی معتادان و بار روانی خانواده&rlm;های آن‌ها از جمله عوامل تأثیرگذار و پیش&rlm;بینی&rlm;کننده ماندگاری درمان محسوب می&rlm;شوند، لذا پیشنهاد می&rlm;شود در فرایند درمان معتادان و به‌خصوص به همراه خانواده درمانی، پیشینه مذهبی فرد با تأکید بر بعد معنوی به عنوان مرکز ثقل همه ابعاد انسانی مورد توجه قرار گیرد. واژه‌های کلیدی: جهت&rlm;گیری معـنوی، بار روانی خانواده، ماندگاری در درمان، معتادان معتادان خود معرف.
فرشید مرادیان، جعفر حسنی، مهدیه صالحی، سید علی آذین، فرناز کشاورزی ارشدی،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۷ )
چکیده

زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان‌درمانی پویشی کوتاه‌ مدت فشرده (Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy یا ISTDP) در درمان زنان مبتلا به کژکاری‌های جنسی مقاوم به درمان‌های جنسی معمول (شناختی- رفتاری و زیستی- پزشکی) و بررسی نگهداری بهبودی در پیگیری بعدی انجام گرفت. مواد و روش‌ها: این مطالعه مبتنی بر طرح‌های پژوهشی تک ‌آزمودنی بود و فرایند اجرای طرح از دو بخش غربالگری و مداخله تشکیل شد. نمونه ۵ نفره تحقیق بر اساس ملاک‌های متعدد ورود و غربالگری درمانی، از میان درمانجویان زن مبتلا به کژکاری‌های جنسی در شهر تهران انتخاب شد و آزمودنی‌ها تحت ISTDP قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از شاخص کارکرد جنسی زنان (Female Sexual Function Index یا FSFI)، پرسش‌نامه کیفیت جنسی زندگی زنان (Sexual Quality of Life-Female یا SQOL-F) و مقیاس ارزشیابی ذهنی کارکرد جنسی همسر (Subjective evaluation of partner sexual function یا SEOPSF) جمع‌آوری گردید. یافته‌ها: روش ISTDP در مقایسه با سکس‌تراپی رایج، توانست منجر به بهبود کارکرد جنسی آزمودنی‌ها شود و آنان را به بالای خط برش بهنجار جابه‌جا کند. همچنین، این تغییر موجب ارتقای اساسی کیفیت جنسی زندگی آنان شد. روند تغییر در بازه‌ای که نخستین رخنه در ناهشیار برای یک آزمودنی خاص رخ داد، رشد قابل توجهی داشت که این امر می‌تواند شاهدی بر سبب‌شناسی پویشی کژکاری باشد. ارتقای ایجاد شده در کارکرد جنسی و کیفیت جنسی زندگی آزمودنی‌ها همچنان در جلسه پیگیری ۸ هفته‌ای برجسته بود. نتیجه‌گیری: درمان‌های روان‌پویشی معاصر که ماهیتی یکپارچه‌نگر، فشرده و کوتاه ‌مدت دارند، می‌توانند جایگزین شایسته‌ای برای سکس‌تراپی رایج در نظر گرفته شوند و در این راستا به نظر می‌رسد ISTDP بهترین گزینه باشد.
زهرا کشاورز، نورمحمد بخشانی، حسن آقائی خواجه لنگی،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: عشق یکی از حیرت‌انگیزترین هیجان‌هایی است که انسان می‌تواند تجربه کند، اما درعین‌حال، می‌تواند یکی از دردناک‌ترین هیجان‌ها باشد. انحلال روابط عاشقانه با انواع پاسخ‌های منفی جسمی و روانی اعم از اضطراب، افسردگی، آسیب‌شناسی روانی، تنهایی و سرزنش خود همراه بوده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان شفقت‌محور بر عاطفه منفی و سرزنش خود در دانشجویان دختر با شکست عاطفی صورت گرفت.
مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش‌آزمون و پس‌آزمون می‌باشد؛ بدین منظور از بین دانشجویان دختر دارای تجربه شکست عاطفی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال تحصیلی ۹۶-۹۷، نمونه‌ای ۴۰ نفره به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (۲۰=n) گمارده شدند. کلیه آزمودنی‌ها در مرحله پیش‌آزمون پرسشنامه عاطفه منفی و سرزنش خود را تکمیل کردند. سپس گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای تحت آموزش درمان شفقت محور قرار گرفتند، درحالی‌که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. در پایان هر دو گروه مجدداً ارزیابی شدند. داده‌های پژوهش از طریق آزمون تحلیل کوواریانس (آنکووا) مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که مداخله درمانی شفقت محور باعث کاهش نمرات عاطفه منفی و سرزنش خود در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل شده است (۰۱/۰ P).
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های تحقیق، جهت کاهش عاطفه منفی و سرزنش خود در دانشجویان دختر با شکست عاطفی می‌توان از درمان شفقت‌محور استفاده کرد و کابرد آن بر روی جعیت ایرانی موجه می باشد.
سید مهدی رضوی دهکردی، سعید کشاورز، جمشید بنایی بروجنی، الهام افتخاری،
دوره ۲۱، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده

مقدمه و هدف: باتوجه به عوارض ناشی از اضافه بر سیستم قلبی­عروقی و افزایش این مشکلات دردوران سالمندی، امروزه از تمرینات ترکیبی درجهت کاهش این عوارض استفاده می­شود. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی بر بیان ژن­های  HIF۱،VEGF، UCP۱ و ترکیب بدن مردان سالمند دارای اضافه وزن بود.
مواد و روش­‌ها: در این پژوهش؛ ۲۰ مرد سالمند که به صورت تصادفی به گروه تمرین ترکیبی (۱۰نفر) و کنترل (۱۰ نفر) با دامنه سنی ۷۸/۳ ± ۷۰/۶۰ (سال)، وزن ۶۶/۲ ± ۳۵/۹۱ (کیلوگرم)، قد(متر) ۳۳۷/۰ ± ۷۴/۱، شاخص توده بدن (کیلوگرم/متر۲) ۶۷/۱ ± ۶۸/۲۹ ، توده چربی (درصد) ۲۲/۱ ± ۶۱/۲۷، توده عضلانی (کیلوگرم) ۳۴/۱ ± ۰۳/۳۰ و حداکثر اکسیژن مصرفی (میلی­لیتر/کیلوگرم/دقیقه) ۲۵/۲ ± ۹۴/۳۱ تقسیم شدند، حضور داشتند. گروه ترکیبی؛ تمرین مقاومتی به مدت هشت هفته و ۳ جلسه در هفته انجام دادند. به منظور اندازه‌گیری بیان ژن HIF۱ و VEGF گلبول­های سفید خون و سطوح پلاسمایی PGC۱a ، نمونه گیری خونی ۴۸ ساعت قبل از شروع اولین جلسه تمرینی و همچنین ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی،  در حالی که همه آزمودنی‌ها ناشتا بودند به عمل آمد. برای اندازه­گیری بیان ژن­  HIF۱،VEGF و UCP۱ از روش PCR Real-time- استفاده شد. جهت تحلیل داده­ها از آزمون تی­مستقل و وابسته در سطح معنی داری ۰۵/۰ ، با نرم افزار SPSS ورژن ۲۲ استفاده شد.
یافته‌­ها: نتایچ پژوهش حاضر نشان داد هشت هفته تمرینات ترکیبی سبب افزایش ­معنی­داری در بیان ژن­های HIF۱، VEGF، UCP۱، کاهش معنی­دار توده چربی و شاخص توده بدن شد (۰۰۱/۰=P).
نتیجه­‌گیری: یافته­های این پژوهش نشان داد که از تمرینات ترکیبی با مدل بیان شده در این پژوهش، در جهت بهبود وضعیت فیزیولوژیکی و بهبود ترکیب بدن افراد سالمند استفاده شود
علی احمدی، جمشید بنایی بروجنی، سعید کشاورز، الهام افتخاری،
دوره ۲۲، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از بیماری­های غیرواگیر که عوارض زیادی بر بدن وارد می­کند، دیابت می­باشد. امروزه از شیوه زندگی انتخابی و رفتارهای روزانه فرد به ویژه فعالیت­های ورزشی در کاهش عوارض ناشی از آن استفاده زیادی می­شود. هدف از پژوهش حاضر، تاثیر تاثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی بر سطوح پلاسمایی کاینورنین و ترکیب بدن مردان دیابتی نوع دو بود.
مواد و روش‌ها: دراین پژوهش، آزمودنی  شامل ۲۴ مرد مبتلا به بیماری دیابت نوع دو با دامنه سنی ۰۰/۴ ± ۲۹/۶۰ (سال)، وزن ۸۳/۶ ± ۳۷/۸۷ (کیلوگرم)، قد ۱۱/۰ ± ۵۷/۱ (متر)، شاخص توده بدن (کیلوگرم/متر۲) ۰۹/۹ ± ۱۲/۳۶ ، توده چربی (درصد) ۹۴/۱ ± ۷۷/۲۸، توده عضلانی (کیلوگرم) ۶۶/۱ ± ۸۲/۲۶، میانگین قند خون سه ماهه (A۱C) ۴۱/۰ ± ۷۴/۷، قندخون ناشتا (میلی­گرم/دسی­لیتر) ۱۴/۲ ± ۷۹/۱۶۳، سابقه­ی بیماری (سال) ۵۰/۰ ± ۹۲/۳، به طور داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه، گروه تجربی(۱۲ نفر) و گروه کنترل (۱۲ نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته، هرهفته سه جلسه­ی ۶۰ تا ۸۰دقیقه­ای، تمرینات ترکیبی شامل تمرینات مقاومتی (چهار تمرین برای عضلات فوقانی و تحتانی با شدت ۶۰ تا ۷۰ درصدیک تکراربیشینه) و هوازی (با شدت ۶۰درصد حداکثر اکسیژن مصرفی به مدت ۱۵ دقیقه) را انجام دادند و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. به منظور بررسی اندازه‌گیری متغیرهای پژوهشی، نمونه گیری خونی ۴۸ ساعت قبل از شروع اولین جلسه تمرینی و همچنین ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی  در حالی که همه آزمودنی‌ها ناشتا بودند به عمل آمد. از روش الایزا جهت اندازه­گیری سطوح  پلاسمایی کاینورنین استفاده گردید. برای تحلیل داده­ها از آزمون آماری آزمون تی­همبسته، تی­مستقل و آزمون شاپیروویلک جهت نرمال کردن داده­ها در سطح معنی داری ۰۵/۰ ، با نرم افزار SPSS ورژن ۲۲ استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد هشت هفته تمرینات ترکیبی سبب کاهش سطوح پلاسمایی کاینورنین شد. علاوه بر این، تمرین ترکیبی منجر به کاهش توده چربی و شاخص توده بدن و افزایش توده بدون چربی گردید.
نتیجه‌گیری: بنابرنتایج این پژوهش، پیشنهاد می­شود که از تمرینات ترکیبی درجهت کاهش سطوح پلاسمایی کاینورنین و بهبود ترکیب بدن مردان دیابتی نوع دو استفاده شود.

صفحه ۱ از ۱