۱۷ نتیجه برای نجات
غلامحسین احمدزاده، آزاده ملکیان، حمید افشار، محسن معروفی، محمد اربابی، علی اکبر نجاتی صفا،
دوره ۹، شماره ۵ - ( ۱۱-۱۳۹۰ )
چکیده
این مقاله ابتدا به مروری بر تاریخچه پزشکی روانتنی و روانپزشکی رابط- مشاور در جهان و ایران میپردازد و سپس الگوهای مختلف ارایه خدمات پزشکی روانتنی و روانپزشکی رابط- مشاور به صورت کوتاه ارایه میکند. همچنین پس از نگاهی اجمالی به وضعیت کنونی این رشته در دنیا به شرح مفصلتری پیرامون خاستگاه، شکلگیری و وضعیت کنونی پزشکی روانتنی در کشور آلمان به عنوان یکی از کشورهای اروپایی فعال در این حوزه ارایه میدهد. کشور آلمان با ارایه مدلی دوگانه و متفاوت در این زمینه با بسیاری از کشورهای جهان متفاوت است. واژههای کلیدی: آلمان، ایران، پزشکی روانتنی، روانپزشکی رابط-مشاور.
وحید نجاتی، قیصر ملکی، عباس ذبیحزاده، مریم صفرزاده،
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۱۱-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف : سوگیری توجه به تخصیص افتراقی توجه به سوی محرک تهدید کننده نسبت به محرک خنثی اشاره دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین واژههای فارسی مرتبط با وسواس و مقایسه سوگیری توجه در افراد مبتلا به اختلال وسواس- بیاختیاری و همتایان عادی آنها بود. مواد و روشها: طرح تحقیق پژوهش حاضر از نوع مورد- شاهد بوده، که در آن ۴۶ بیمار مبتلا به اختلال وسواس- بیاختیاری با ۴۶ فرد سالم با دامنه سنی ۱۹ تا ۴۱ به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابتدا ۲۶۵ واژه مبتنی بر ادبیات پژوهشی مربوط به اختلال وسواس- بیاختیاری انتخاب شد و سپس توسط ۳۰ بیمار مبتلا به وسواس- بیاختیاری بر اساس بار تهدیدکنندگی، از صفر تا ۱۰ درجهبندی شد. سپس ۴۰ واژه دارای بیشترین نمره، برای گنجاندن در تکلیف Stroop هیجانی انتخاب شد. زمان واکنش و همچنین تعداد پاسخهای درست و غلط در آزمون Stroop هیجانی با استفاده از آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: دو گروه در زمان واکنش، تفاوت معنیدار داشتند (۰۵/۰ < P). همچنین تعداد پاسخهای درست در گروه افراد سالم به طور معنیداری بیشتر از گروه بیمار بود (۰۱/۰ < P). نتیجهگیری: نتایج حاکی از نقصان در کارکردهای توجهی بیماران مبتلا به اختلال وسواس- بیاختیاری نسبت به واژههای مرتبط با وسواس بود. تعیین واژههای فارسی مرتبط با وسواس امکان انجام پژوهشهای کنترل شدهتر را فراهم آورده، میتواند زمینهساز به وجود آمدن آزمونهای عصبشناختی و تشخیصی کارآمد در حوزه اختلال وسواس- بیاختیاری باشد. واژههای کلیدی: اختلال وسواس- بیاختیاری، آزمون Stroop هیجانی، سوگیری توجه، واژههای فارسی، نقص توجه.
وحید نجاتی، اسماعیل شیری،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی و شناخت مکانیزم های عصب شناختی درگیر در مصرف سیگار می تواند در درمان آن مؤثر باشد. هدف این مطالعه، بررسی مقایسه ای تصمیم گیری مخاطره آمیز و کنترل مهار در افراد سیگاری و سالم بود. مواد و روش ها: ۴۰ فرد سیگاری و ۴۰ فرد غیر سیگاری از شهر تهران در سال ۹۰-۱۳۸۹به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و مورد مقایسه قرار گرفتند. این پژوهش پس رویدادی از نوع علی- مقایسه ای بود و از آزمون های عصب شناختی برو/ نرو (حرکت/ مهار حرکت) جهت سنجش کنترل مهاری و خطرپذیری بادکنکی برای سنجش تصمیم گیری مخاطره آمیز مورد استفاده قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها آزمون t استودنت به کار برده شد. یافته ها: گروه سیگاری در آزمون برو/ نرو در مرحله حرکت تفاوتی بین دو گروه دیده نشد (۰۵/۰ < P)، اما در مرحله بازداری (توقف حرکت) گروه سیگاری عملکرد ضعیف تری داشتند (۰۱/۰ < P). همچنین نتایج نشان داد که افراد سیگاری در مقیاس خطرپذیری بادکنکی در مقایسه با گروه غیر سیگاری خطرپذیری بیشتری در تصمیم گیری نشان می دهند (۰۱/۰ < P). نتیجه گیری: با توجه به نقص در تصمیم گیری مخاطره آمیز و نقص در بازداری در افراد سیگاری، این ویژگی ها می تواند به عنوان عوامل مستعد آسیب زا در نظر گرفته شود و در پیش گیری و درمان افراد سیگاری مورد توجه قرار گیرد.
وحید نجاتی،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۵-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف: تکانشگری و تصمیمگیری پرخطر عامل کلیدی بسیاری از آسیبهای فردی-اجتماعی و اختلالهای رفتاری است. از طرفی در بسیاری از افراد مبتلا به این آسیبها به ویژه اعتیاد سابقه اختلال نقص توجه و بیشفعالی گزارش شده است. به نظر میرسد تصمیمگیری نیازمند فرایندهای پایهای شناختی از جمله حافظه کاری، توجه و کنترل مهاری باشد. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین تصمیمگیری پرخطر با کارکردهای توجهی، حافظه کاری و کنترل مهاری است. مواد و روشها: در این پژوهش مقطعی ۲۱۵ دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی در سال ۱۳۹۰ با استفاده از آزمونهای نوروسایکولوژیک بارت برای بررسی تصمیمگیری پرخطر و آزمون­های اِن بک برای ارزیابی حافظه کاری، استروپ برای بررسی توجه، آزمون عملکرد مداوم برای توجه پایدار، برو/نرو برای بررسی کنترل مهاری مورد ارزیابی قرار گرفتند. از آزمون همبستگی پیرسون برای بررسی ارتباط بین کارکردهای اجرایی و تصمیم گیری پرخطر استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که ارتباطی بین تصمیمگیری پرخطر و کارکردهای توجه پایدار، انتخابی و انتقالی و حافظه کاری وجود ندارد( P>۰,۰۵ ). در مقابل بین کارکردهای کنترل مهاری و تصمیمگیری پرخطر ارتباط معنیداری وجود دارد( P<۰.۰۱ ). نتیجهگیری: دلیل عدم ارتباط معنیدار بین کارکردهای توجهی و تصمیمگیری پرخطر را میتوان خاستگاه آناتومیک متفاوت آنان دانست. به نحوی که کارکردهای توجهی در قشر پیش پیشانی خلفی خارجی و تصمیمگیری و کنترل مهاری هر دو در قشر میانی داخلی پیش پیشانی هدایت میشوند. بر اساس یافتههای این پژوهش کنترل مهاری پیشگوی مناسبی برای تصمیمگیری پرخطر است و اثر بخشی تقویت آن بر کاهش تصمیمگیری پرخطر برای پژوهشهای آتی توصیه میشود. واژههای کلیدی: کارکردهای اجرایی، کنترل مهاری و تصمیمگیری پرخطر
اسماعیل شیری، وحید نجاتی، حمیدرضا پوراعتماد، نرگس چیمه،
دوره ۱۱، شماره ۵ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف : نقصان تئوری ذهن یکی از زیربناهای اختلال در مهارتهای اجتماعی در کودکان اتیسم است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر توانبخشیشناختی بر بهبود توانایی شناخت اجتماعی کودکان اتیسم با عملکرد بالا است. مواد و رو شها: این مطالعه از نوع طرحهای تک آزمودنی است که ۴ کودک مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. هر ۴ کودک، ۱۴ جلسه انفرادی توانبخشیشناختی را دریافت کردند.. ارزیابیها در ۶ مرحله، دو هفته پیش از شروع درمان، دو هفته بعد یعنی قبل از شروع درمان، بعد از پنچ جلسه درمان، بعد از ده جلسه درمان، یک روز بعد از پایان درمان و در نهایت مرحله پیگیری (چهار هفته بعد از پایان درمان)، انجام شد. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر، تکلیف باور- کاذب سالی- آن، ذهنخوانی از طریق تصاویر چشم و آزمون ذهنخوانی تماشاچی بود.. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل بصری و اندازه اثر استفاده شد. یافتهها : نتایج مطالعه نشان داد عملکرد آزمودنیهای مطالعه در آزمون باور کاذب سالی- آن و ذهنخوانی تماشاچی بهبود یافته است. همچنین تغییری در توانایی ذهنخوانی از طریق تصاویر چشم مشاهده نشد. همچنین اندازه اثر نشان داد این برنامه آموزشی بر باور کاذب و ذهنخوانی مؤثر بوده است. نتیجهگیری : یکی از رویکردهای توانبخشیشناختی که در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفت و اثربخشی آن نشان داده شد، ترمیم نقایص است. پیشنهاد میشود درمانگران به جای آموزش راهبردهای درمانی که سعی در اصلاح رفتار بیمار اتیسم در جهت کاهش نیاز به شناخت اجتماعی دارد، از رویکرد ترمیم استفاده نمایند. بر اساس یافتههای این مطالعه با مداخله کوتاه مدت و فشرده امکان ترمیم توانایی تئوری ذهن در کودکان مبتلا به اتیسم وجود دارد. واژههای کلیدی : اتیسم، تئوری ذهن، شناخت اجتماعی، توانبخشیشناختی
وحید نجاتی، مریم تاجمیرریاحی، روح الله منصوری سپهر، سمیرا گلپایگانی،
دوره ۱۱، شماره ۶ - ( ۱۱-۱۳۹۲ )
چکیده
چکیده زمینه و هدف : علایم گستره طیف اتیسم میتواند بدون اختلال واضح در زندگی روزانه در افراد عادی وجود داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی ساختار عاملی پرسشنامه علایم اتیسم (BAPQ یا Broad Autism Phenotype Questionaire ) و مقایسه شاخصه‏های روانسنجی آن با پرسشنامه شناخت اجتماعی (AQ یا Autsim Quotient ) می‏پردازد. مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی از نوع همبستگی، ۳۵۱ نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی دو پرسشنامه شناخت اجتماعی (AQ) و پرسشنامه علایم اتیسم (BAPQ) را تکمیل نمودند که برای بررسی علایم اتیسم در جمعیت عادی طراحی شده‏اند. تحلیل عاملی اکتشافی برای بررسی ساختار عاملی و روایی سازه، و سه روش محاسبه آلفای کرونباخ، دو نیم کردن و آزمون- بازآزمون برای بررسی پایایی مورد استفاده قرار گرفت. یافته‏ها: تحلیل عاملی اکتشافی، ۴ عامل مجزا را در پرسش‏نامه علایم اتیسم نشان داد که روی هم رفته ۳۷ درصد از واریانس دادهها را تبیین میکنند. دو بعد مشکلات زبانی و شخصیت انعطافناپذیر و نمره کلی پرسشنامه طیف اتیسم (BAPQ) و دو بعد ارتباط و تصور و نمره کلی پرسشنامه شناخت اجتماعی (AQ) قابلیت افتراق دو جنس را دارد که تاییدی بر روایی افتراقی این دو پرسشنامه است. پایایی پرسش‏نامه علایم اتیسم (BAPQ) با روش آلفای کرونباخ ۸۲/۰ بهدست آمد. نتیجهگیری: براساس یافته‏های این پژوهش، پرسشنامه علایم اتیسم (BAPQ) ابزاری مناسب‏تری از نظر روایی و پایایی است و روایی افتراقی بهتری دارد. استفاده از این ابزار در پژوهش‏های آتی پیشنهاد می‏شود. واژههای کلیدی : پرسش‏نامه سنجش علایم اتیسم، پرسش‏نامه شناخت اجتماعی، ساختار عاملی، اعتبار، روایی
وحید نجاتی،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
چکیده: زمینه و هدف : ذهنخوانی توانایی استنتاج حالات ذهنی است و به عنوان یک توانایی شناخت اجتماعی نقش مهمی در تعامل اجتماعی دارد. هدف از این مطالعه طراحی نسخه فارسی آزمون ذهنخوانی از طریق صدا و بررسی خصوصیات روانسنجی آن است. مواد و روش ها: مطالعه مقطعی حاضر از نوع مطالعات همبستگی بوده و در ۲۱۶ نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی و تهران در سال ۱۳۹۱ انجام شد. آزمونهای ذهنخوانی از طریق صدا (تهیه شده در مطالعه حاضر) و ذهن خوانی از طریق تصاویر چشم برای ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت. دو نسخه متفاوت و یک نسخه کوتاه آزمون نیز تهیه شد. در بررسی خصوصیات روانسنجی؛ از تحلیل عاملی اکتشافی برای بررسی روایی، از همبستگی پیرسون برای بررسی روایی همزمان و از تی زوجی برای بررسی روایی افتراقی بین دو جنس استفاده شد. برای بررسی پایایی از همسانی درونی گویهها و محاسبه آلفای کرونباخ استفاده شد. برای بررسی قدرت پیشگویی آزمون طراحی شده از تحلیل رگرسیون خطی استفاده شد. یافتهها : تحلیل عاملی یک عامل اصلی از آزمون بهدست داد، همبستگی بین آزمون ذهن خوانی از طریق چشم و نسخههای مختلف آزمون ذهنخوانی از طریق صدا معنی دار بود. در تمامی نسخههای آزمون دو جنس تفاوت معنیداری به نفع زنان داشتند (۰۰۱/۰P<). ذهنخوانی از طریق صدا پیشگوی مناسبتری برای تعیین جنسیت نسبت به ذهنخوانی از طریق چشم است (۰۰۱/۰P<). آلفای کرونباخ برای نسخه کلی، نسخه اول، نسخه دوم و نسخه کوتاه به ترتیب ۸۱۶/۰، ۵۷۱/۰، ۷۶۴/۰، ۸۸۵/۰ نشان داده شد. نتیجهگیری : نسخه فارسی آزمون ذهنخوانی از طریق صدا یک آزمون روا و پایا برای ارزیابی توانایی ذهنخوانی است. قدرت پیشگویی جنسیت آزمون ذهنخوانی از طریق صدا از آزمون ذهنخوانی از طریق چشم بیشتر است. واژههای کلیدی : نسخه فارسی آزمون ذهن خوانی از طریق صدا، شناخت اجتماعی، روانسنجی
سمیه مختاری، صدراله خسروی، عبدالله نجاتبخش،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده زمینه و هدف: شایعترین اختلالات روانپزشکی در جمعیت عمومی به خصوص ایران، اختلالات اضطرابی و اختلالات خلقی هستند. چندین نظریه شناختی و رفتاری جهت تبیین اختلالات مذکور در سالهای اخیر توسعه یافته است که از جمله میتوان به مدل عدم تحمل بلاتکلیفی اشاره کرد. هدف پژوهش حاضر مقایسهی متغیرهای عدم تحمل بلاتکلیفی، نگرانی، اجتناب شناختی و جهتگیری منفی به مشکل، بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال افسردگی اساسی و افراد عادی بود. مواد و روشها: از سه گروه افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال افسردگی اساسی و افراد سالم، هر یک به تعداد ۳۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند، انتخاب شدند. جهت گردآوری دادههای مورد نیاز، در سه گروه، پرسشنامههای عدم تحمل بلاتکلیفی، نگرانی، اجتناب شناختی و جهتگیری منفی به مشکل به کار گرفته شد. دادهها به روش واریانس چند متغیره و واریانس و توسط نرم افزارSPSS نسخه ۱۸ تحلیل شد. یافتهها: در چهار متغیر فوق، تفاوت میان سه گروه به سطح معنیداری رسیده است )۰۵/۰ (P<. در متغیرهای عدم تحمل بلاتکلیفی، نگرانی و جهتگیری منفی به مشکل، تفاوت هر یک از دو گروه افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و اختلال افسردگی اساسی با افراد سالم معنیدار بود )۰۵/۰ (P<.همچنین در متغیر اجتناب شناختی تفاوت افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و افراد سالم نیز معنیدار بود )۰۵/۰ (P<. نتیجهگیری: چهار عامل موجود در مدل عدم تحمل بلاتکلیفی، از ویژگیهای مشترک اختلال اضطراب فراگیر و اختلال افسردگی اساسی است و آگاهی از عوامل فوق، موجب تسریع در شناسائی ، تشخیص و درمان الگوهای نقص در بیماران مبتلا به اختلالات اضطراب فراگیر و افسردگی اساسی توسط روانپزشکان و روانشناسان میگردد. واژههای کلیدی: عدم تحمل بلاتکلیفی، نگرانی، اجتناب شناختی، جهتگیری منفی به مشکل، اختلال اضطراب فراگیر، اختلال افسردگی اساسی
وحید نجاتی،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف : توجه پایدار میتواند به وسیله تکالیف مداد- کاغذی مورد سنجش قرار گیرد. هدف مطالعه حاضر، طراحی یک آزمون مداد- کاغذی فارسی برای سنجش توجه پایدار و بررسی روایی و پایایی آن بود. مواد و روشها: این مطالعه مقطعی بر روی ۲۳۰ دانشآموز دبستانی با میانگین سنی ۴۶/۱ ± ۰۹/۹ سال و با دامنه سنی ۷ تا ۱۱ سال صورت گرفت. آزمون ثبت توجه و آزمون عملکرد مداوم بر روی نمونهها اجرا شد. آزمون ثبت توجه بر روی ۱۵۱ نفر از نمونهها با فاصله ۴ تا ۶ هفته تکرار گردید. برای بررسی روایی همزمان، آزمون Pearson بین نتایج دو آزمون عملکرد مداوم و ثبت توجه مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی تکرارپذیری نیز بین دو نوبت اجرای تکلیف آزمون، آزمون Pearson انجام شد. یافتهها: خطای حذف و خطای ارتکاب در دو آزمون با یکدیگر رابطه مثبت و معنیداری داشتند. خطای حذف، خطای ارتکاب و کل زمان آزمون به ترتیب با ضرایب Pearson ۸۸۶/۰، ۶۱۰/۰ و ۴۷۸/۰ در دو ارزیابی، همبستگی مثبت و در سطح ۰۰۱/۰ معنیدار بود. نتیجهگیری: آزمون ثبت توجه یک آزمون معتبر و تکرارپذیر برای سنجش توجه پایدار است.
شهریار شهیدی، وحید نجاتی، سامان کمری،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف : ویژگیهای شخصیتی برخاسته از تفاوتهای فرهنگی است. این پژوهش با هدف بررسی ویژگیهای شخصیتی در فرهنگ ایرانی انجام شد. مواد و روشها: مطالعه مقطعی حاضر با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای، بر روی ۴۳۴۲ نوجوان ایرانی از ۱۲ استان کشور انجام شد. به منظور جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه ویژگیهای شخصیتی NEO-FFI (NEO Five-Factor Inventory) استفاده گردید. جهت تحلیل دادهها، روش تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) مورد استفاده قرار گرفت. یافتهها: بین ویژگیهای شخصیتی دختران و پسران در تمام ابعاد شخصیت تفاوت معنیداری وجود داشت. همچنین، بین اقوام مختلف ایرانی در ابعاد ویژگیهای شخصیتی نیز تفاوت معنیداری مشاهده شد (۰۰۱/۰ > P). از طرف دیگر، بین ویژگیهای شخصیتی افراد در اقلیمهای مختلف جغرافیایی نیز تفاوت معنیداری به دست آمد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که فرهنگ، قومیت و اقلیم جغرافیایی میتواند بر روی ویژگیهای شخصیتی مردم ایران تأثیرگذار باشد.
امیر حمزه خراسانی، ماریا ای. آگیلار وفایی، وحید نجاتی، حمید رضا حسنآبادی،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف : با توجه به نقش محوری حافظه کاری در شناخت عمومی، برنامههای تقویت ظرفیت حافظه کاری در سالهای اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران را در حوزههای مختلف روانشناسی به خود جلب کرده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر تقویت ظرفیت حافظه کاری با استفاده از تکالیف فراخنای ساده بر انتقال نزدیک و دور در نوجوانان پسر با ظرفیت حافظه کاری پایین بود. مواد و روشها: ۳۰ نفر از نوجوانان پسر مقطع متوسطه دورههای اول و دوم مدارس شهرستان دامغان که ظرفیت حافظه کاری پایینی داشتند، به طور داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. برنامه تقویت حافظه کاری سینا به عنوان برنامه مداخله به کار گرفته شد. گروه آزمایش، برنامه تقویت ظرفیت حافظه کاری سینا را با استفاده از تکالیف فراخنای ساده، طی ۲۰ جلسه دریافت نمودند. ظرفیت حافظه کاری شنیداری و دیداری با استفاده از تکالیف فراخنای عددی شنیداری و دیداری خرده آزمونهای Wechsler و حافظه کاری بروزرسانی از طریق آزمون N-back در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سنجیده شد. یافتهها: تقویت ظرفیت حافظه کاری با استفاده از تکالیف فراخنای ساده، تنها منجر به بهبود ظرفیت حافظه کاری شنیداری گردید (۰۰۱/۰ > P)، اما بهبود معنیداری در ظرفیت حافظه کاری دیداری (۰۸۵/۰ = P) و بروزرسانی حافظه کاری (۱۲۸/۰ = P) مشاهده نشد. نتیجهگیری: برنامه تقویت ظرفیت حافظه کاری با تکالیف فراخنای ساده، تنها منجر به انتقال نزدیک در برخی تکالیف میشود، اما در انتقال دور هیچ نتیجه معنیداری به دست نیامد.
احمد منصوری، حمید نجات، نسیبه منصوری،
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۵-۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف : بیخوابی، یکی از شایعترین اختلالات روانشناختی میباشد که سلامت و بهزیستی روانی افراد را به خطر میاندازد. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین سیستمهای مغزی رفتاری و شدت بیخوابی انجام گردید. مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، ۲۱۰ نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود به روش نمونهگیری خوشهای مرحلهای انتخاب شدند. مقیاس سیستم فعالساز رفتاری/ سیستم بازداری رفتاری (Behavioural Inhibition System/Behavioural Activation System یا BIS/BAS scales)، پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (Difficulties in Emotion Regulation Scale یا DERS) و پرسشنامه شدت بیخوابی (Insomnia Severity Index یا ISI) در مورد شرکتکنندگان تکمیل گردید. دادههای به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و تحلیل مسیر در نرمافزارهای SPSS و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: سیستم بازداری پیشبین دشواری در تنظیم هیجان بود که به سهم خود پیشبین شدت بیخوابی نیز میباشد. همچنین، مدل مربوط به نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین سیستمهای مغزی رفتاری و شدت بیخوابی، برازش قابل قبولی را با دادهها نشان داد. نتیجهگیری: نتایج به دست آمده از پژوهش، بر اهمیت سیستمهای مغزی رفتاری و تنظیم هیجان در بیخوابی تأکید مینماید. همچنین، این سیستم بازداری رفتاری بیخوابی شدیدتری را به واسطه دشواری در تنظیم هیجان به دنبال دارد.
محمد حسن دوازده امامی، امیرمحسن راهنجات، یاسر بولاغی، محسن احمدی طهورسلطانی، امیرسام کیانی مقدم،
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۵-۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف : حالات هیجانی منفی و مثبت، وسوسه و اضطراب، از مهمترین عوامل خطر اعتیاد میباشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت نظمجویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک (Dialectical behavior therapy یا DBT) بر وسوسه و اضطراب افراد مبتلا به سوء مصرف مواد انجام شد. مواد و روشها: این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و همراه با گروه شاهد بود. نمونهها (۲۸ نفر) به روش در دسترس از میان سوء مصرفکنندگان مواد در مراکز ترک اعتیاد شهر اهواز، بر اساس مصاحبه بالینی انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیمبندی شدند. هر دو گروه مراحل ترک و سمزدایی را سپری کردند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه تحت آموزش مهارت نظمجویی هیجان مبتنی بر DBT قرار گرفتند، اما گروه شاهد هیچگونه مداخلهای دریافت نکردند. دادهها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه عقاید وسوسهانگیز و پرسشنامه اضطراب Beck (Beck Anxiety Inventory یا BAI) جمعآوری گردید. یافتهها: تفاوت معنیداری بین دو گروه آزمایش و شاهد از لحاظ میزان اضطراب و وسوسه وجود داشت (۰۰۱/۰ > P برای هر دو). به عبارت دیگر، میزان اضطراب و وسوسه در گروه آزمایش نسبت به پیشآزمون و گروه شاهد، به طور معنیداری کاهش یافت. نتیجهگیری: بر اساس نتایج میتوان گفت که مداخلات آموزشی نظمجویی هیجان مبتنی بر DBT، روش درمانی مناسبی برای دانشجویان در جهت کاهش علایم اضطراب و وسوسه سوء مصرفکنندگان مواد میباشد.
مریم شریفیان، احمد علیپور، وحید نجاتی،
دوره ۱۶، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف : کنترل مهاری دقیق و در عین حال انعطافپذیر پاسخهای خودکار شناختی و هیجانی برای رفتار سازگارانه هنگام وقوع حوادث غیر قابل پیشبینی، نیازی اساسی در زندگی روزمره میباشد و نقص در این عملکرد اجرایی- شناختی، مشخصه اختلالات روانپزشکی مختلف از جمله نقص توجه- بیشفعالی (Attention-deficit hyperactivity disorder یا ADHD) و سوء مصرف مواد است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی عملکرد کنترل مهاری تداخلی و پاداش پیشین در زمان حضور محرکهای هیجانی و غیر هیجانی از طریق تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه (Transcranial direct current stimulation یا tDCS) بود. مواد و روشها: در این مطالعه، ۲۰ نفر داوطلب با میانگین سنی ۷/۲۱ سال (دامنه سنی ۱۹ تا ۳۰ سال) در سه موقعیت تحریک آندی قشر خلفی خارجی پیشپیشانی (Dorsolateral prefrontal cortex یا DLPFC)، تحریک آندی قشر حدقهای پیشانی (Orbitofrontal cortex یا OFC) و شرایط شبه تحریک از طریق آزمونهای Stroop هیجانی و برو/ نرو هیجانی که به ترتیب برای سنجش کنترل مهار تداخلی و مهار پاداش پیشین میباشند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافتهها: یافتههای آزمون Stroop نشان دهنده تفاوت معنیدار در دقت اجرا (۰۰۱/۰ > P) و تفاوت غیر معنیدار در سرعت اجرا (۰۵۰/۰ < P) بود. نتایج آزمون برو/ نرو نیز تفاوت غیر معنیدار در دقت اجرا (۰۵۰/۰ < P) و همچنین، تفاوت غیر معنیدار در زمان واکنش (۰۵۰/۰ < P) را نشان داد. نتیجهگیری: با توجه به درگیری دو ساختار مغزی متفاوت در کنترل مهاری و عوامل هیجانی، تحریک یک ساختار واحد برای بهبود همزمان این دو کارکرد اثربخش نمیباشد و به شواهد بیشتری برای بهبود همزمان مهار و هیجان نیاز است.
علی نجات، زهره رافضی، فریده حسین ثابت،
دوره ۱۸، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال وسواسی-جبری، یکی از اختلالات ناتوانکننده و شایع در نوجوانان است. عوامل زیادی در ایجاد و تداوم این اختلال نقش دارد که اخیراً سازههای شناختی توجه زیادی به خود جلب کرده است. ازاینرو پژوهش حاضر با هدف پیشبینی علائم اختلال وسواسی-جبری بر اساس مؤلفههای ذهنآگاهی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و راهبردهای مقابلهای انجام گرفت.
مواد و روشها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه دوره اول شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۳۹۸-۱۳۹۷ بود. درنهایت دادههای ۳۵۷ نفر (۲۰۰ دختر و ۱۵۷ پسر) که بهعنوان نمونه پژوهش با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخابشده بودند، تحلیل شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه بازنگری شده وسواسی-اجباری (OCI-R، فوا و همکاران، ۲۰۰۲)، پرسشنامه مهارتهای ذهنآگاهی کنتاکی (KIMS)، فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (CERQ-P-short) و مقیاس راهبردهای مقابلهای اندلر و پارکر (CISS) استفاده شد. دادههای جمعآوریشده با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه گامبهگام تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که خودسرزنشی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (۰۱/۰>P و ۱۵۹/۰=r) و مقابله اجتنابمدار از راهبردهای مقابلهای (۰۱/۰>P و ۰۵۸/۰=r) با علائم اختلال وسواسی-جبری رابطهی مثبت و معنیداری دارند. همچنین پذیرش بدون قضاوت (۰۱/۰>P و ۱۵۱/۰-= r) و توصیف کردن (۰۱/۰>P و ۱۰۳/۰-=r) از مؤلفههای ذهنآگاهی و مقابله مسئلهمدار (۰۱/۰>P و ۰۷۳/۰-=r) از راهبردهای مقابلهای با علائم اختلال وسواسی-جبری رابطهی منفی و معنیدار دارند که درنهایت، متغیرهای خودسرزنشی و پذیرش بدون قضاوت توانستند در دو گام ۹/ ۳ درصد از واریانس علائم اختلال وسواسی-جبری را تبیین کنند.
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن این نتایج، به نظر میرسد برای پیشگیری نوجوانان به اختلال وسواسی-جبری، توجه به متغیرهای خودسرزنشگری و پذیرش بدون قضاوت بسیار ضروری است.
علی یوسف وطنخواه، وحید نجاتی، حجتاله فراهانی، محمدرضا خاکی،
دوره ۱۸، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: بر اساس نظریه شناخت بدنمند، حالات ذهنی و هیجانی میتوانند ازطریق وضعیت بدنی شناسایی شوند. تظاهرات بدنی هیجان، منبعی از اطلاعات هیجانهای بیانی و دریافتی است و ما در زندگی روزمره از آن استفاده مینماییم. این نشانههای اجتماعی، نقش مهمی در تعاملات اجتماعی ایفا میکنند و افراد با توانایی بیشتر در این زمینه، در تعاملات فرا زبانی بسیار موفق هستند. هدف این مطالعه تعیین شش حالت بدنی بیانگر شش حالت هیجانی پایه است.
مواد و روشها: این پژوهش در دو مطالعه مستقل انجام شد. در مطالعه اول، یک مجموعه داده از حالات بدنی آماده شد. بدین منظور، ۵۰ بازیگر تئاتر، با پوشیدن ماسک صورت به منظور پوشاندن هیجانهای چهرهای، شش حالت هیجان پایه (شادی، غم، خشم، ترس، تعجب و تنفر) را با تغییر در وضعیت بدنی خود نشان دادند و پس از القای حالتهای هیجانی بر اساس سناریوهای مشخص، از هر یک از آنها عکس گرفته شد. در مطالعه دوم، در یک طرح مقطعی، تصاویر توسط ۳۲۱ شرکت کننده بر اساس ارتباط و وابستگی حالت بدن با حالات هیجانی رتبهبندی شد. نتایج رتبهبندی برای انتخاب تصاویر نهایی مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که وضعیت بدنی میتواند حالات هیجانی را انتقال دهد. زنان عملکرد بهتری نسبت به مردان در بازشناسی حالات هیجانی داشتند و بازشناسی حالات هیجانی از روی بدن ارتباطی با سن و حالت نداشت. همچنین نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، بین فراوانی پاسخهای درست و پاسخهای غلط در بین شش موقعیت بدن تفاوت معناداری وجود داشت. به این مفهوم که تعداد پاسخهای درست در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری بیشتر بود. همچنین تعداد پاسخهای غلط در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری کمتر بود.
نتیجهگیری: حالات هیجانی از روی حالات بدنی بدون در نظر گرفتن حالات هیجانی چهره، قابل شناساییاند و بازیگران تئاتر میبایست حالات بدنیشان را برای انتقال حالات هیجانی به مخاطبان فراگرفته و از آنها استفاده نمایند.
امیر نجار، علیرضا پیرخائفی، داود معنوی پور، وحید نجاتی،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر بهمنظور بررسی اثربخشی توانبخشی عصب روانشناختی کارکردهای اجرایی بر حافظه دانشآموزان انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش به شیوه نیمهآزمایشی با استفاده از آزمون هوش حافظه کاری وکسلر نوع رایانهای تهیه و تدوین از خرده مقیاس فراخنای ارقام مقیاس هوش وکسلر است که برای اندازهگیری حافظه کاری از آن استفاده شد. نمونه آماری شامل ۲۰ دانشآموز مقطع متوسطه بود که بهصورت تصادفی از دانشآموزان پسر پایۀ متوسطه شهرستان ورامین در سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۴۰۰ در دبیرستانهای دولتی دورۀ متوسطه در رشتههای ریاضی، تجربی و انسانی انتخاب گردیدند. زمودنیها در دو گروه کنترل (۱۰ نفر) و آزمایش (۱۰ نفر) بهصورت تصادفی جایگزین شدند.
یافتهها: توانبخشی عصب روانشناختی کارکردهای اجرایی بر ارتقای حافظه شنیداری/تکرار روبهجلو، حافظه شنیداری/ تکرار معکوس، حافظه دیداری/ تکرار روبهجلو، حافظه دیداری / تکرار معکوس، حافظه شنیداری، حافظه دیداری و فراخنای حافظه شنیداری دانشآموزان مؤثر است؛ اما بر ارتقای فراخنای حافظه دیداری دانشآموزان مؤثر نیست. همچنین افزایش آماری معنیداری در افزایش آماری معنیداری در میانگین نمره همه ابعاد حافظه کاری از زمان قبل از مداخله تا دوره پیگیری وجود داشت (۰۰۱/۰≥p) و تنها در بعد دیداری / تکرار معکوس میانگین قبل از مداخله معنیداری بین دو میانگین وجود نداشت (۰۰۱/۰≤p).
نتیجهگیری: بهطورکلی نتایج نشان از اثربخشی توانبخشی عصب روانشناختی کارکردهای اجرایی بر حافظه دانشآموزان دارد