۳۲ نتیجه برای موسوی
افشین احمدوند، فاطمه سادات قریشی، زهرا سپهرمنش، سیدغلامعباس موسوی،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۳۸۵ )
چکیده
زمینه وهدف : سوء مصرف مواد با شیوع بالای اختلالات روانپزشکی همراه است و این اختلالات شامل اختلالات خلقی(بخصوص افسردگی)، اختلالات شخصیت وسایکوز میباشد. هدف از این مطالعه که بر روی معتادان تزریقی زندان کاشان در سال ۸۴ انجام شد تعیین تاثیر مصرف متادون در کاهش علائم افسردگی ناشی از مصرف مواد بود. مواد وروش ­ ها : این مطالعه ازنوع نیمه تجربی است که بر روی معتادان تزریقی در زندان انجام شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه ای بود شامل ۲ بخش مشخصات دموگرافیک و آزمون افسردگی BECK که توسط روانشناس با لینی زندان در اختیار آنها قرار گرفت. پس از ثبت مشخصات وتکمیل پرسشنامه ومصاحبه توسط ۳ روانپزشک، متادون به روش خوراکی به آزمودنیها داده شد و پس از ۳ ماه مصرف متادون با آزمون BECK و مصاحبه روانپزشکی بر اساس DSM- IVمورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند و نتایج بدست آمده با استفاده از آزمونPaired T- Test آنالیز گردید. یافته ­ ها : از کل ۳۷ نفر، ۳۵ نفر وارد مطالعه شدندو آزمودنیها از نظر سن، وضعیت شغلی و تحصیلات، وضعیت تاهل ونوع جرم مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس مصاحبه بالینی از۳۵ نفر، ۲۶ نفر(۲۸/۷۴ %)دارای اختلال افسردگی تشخیص داده شدند که ۲ نفر از آنها به علت دارا بودن افکار خودکشی برای درمان ارجاع داده شدندو از مطالعه خارج شدندو۹نفر(۷۱/ ۲۵ درصد) فاقد افسردگی بودند.پس از مداخله از کل ۲۴ نفر ۱۹ نفر(۱۶/۷۹ درصد)بهبودی نسبی تا مطلوب در افسردگی نشان دادندو۵نفر(۸۳/ ۲۰ درصد)بدون تغییر ماندند. کاهش معنی داری در میانگین نمره افسردگی آزمودنیها بر اساس تست بک بعد از مداخله دیده شد.(p نتیجه ­ گیری : این مطالعه نشان داد که مصرف متادون در معتادان شدت افسردگی را کاهش می­دهد. کلید واژه ­ ها : متادون، افسردگی، معتاد تزریقی.
امراله ابراهیمی، حسین مولوی، غفور موسوی، علیرضا برنامنش، محمد یعقوبی،
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۸۶ )
چکیده
Normal ۰ false false false MicrosoftInternetExplorer۴ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰in ۵,۴pt ۰in ۵.۴pt; mso-para-margin:۰in; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۰.۰pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#۰۴۰۰; mso-fareast-language:#۰۴۰۰; mso-bidi-language:#۰۴۰۰;} مقدمه: هدف از انجام این تحقیق، بررسی ویژگیهای روان سنجی پرسشنامه سلامت عمومی در جمعیت ایرانی و آماده سازی آن به عنوان یک ابزار غربالگری سلامت عمومی در جمعیت ایرانی بود. مواد و روش ها: در این مطالعه روان سنجی، ۸۰ بیمار روانپزشکی و ۸۰ فرد بهنجار همتا سازی شده بود. ابزار شامل مصاحبه بالینی روانپزشک بر اساس DSM IV ، پرسشنامه سلامت عمومی و پرسشنامه جمعیت شناختی بود. روش تحلیل داده ها عبارت از تحلیل عوامل، تحلیل تمایزات، تحلیل رگرسیون، همبستگی پیرسون، اسپیرمن- بران و تنصیف گاتمن بود. یافته ها: با تحلیل عوامل، ۴ عامل در GHQ-۲۸ استخراج شد که سه عامل اول بیشترین مقدار واریانس را تبیین می نمود. نقطه برش بالینی، حساسیت، ویژگی، خطای کلی طبقه بندی به ترتیب ۲۴ و ۸۰/۰ و ۹۹/۰ و ۱۰/۰ به دست آمد. ضریب روایی ملاکی ۷۸/۰ ضریب پایانی تنصیف ۹۰/۰ و آلفای کرونباخ ۹۷/۰ به دست آمد. نتیجه گیری: تحلیل عوامل نشان داد ۴ عامل اصلی زیر بنای پرسشنامه سلامت عمومی است. چهار عامل دارای همبستگی درونی نیز هستند. بهترین نقطه برش بالینی این پرسشنامه ۲۴ است که شاخصهای روان سنجی بالایی را دارد. روایی ملاکی، روایی سازه و ضرایب پایایی به دست آمده نشان می دهد یکی از معتبرترین آزمونهای سرند سلامت عمومی است.
غفور موسوی، داریوش عرفانیفر، غلامرضا دهقانی، امراله ابراهیمی،
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۸۶ )
چکیده
Normal ۰ false false false MicrosoftInternetExplorer۴ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰in ۵,۴pt ۰in ۵.۴pt; mso-para-margin:۰in; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۰.۰pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#۰۴۰۰; mso-fareast-language:#۰۴۰۰; mso-bidi-language:#۰۴۰۰;} مقدمه: افسردگی مرضی یکی از اختلالات شایع روانی است که چارچوبهای شناختی انسان در شکل گیری و درمان آن مؤثر است. نگرش توحیدی به عنوان یک چارچوب شناختی محبوب مردم و منتشر عواطفی با خود به همراه می آورد که لازمست مورد بررسی قرار گیرد. روش ها: این بررسی روی آیات قرآن کریم و با استفاده از منابع و نرم افزارهای نوری مربوطه انجام گرفته و اطلاعات حاصله در غالب پیشگیری اولیه و ثانویه از افسردگی طبقه بندی و مورد بحث قرار گرفته اند. یافته ها: سه محور اساسی این نگرش در پیشگیری از افسردگی و درمان آن عبارتند از: ایجاد تفکر مثبت و روحیه پویا، رفع نگرش های منفی، رفع علائم و تظاهرات افسردگی. اعطای بینش کلی در مورد هستی و پاسخ گویی به سؤالات انسان، اعطای ایمان و حکمت، اعطای نگرش همراه با توکل و رضایت به قضای الهی، نحوه برخورد با فقر و نگرانیهای اقتصادی، نحوه برخورد با مشکلات خانوادگی و سایر مصائب زندگی از جمله محورهای مورد بحث در این مقاله تکیه بر آیات قران کریم می باشد. نتیجه گیری: نگرش توحیدی با طرح محورهای پیش گفت در تأمین عواطف رضایت بخش و متعادل انسان نقش اساسی دارد و به عنوان یک چارچوب شناختی مؤثر در پیشگیری در سطوح اجتماعی و فردی، می تواند در برنامه ریزیهای پیشگیری و درمان مورد استفاده قرار گیرد. چارچوبهای شناختی حاصل از این رویکرد می تواند مبنایی برای روان درمانی مبتلایان به افسردگی مورد استفاده قرار گیرد. در مقاله به تشابه و تفاوت این نگرش با سایر چارچوبهای شناختی اشاره شده است.
غفور موسوی، حمید روحافزا، احمدرضا شریفی،
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۸۶ )
چکیده
Normal ۰ false false false MicrosoftInternetExplorer۴ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰in ۵,۴pt ۰in ۵.۴pt; mso-para-margin:۰in; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۰.۰pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#۰۴۰۰; mso-fareast-language:#۰۴۰۰; mso-bidi-language:#۰۴۰۰;} مقدمه: سندرم نورولپتیک بدخیم، سندرم حاد و پر خطری است که معمولاً به دنبال آنتی سایکوتیک ها ایجاد می شود. میزان مرگ و میر زیاد، سیر حاد و برنامه های درمانی مختلف پیشنهاد شده برای آن، مطالعات بیشتری را در مورد تظاهرات بالینی، عوامل زمینه ساز و فرایندهای مؤثر درمانی آن می طلبد. روش ها: در این مطالعه case-series و گذشته نگر، کلیه مبتلایان به سندرم نورولپتیک بدخیم بستری شده در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان طی چهار سال اخیر مورد مطالعه قرار گرفتند. مطالعه به وسیله تکمیل پرسشنامه ای مشتمل بر هفت محور: داروهای قبلی، اختلال زمینه ای، علائم و تظاهرات، یافته های آزمایشگاهی، عوارض و طول مدت بستری صورت گرفت. نتایج حاصل پس از جمع بندی با نتایج مطالعات قبلی مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها: فراوان ترین یافته های بالینی، سختی عضلانی و اختلال سطح هشیاری بود. قبل از ابتلا، هالویربدول، پرفنازین و ریسپریدون بیش از سایر داروها مورد مصرف بودند. اختلالاتی که قبل از شروع سندرم نورولپتیک بدخیم حداکثر فراوانی را نشان دادند به ترتیب عبارت بودند از: اختلال خلقی، اسکیزوفرنیا، و عقب ماندگی ذهنی، و در غالب موارد برای درمان این اختلال از بروز بروموکریپتین، آب و الکترولیتها و آمانتادین استفاده شده است. نتیجه گیری: اهمیت اختلال سطح هشیاری در تشخیص سندرم نورولپتیک بدخیم بیش از آن است که تاکنون در مورد آن ذکر شده و بهتر است در کنار تب و سختی عضلانی به عنوان یک علامت مهم مورد ملاحظه قرار گیرد. بروموکریپتین، اصلاح آب و الکترولیتها، درمانهای حمایتی، و پیشگیری از عوارض می تواند نقش مهمی در کاستن میزان مرگ و میر این بیماران داشته باشد.
معصومه موسوی، حسن حق شناس، جواد علیشاهی، سید بدرالدین نجمی،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۸۷ )
چکیده
Normal ۰ false false false MicrosoftInternetExplorer۴ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰in ۵,۴pt ۰in ۵.۴pt; mso-para-margin:۰in; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۰.۰pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#۰۴۰۰; mso-fareast-language:#۰۴۰۰; mso-bidi-language:#۰۴۰۰;} چکیده مقدمه : موفقیت در آزمون نقش اساسی در موفقیت شغلی و تحصیلی دانشآموزان دارد. در دانشآموزانی که به هنگام امتحان دستخوش اضطراب میشوند از کیفیت پردازش اطلاعات کاسته میشود و این امر بر عملکرد تحصیلی تأثیر مهمی خواهد داشت. هدف این مطالعه تعیین ارتباط پارهای از عوامل فردی - اجتماعی با اضطراب امتحان در دانشآموزان دبییرستانی بود. مواد و روشها: این مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بر روی نمونهای به تعداد ۵۱۲ نفر از دختران و پسران دبیرستانهای دولتی، خصوصی و تیزهوشان شهر شیراز انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل سیاهه اضطراب امتحان اسپیلبرگر و پرسشنامه ویژگیهای فردی- خانوادگی بود. در نهایت دادههای خام تحت نرمافزار SPSS ۱۱ و با آزمونهای آماری ANOVA و t برای مقایسه میانگینهای مستقل و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج مبین ارتباط معنیدار بین نمره اضطراب امتحان با ناحیه آموزش و پرورش، تعداد دانشآموزان کلاس و واکنش مدرسه و والدین به افت تحصیلی دانشآموزان بود (۰۵/۰ > P)، ولی بین نمره اضطراب امتحان با سن والدین و وضعیت زندگی مشترک والدین و تعداد مراجعه والدین به مدرسه ارتباط معنیداری یافت نشد. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش مؤید اثر هیجان اضطراب بر عملکرد فرد، به ویژه عملکرد تحصیلی دانشآموزان، بود؛ پس شناسایی عوامل فردی، اجتماعی و زیستی اضطراب میتواند به اتخاذ تدابیری برای کاهش سطح آن منجر شود. واژههای کلیدی: اضطراب امتحان، دانشآموزان دبیرستانی، عوامل فردی- اجتماعی، شهر شیراز
سید غفور موسوی، آناهیتا کوچکی، وحید باطنی، فرحناز مردانیان،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۸۷ )
چکیده
Normal ۰ false false false MicrosoftInternetExplorer۴ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰in ۵,۴pt ۰in ۵.۴pt; mso-para-margin:۰in; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۰.۰pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#۰۴۰۰; mso-fareast-language:#۰۴۰۰; mso-bidi-language:#۰۴۰۰;} چکیده مقدمه: فزونی اقدام به خودکشی در زنان نسبت به مردان بارها گزارش شده است. ولی اطلاعات متناقضی در مورد رابطه خودکشی با سیکل ماهیانه مطرح میباشد. در بعضی مطالعات در فازهای مشخصی از سیکل ماهیانه در زنان این میزان بالاتر از فازهای دیگر و بالاتر از جمعیت عمومی است و در مطالعات دیگر این ارتباط قطعی نشده است. با توجه به نتایج ضد و نقیض بهدست آمده از این مطالعات و با توجه به اینکه درمانهای دارویی مناسب و اقدامات حمایتی ویژه، مثل توجه خاص به زنان در این دوران، میتواند خطر اقدام به خودکشی را کم کند، تدوین این مطالعه ضروری شناخته شد. مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی (مقطعی) به مدت شش ماه در سال ۱۳۸۴ بر روی ۲۹۸ بیمار زن و دختر مراجعهکننده به اورژانس مسمومین بیمارستان نور و حضرت علی اصغر (ع) اصفهان انجام شد. نمونهگیری بهصورت آسان بود و با جلب توافق بیماران از طریق تکمیل یک پرسشنامه خود ایفا، فاز سیکل ماهیانه بیمار در زمان اقدام به خودکشی مشخص شد. در نهایت دادههای خام تحت نرمافزار SPSS ۱۰ و با آزمون k ۲ مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: اکثر بیماران اقدامکننده به خودکشی در مرحله لوتئال بودند که با مراحل دیگر سیکل قاعدگی تفاوت معنیداری داشت (۰۵/۰ > P)؛ همچنین ۶۲/۰ افراد در دامنه سنین ۲۵-۱۵ سال قرار داشتند. روش اقدام در غالب موارد خود مسمومسازی با داروهای ضد افسردگی چند حلقهای بود، اکثر اقدامکنندگان تحصیلات حدود دیپلم داشتند (۵۰%). نتیجهگیری: حداکثر فراوانی اقدام به خودکشی در مرحله لوتئال در گروه مورد مطالعه، ضرورت اقدامات پیشگیرانه و حمایتی در این دوره را مورد تأکید قرار میدهد. واژههای کلیدی: خودکشی، سیکل ماهیانه، مرحله لوتئال
پریسا سید موسوی، حمید رضا پور اعتماد، محمد رضا فیاض بخش، فاطمه اسماعیل بیگی، پریسا فرنودیان،
دوره ۹، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه و هدف : نقش نظامهای بازداری و فعالساز رفتاری به عنوان عوامل زمینهساز در آمادگی نوجوانان برای ابتلا به مشکلات رفتاری و هیجانی در سالهای اخیر بسیار مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف این پژوهش بررسی رابطه این دو نظام با مشکلات رفتاری- هیجانی نوجوانان بود. مواد و روشها: جامعه پژوهش شامل همه دانشآموزان دختر و پسر مقطع راهنمایی شهر تهران بود، که تعداد ۳۰۳ دانشآموز (۱۶۰ دختر و ۱۴۳ پسر) از بین مدارس مناطق ۱، ۲ و ۱۳ تهران به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای (همراه با طبقهبندی) انتخاب شدند. مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود. شرکتکنندگان پرسشنامه خود گزارشدهی نوجوان و مقیاس نظام بازداری و فعالساز رفتاری را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روشهای آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون) استفاده شد. یافتهها: نظام بازداری رفتاری رابطه مثبت معنیداری با اضطراب و مشکلات جسمانی و رابطه منفی معنیداری با نشانههای اختلال نقص توجه / بیش فعالی داشت. از سوی دیگر نظام فعالساز رفتاری دارای رابطه مثبت معنیدار با نشانههای اختلال سلوک و رابطه منفی معنیداری با مشکلات عاطفی بود. نتیجهگیری: نتایج به دست آمده همسو با نتایج پژوهشهای پیشین بوده، نشان داد که عوامل زیستشناختی زیربنای نظامهای بازداری و فعالساز، میتوانند به عنوان عوامل تبیین کننده و پیشبینی کننده مشکلات رفتاری و هیجانی در نوجوانان در نظر گرفته شوند. واژههای کلیدی: نظام بازداری رفتاری، نظام فعالساز رفتاری، مشکلات رفتاری و هیجانی، نوجوان.
ستاره موسوی، جلال جبل عاملی، فاطمه علی بخشی،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه هوش هیجانی با باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی برعملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. مواد و روش ها: پژوهش توصیفی- همبستگی حاضر بر روی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی ۹۰-۱۳۸۹ صورت گرفت. ۱۳۰۰ دانشجو از میان همه دانشجویان به شیوه تصادفی طبقه ای به عنوان حجم نمونه مورد بررسی انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری، دو پرسش نامه هوش هیجانی Bar-on و راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (Motivational strategies for learning questionnaire یا MSLQ) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون معنی داری همبستگی، آزمون ۲ c و مدل یابی معادلات ساختاری و شاخص های برازش مدل های ساختاری استفاده شد. یافته ها: ضرایب مسیر مربوط به عامل روابط بین فردی و عامل همدلی معنی دار نبود. ضریب مسیر برای مؤلفه های شادمانی، واقع گرایی و مسؤولیت پذیری با باورهای انگیزشی معنی دار به دست نیامد. در تأثیر باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر عملکرد تحصیلی، تمام مسیرها معنی دار بودند و در تأثیر مؤلفه های هوش هیجانی و باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر عملکرد تحصیلی تمام مسیرها رابطه معنی داری را نشان دادند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش می تواند برای برنامه ریزان و پژوهشگران تعلیم و تربیت در جهت سرمایه گذاری و انجام مداخله در حیطه های مختلف هوش هیجانی، ارتقای عملکرد تحصیلی و راهبردهای انگیزشی سودمند باشد.
هاجر براتیان، مجید برکتین، حسین مولوی، نوشین موسوی مدنی، الهام فروزنده،
دوره ۱۰، شماره ۵ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف : اسکیزوفرنیا به طور معمول باعث ناتوانی شغلی، تحصیلی و مشکلات خانوادگی میشود. هدف این مطالعه، پیگیری سیر شدت علایم و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال اسکیزوفرنیا بود. روش بررسی : این پژوهش طولی و آیندهنگر بر روی ۲۰ بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا بستری شده در بیمارستان نور اصفهان انجام شد. ارزیابیها در آغاز بستری، ترخیص، ۳ و ۶ ماه بعد انجام شد. شدت علایم و کیفیت زندگی با مقیاس درجهبندی مقیاس علایم مثبت و منفی و پرسشنامه کیفیت زندگی سنجیده شد. یافتهها: نتایج تحلیل واریانس تکراری نشان داد که میانگین شدت علایم روانپریشی در هنگام بستری شدن بیماران، به طور معنیداری بیشتر از میانگین شدت علایم در هنگام ترخیص از بیمارستان، ۳ و ۶ ماه پس از ترخیص میباشد (۰۰۱/۰ = P). این در حالی است که بین میانگین شدت علایم روانپریشی در هنگام ترخیص با ۳ و ۶ ماه پس از ترخیص تفاوت معنیداری قابل مشاهده نیست. در خصوص کیفیت زندگی، نتایج نشان داد که میانگین نمرات کیفیت زندگی در هنگام ترخیص به طور معنیداری بیشتر از ۳ ماه پس از ترخیص بوده است (۰۳/۰ = P)، در حالی که بین میانگین نمرات در هنگام ترخیص با ۶ ماه پس از ترخیص و همچنین بین میانگین نمرات در ۳ ماه با ۶ ماه پس از ترخیص تفاوت معنیداری قابل مشاهده نیست. نتیجهگیری: میتوان اذعان داشت که بستری شدن بیماران در کاهش شدت علایم و افزایش کیفیت زندگی آنها در موقع ترخیص مؤثر بوده است و در مقاطع بعدی به همان حال باقی مانده است. واژههای کلیدی: پیگیری، سیر، اسکیزوفرنیا، شدت علایم، کیفیت زندگی
هاجر براتیان، مجید برکتین، حسین مولوی، نوشین موسوی مدنی،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف پیگیری سیر شدت علایم و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبیI انجام شد. مواد و روشها: این پژوهش به صورت طولی و آیندهنگر بر روی ۲۰ بیمار مبتلا به اختلال دوقطبیI بستری شده در بیمارستان نور اصفهان انجام شد. ارزیابیها در آغاز بستری، ترخیص، ۳ و ۶ ماه بعد انجام شد. شدت علایم خلقی و کیفیت زندگی بیماران به ترتیب به کمک مقیاس درجهبندی Young (YMRS) یا Young mania rating scale) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی سنجیده شد. یافتهها: نتایج تحلیل واریانس تکراری نشان داد که میانگین شدت علایم خلقی در هنگام بستری شدن بیماران، به طور معنیداری بیشتر از میانگین شدت علایم در هنگام ترخیص از بیمارستان، ۳ و ۶ ماه پس از ترخیص میباشد (۰۰۱/۰ > P)، اما بین نمرات کیفیت زندگی در مقاطع ترخیص از بیمارستان، ۳ و ۶ ماه پس از ترخیص به صورت کلی در بیماران تفاوت معنیداری وجود ندارد (۱۷/۰ = P). نتیجهگیری: میتوان اذعان داشت که بستری شدن بیماران در کاهش شدت علایم و افزایش کیفیت زندگی آنها در موقع ترخیص مؤثر بوده است و در مقاطع بعدی به همان حال باقی مانده است. واژههای کلیدی: پیگیری، سیر، اختلال دوقطبی نوع یک، شدت علایم، کیفیت زندگی
سیدغفور موسوی، محسن امینی، سیده حکیمه موسوی،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۹۲ )
چکیده
صدمات مغزی به دنبال ضربات جمجمه، امروزه یکی از موارد شایع اورژانسها میباشد و اغلب عواقب روانپزشکی متعددی را به بار میآورد. از آن جایی که برخی مشکلات دیگر روانپزشکی مانند اختلالات خلقی و مصرف مواد از عوامل زمینهساز این ضربات میباشد، پیچیدگی علایم و تظاهرات ناشی از این مجموعه در بسیاری از موارد باعث بروز مشکلات تشخیصی و درمانی متعددی میگردد. بدیهی است که وقتی دلیریم (Delirium) و برخی عوارض دیگر ناشی از درمانهای جراحی هم به این مجموعه اضافه گردد، مشکلات اداره بیمار بسیار بیشتر میشود. در مقاله حاضر پس از معرفی بیمار، جوانی با مجموعهای از این مشکلات، یعنی: ضربه مغزی منجر به بیهوشی، دلیریم، مانیا و مصرف مواد مخدر به بحث در مورد تشخیصهای افتراقی و اداره آنها پرداخته شد. واژههای کلیدی: تروما، دلیریم، مانیا، مواد
شمیلا مشرف، سید غفور موسوی، حمید رضا روح افزا، میترا ریحانی، شهناز شوشتری زاده،
دوره ۱۱، شماره ۵ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: انسان در طول زندگی دچار بحرانها و مشکلات زیادی میشود و گاه به دلیل فشارهای مختلف از خودکشی برای رهایی و نجات خود استفاده می کند. خودکشی در بین همه طبقات مختلف جمعیتی رخ میدهد. برخی متغیرهای جمعیتی و اجتماعی موثر در اقدام به خودکشی عبارتند از : سن، جنس ، وضعیت تاهل، اشتغال ، مشکلات اقتصادی ، مشکلات ارتباطی و احساسی، اختلالات روانی و بیماری جمسی. مواد و روش ها: پژوهش توصیفی – تحلیلی، جامعه آماری پژوهش را همه افراد اقدام کننده به خودکشی که در طی یکسال نمونه گیری به اورژانس بیمارستان امام خمینی (ره) فلاورجان مراجعه کرده بودند، تشکیل می دادند. روش نمونه گیری سرشماری و حجم نمونه ۴۶۶ نفر بود. روش جمع آوری اطلاعات پرسشنامه که از طریق مصاحبه با نمونه ها تکمیل گردید. داده های خام از طریق نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : در این پژوهش بین سن (۰۲۶/۰ = P)، سطح تحصیلات ( ۰ = P) ، جنس (۰۵/۰ > P) ، تاهل (۰۳۷/۰ = P) ، استرس های اقتصادی ( ۰۰۱/۰ = P) ، استرس های شغلی (۰ = P) ، استرس های جنسی و ازدواج (۰ = P) با اقدام به خودکشی ارتباط معنی دار گزارش شد. بحث و نتیجه گیری: مشکلات ارتباطی و احساسی بخصوص در زنان و استرس های اقتصادی و شغلی در گروه مردان در اقدام به خودکشی در این شهرستان بیشترین نقش را داشته اند و با توجه به ناگهانی بودن اقدام به خودکشی و گروه سنی در معرض خطر(۲۴-۱۵ سال) مشخص می گردد که عدم بلوغ روانی و نداشتن مهارت های حل مشکل و ارتباطی بویژه در این سنین می تواند در اقدام به خودکشی نقش داشته باشد. واژه های کلیدی : خودکشی - اقدام به خودکشی - استرس - وقایع استرس زا
مهدی روزبهانی، سید محمد کاظم واعظ موسوی، حسن خلجی،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
چکیده زمینه و هدف: هدف از این مطالعه مقایسه سه شیوه ارایه بازخورد در کودکان جهت فراگیری یک تکلیف حرکتی دست است که مستلزم هماهنگی فضایی و زمانی بود. مواد و روش ها: سی کودک با دامنه ی سنی ۸ تا۱۰ ساله به صورت تصادفی در سه گروه بازخوردی متفاوت (۱۰۰درصدی – حذفی– خودکنترل) جایگزین شدند. این پژوهش در طی سه روز به انجام رسید. در روزهای اول و دوم، در هر روز آزمودنی ها به تعداد ۱۰۰ کوشش به تمرین تکلیف مورد نظر پرداختند و در طی روزهای دوم و سوم آزمون های یادداری و در روز سوم آزمون بازاکتساب به عمل آمد. یافته ها: جهت پردازش داده ها در مراحل اکتساب و یادداری از آزمون ANOVAبا اندازه گیری های مکرر استفاده شد، که نشان داد در روز اول تمامی آزمودنی ها بر دقتشان به شکل معنی داری افزوده اند اما در روز دوم این افزایش دقت قابل مشاهده نیست. در آزمون های یادداری نیز مشخص شد که تفاوت معنی داری بین آزمون های یادداری وجود ندارد بدین معنی که ۱۰۰ کوششی تمرینی که در روز دوم صورت گرفته است سبب ارتقا یادگیری آزمودنی ها نشده است. گروه بازخوردی ۱۰۰ درصدی در آزمون های یادداری عملکرد بهتری از گروه های دیگر داشت به شکل که تفاوت عملکردی این گروه نسبت به گروه حذفی معنی دار بود. جهت پردازش داده ها در مرحله بازاکتساب از آزمون ANOVA یک سویه استفاده شد که نشان داد گروه بازخوردی ۱۰۰ درصدی عملکرد بهتری نسبت به گروه های دیگر داشته به شکلی که این عملکرد در مقایسه با گروه حذفی معنی دار بود. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که ارایه بازخورد بیشتر می تواند سبب ارتقا یادگیری کودکان شود (مغایر با فرضیه هدایت) و نباید انتظار داشت کودکان به سرعت در کسب مهارت های حرکتی پیشرفت نمایند.
پدیده کریمی، سید محمد موسوی، الهه کمالی، منصور صالحی، مژگان کاراحمدی،
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۳ )
چکیده
چکیده اوتیسم یک ناتوانی تکاملی با سن شروع در دوران کودکی (زیر ۳ سال) است که از طریق نواقص مشخصی در برقراری روابط اجتماعی، اختلال در تکلم و الگوهای تکراری رفتاری شناخته میشود. در دهههای اخیر به علت بروز پیشروندهی این بیماری، تحقیقات بسیاری پیرامون شناخت عوامل اتیولوژیک مربوطه صورت گرفته است و مشخص شده که نقش عوامل محیطی در سببشناسی اوتیسم، اگر بیشتر از عوامل ژنتیکی نباشدکمتر نیست. به همین منظور در این مقاله مروری تلاش شده است تا مجموعهای از عوامل محیطی دخیل در بروز اوتیسم گردآوری شود و در انتها دستورالعملی کاربردی جهت به حداقل رساندن احتمال ابتلای کودکان به این اختلال ویرانکننده، در قالب پیشنهاداتی مشخص و عملی ارایه شود. واژههای کلیدی: عوامل اتیولوژیک، اوتیسم، عوامل محیطی
سید محمد موسوی، الهه کمالی، پدیده کریمی، منصور صالحی، مژگان کاراحمدی،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات اخیر بر روی اوتیسم، به عنوان سردسته اختلالات طیف اوتیسم، بر کمرنگی مسئولیت ژنوم در ایجاد اوتیسم نسبت به تخمینهای اولیه و برجستهسازی نقش عوامل محیطی همچون استرسهای شدید و زمانمند پیش از تولد مادری در تکامل آن، عمدتاً به دلیل پتانیسل بالای انحرافآفرینی این استرسها در مسیر تکامل عصبی جنین، تأکید میورزند. مواد و روشها: در راستای سنجش این فرضیه در جامعهی ایران، تعدادی از مادران کودکان اوتیسمی از نظر کمیت و کیفیت و نیز زمانبندی مواجهه با ۴۵ رویداد استرسزا در یک بازه زمانی ۱۵ ماهه (۶ ماه پیش از تولد تا لحظهی تولد) با مادران کودکان سالم مقایسه شدند. همچنین با تقسیمبندی این وقایع استرسزا به دو گروه وابسته به ژنوم (رویدادهای منبعث از برهمکنشهای ژن-محیط همچون طلاق و اعتیاد) و مستقل از ژنوم (وقایع صرفاً محیطی همچون جنگ و زلزله)، شیوع آنها بطور مجزا در بین خانوادههای بیمار و کنترل مورد مداقّه و مقایسه قرار گرفت. یافتهها: بررسیهای آماری نشان داد که شدت و تعداد مواجهات با رویدادهای استرسزا در بین مادران کودکان اوتیسمی بطور معنیداری بیشتر از مادران گروه کنترل است (P=۰,۰۰۰). اگرچه افزایش استرسهای مادری در ماههای ۷-۴ (هفتههای ۳۲-۱۴) بارداری با افزایش معنیدار احتمال ابتلای کودک به اوتیسم همراه بود، ولی نتایج این مطالعه نشان داد که افزایش شدت استرسها در ماههای ۳-۲ (هفتههای ۱۳-۵) بارداری با افزایش معنیدار شدت ابتلا به اوتیسم همراه است (P<۰.۰۵). نتیجهگیری: با این همه، اگرچه این مطالعه همسو با یافتههای اخیر در عرصههای اپیژنتیک و برهمکنش ژن-محیط، میتواند تأییدیهای بر پتانسیل اوتیسمآفرینی استرسهای شدید و زمانمند پیش از تولد مادری به شمار آید ولی لزوم مطالعهای آیندهنگر و در ابعاد وسیعتر را در جامعه ایران انکار نمیکند.
الهام موسویان، بابک شریفزاده،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف : بینظمی هیجانی به عنوان یکی از علایم اصلی در اختلال شخصیت مرزی (Borderline personality disorder یا BPD)، تأثیرات قابل توجهی بر ادراک هیجانی در این گروه از بیماران دارد و با توجه به اهمیت بازشناسی هیجان در چهره در تعاملات اجتماعی و نتایج ضد و نقیض پژوهشهایی که در گذشته بازشناسی هیجان را در این گروه مورد ارزیابی قرار داده است، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی بازشناسی هیجان در افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی و ارتباط این علایم بر تعاملات میان فردی در این گروه از افراد بود. مواد و روشها: حجم نمونه پژوهش ۳۰ نفر بود که ۱۵ نفر از افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی و ۱۵ نفر آزمودنی سالم به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. آزمودنیها به شیوه نمونهگیری در دسترس از بین جامعه آماری مربوط انتخاب شدند. پرسشنامه شخصیت مرزی (Borderline personality inventory یا BPI) و پرسشنامه مشکلات بین فردی (Inventory of interpersonal problems یا IIP) و آزمون بازشناسی هیجان در چهره (Facial affect recognition task) بر روی دو گروه اجرا گردید. یافتهها: افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی نسبت به همتایان بهنجار در بازشناسی هیجان در چهره عملکرد ضعیفتری داشتند (۰۰۱/ < P، ۵/۱ = F). از طرف دیگر، این افراد در بازشناسی همه هیجانهای منفی دچار اشکال نبودند، بلکه به طور خاص در بازشناسی هیجان تنفر (۰۱۰/۰ < P، ۵/۲ =F ) و خشم (۰۲۰/۰ > P، ۰۵/۴ = F) نقص داشتند. همچنین، آنها مشکلات بین فردی بیشتری را نسبت به گروه شاهد نشان دادند (۰۰۱/ > P، ۰۱/۰ = F). نتیجهگیری: نقص در بازشناسی هیجان در چهره میتواند زمینهساز مشکلات میان فردی در این گروه از افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی باشد. بنابراین، توجه به بازشناسی هیجان در چهره به عنوان یکی از مؤلفههای تأثیرگذار در تعاملات اجتماعی میتواند به فهم بهتر از بدکارکردی اجتماعی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی کمک کند.
سید غفور موسوی، احمد کرمی، امراله ابراهیمی، اصغر طاهرزاده،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف : عقل و دیگر کلمات معادل آن در علوم اسلامی، روانشناسی و روانپزشکی از اهمیت خاصی برخوردار است. علت این موضوع جایگاه و تأثیر عقل در وضعیت سلامت انسان میباشد. مطالعه حاضر به تبیین و بررسی تطبیقی این مفهوم در منابع مذکور پرداخت. مواد و روشها: در این مطالعه مروری، پس از یافتن تعریف عقل در فرهنگ لغات عربی، فارسی، انگلیسی و نیز در فرهنگ لغات قرآنی، مفهوم عقل از منظر فلاسفه، پیشوایان اسلامی و قرآن استخراج گردید. سپس با مراجعه به کتب مرجع روانپزشکی و روانشناسی دانشگاهی، مفاهیم مرتبط با عقل استخراج شد و به وسیله تطبیق این مفاهیم، ویژگیها، نقاط اشتراک و تفاوت آنها توصیف گردید. یافتهها: یافتههای مطالعه مفهوم عقل را در سه قسمت توصیف میکند؛ منابع اسلامی ضمن تفکیک عقل به نظری و عملی، عقل را به عنوان قدرت تشخیص انسان، عاملی برای بازداری از انحراف و فساد، اساس شخصیت انسان و ملاکی برای ارزیابی انسان در دنیای پس از مرگ توصیف کرد. در فرهنگ روانپزشکی، عاقل بودن به مفهوم داشتن بینش صحیح نسبت به خود و بیماری خود، قضاوت صحیح در شرایط مختلف و داشتن تفکری عاری از آسیبهای مختلف بود. در روانشناسی نیز عقل عبارت از توانایی فکر و عمل بر اساس دانشها و تجربهها، بینش صحیح نسبت به آنها است. نتیجهگیری: در هر سه منبع به سیر تدریجی برای تکامل عقل، عوامل و موانع مؤثر در آن و راههای برون رفت از آنها اشاراتی شده است، اما در منابع اسلامی مفهوم دنیای پس از مرگ به عنوان یک موضوع اساسی و مهم، دارای ابعاد و رویکرد متمایزی میباشد.
نرگس موسویان، آدیس کراسکیان موجمباری، علیرضا آقایوسفی،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف : دیابت نوع ۲ یکی از انواع اختلالات متابولیک و فیزیولوژیک بدن است که ارتباط مستقیمی با الگوی رفتاری و سبک زندگی دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناخت درمانی بر کاهش هموگلوبین گلیکوزیله بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ بود. مواد و روشها: این تحقیق به روش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ در طیف سنی ۲۵ تا ۴۵ سال که به کلینیک دیابت بیمارستان گنجویان دزفول مراجعه کرده بودند و یک سال از بیماری آنان گذشته بود، تشکیل داد. از میان آنها، ۴۰ نفر به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمایش ۱۰ جلسه دو ساعته مداخله درمان شناختی را به شیوه گروهی و به صورت هفتگی دریافت کرد. گروه شاهد نیز در لیست انتظار قرار داشت. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: شناخت درمانی منجر به کاهش هموگلوبین گلیکوزیله گروه آزمایش در مرحله پسآزمون و پیگیری شد؛ در حالی که گروه شاهد تغییر معنیداری را در پسآزمون نسبت به پیشآزمون نشان نداد. نتیجهگیری: آموزش شناخت درمانی میتواند در کنترل قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ مؤثر باشد.
سیده نگار موسوی، رمضان حسن زاده، یارعلی دوستی،
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: مرگومیر و داغدیدگی سبب میشود سلامتی افراد در حوزههای مختلف تحت تأثیر قرار گیرد. بسیاری از افراد داغدیدهی در معرض خطر نشانگان افسردگی و افزایش احتمال مرگومیر قرار دارند. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان چشمانداز زمان بر افسردگی و سلامت اجتماعی زنان سوگوار بود. مواد و روشها: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح تحقیق پیشآزمون، پسآزمون، پیگیری با گروه کنترل نابرابر بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه زنان ساکن در شهر بابل است که حداقل ۱۲ ماه از سوگشان گذشته باشد و هنوز علائم سوگ و افسردگی را داشتند. از جامعه آماری تعداد ۳۰ نفر به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی افسردگی بک و پرسشنامه سلامت اجتماعی استفاده شد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها: نتایج بهدستآمده نشان داد که بین دو گروه درمان چشمانداز زمان و گروه کنترل نمرات افسردگی تفاوت معناداری وجود دارد و زنانی که مداخله درمان چشمانداز زمان را دریافت کرده بودند، نسبت به زنانی که هیچ مداخلهای دریافت نکرده بودند، افسردگی کمتری داشتند. همچنین بین دو گروه درمان چشمانداز زمان و گروه کنترل نمرات سلامت اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد و زنانی که مداخله درمان چشمانداز زمان را دریافت کرده بودند، نسبت به زنانی که هیچ مداخلهای دریافت نکرده بودند، سلامت اجتماعی بیشتری داشتند. نتیجهگیری : با توجه به نتایج پژوهش میتوان گفت رویکرد درمان چشمانداز زمان در کاهش میزان افسردگی سلامت اجتماعی زنان سوگوار اثربخش است ازاینرو، میتوان این درمان را برای افسردگی و سلامت اجتماعی زنان بکار برد.
سید غفور موسوی، شکوفه عظیمی، محمد جواد طراحی، مرضیه شیرزادی،
دوره ۱۷، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با تعیین وضعیت مورد تعرض قرار گرفتن پرسنل پرستاری بخشهای روانپزشکی و عوامل مرتبط با آن انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش مطالعه ای توصیفی تحلیلی گذشته نگر بود و جمعیت مورد مطالعه آن پرسنل پرستاری شاغل در بخشهای روانپزشکی بیمارستانهای آموزشی شهر اصفهان بودند .ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه خشونت شغلی علیه پرستاران بود، پرستارانی که تمایل جهت شرکت در مطالعه و حداقل یک سال سابقه کار در بخش روانپزشکی را داشتند وارد مطالعه شدند و پرسشنامه را تکمیل نمودند. یافته ها با استفاده از روشها و آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی در نرم افزار آماری spssv,۲۲ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: درصد کلی تعرض نسبت به پرسنل پرستاری به صورت خشونت کلامی (۹۵,۵%)، خشونت فیزیکی (۷۹.۷%) و زورگویی و اوباشی گری(۳۵.۷%) بوده است. برای بررسی ارتباط آماری بین بین متغیرها و بروز تعرض از آزمون کای اسکویر(chi-square) استفاده شد .بین نوبت کاری داشتن پرسنل و بروز خشونت فیزیکی ارتباط آماری معنی داری مشاهده گردید. همچنین بین شب کاری و بروز خشونت فیزیکی ارتباط آماری معنی داری مشاهده گردید. در خصوص نوع بیماری افراد مبتلا به اسکیزوفرنی به صورت معنا داری بالاترین میزان خشونت فیزیکی را داشتند. در خصوص بخش محل فعالیت بیشترین میزان بروز خشونت فیزیکی در بخش حاد روانپزشکی بوده است که از لحاظ آماری معنا دار می باشد. مطالعه ما نشان دادکه اعمال خشونت کلامی، فیزیکی و زورگویی علیه پرستاران مرد بیشتر از پرستاران زن بوده است .
نتیجه گیری: وقوع تعرض علیه پرسنل پرستاری بسیار بالا بوده لذا جهت به حداقل رساندن خشونت در محیط بیمارستان بایستی از سوی مسئولان امر راهبردهای پیشگیرانه مناسب ، اجرای مدیریت صحیح ، اقدامات محافظت کننده مناسب و آموزش در نظر گرفته شود.