۷ نتیجه برای مهرابی
نسرین فانیان، طیبه مهرابی،
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده
Normal ۰ false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer۴ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:۹۹; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰cm ۵,۴pt ۰cm ۵.۴pt; mso-para-margin-top:۰cm; mso-para-margin-right:۰cm; mso-para-margin-bottom:۱۰.۰pt; mso-para-margin-left:۰cm; line-height:۱۱۵%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۱.۰pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} زمینه و هدف: تیم روانپزشکی درفرآیند درمان و مراقبت بیماران روانپزشکی نقش عمدهای ایفا مینمایند. دانستن تجارب این تیم برای ارتقای خدمات مراقبتی این بیماران ضروری به نظر میرسد. این مطالعه به منظور دستیابی به تجارب تیم روانپزشکی از کار تیمی در مجموعههای روانپزشکی انجام گرفته است. مواد و روشها: این پژوهش به روش کیفی با رویکرد پدیدار شناسی انجام گرفته است. نمونه مورد مطالعه به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب گردیدند. در این مطالعه۱۰ نفر از پرسنل شاغل در بخشها و واحدهای روانپزشکی از ۴ بیمارستان دارای بخش روانپزشکی درشهر اصفهان در سال ۱۳۸۶ شرکت نمودند. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه های عمیق با شرکت کنندگان بود که هر مصاحبه بر روی نوار ضبط گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق روش۷ مرحلهای کلایزی انجام گرفت. یافتهها: نتایج به دست آمده ار تجارب شرکت کنندگان در این مطالعه در ۳ مفهوم اصلی« ارتباط»، « توانمندی» و «تعارض» و۵ زیر مفهوم «همکاری»، «خود آگاهی»، «امید»، «صلاحیت» و «تعدد نقش» خلاصه گردید. نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه میتواند در طرحریزیهای آتی برای ارتقای خدمات مراقبتی بیماران روانپزشکی در بیمارستانها مفید واقع شود. واژههای کلیدی: تجربه، تیم روانپزشکی، کار تیمی، بخش روانپزشکی، پدیدارشناسی
نعمت ستوده اصل، حمید طاهر نشاط دوست، مهرداد کلانتری، هوشنگ طالبی، حسینعلی مهرابی، علی رضا خسروی،
دوره ۹، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه و هدف : وابستگی به سیگار، به عنوان اولین عامل قابل پیشگیری مرگ و میر در دنیا شناخته میشود. با وجود تأثیر منفی مصرف سیگار در فشار خون بالا، توجه به درمانهای روانشناختی بر کاهش وابستگی به نیکوتین در این بیماران، کمتر مورد توجه درمانگران قرار گرفته است. مواد و روشها: مطالعه حاضر یک طرح نیمه تجربی از نوع پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه شاهد میباشد، که با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی– رفتاری، بر کاهش وابستگی به نیکوتین در بیماران مبتلا به فشار خون اساسی، در مرکز تحقیقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان (۱۳۸۸)، انجام شد. آزمودنیها بر اساس ملاکهای سابقه فشار خون بالا، جنسیت مذکر، دامنه سنی ۴۵-۲۵ سال، وابستگی به نیکوتین، مصرف بیش از یک بسته سیگار در روز، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ = N) و شاهد (۱۵ = N) وارد مطالعه شدند. کلیه بیماران قبل از شروع مداخله نسبت به تکمیل پرسشنامه مقاومت به نیکوتین فاگشتروم اقدام، سپس درمان شناختی– رفتاری، طی شش جلسه نود دقیقهای بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. مفروضه اساسی استفاده از درمان شناختی– رفتاری این بود که رفتارهایی مثل سیگار کشیدن، ناشی از اشتباهات در نحوه تفکر بیماران میباشد و مداخلات شناختی- رفتاری، احساسات، تفکر و رفتارهای مثبتتری در بیماران ایجاد مینماید. بعد از اعمال مداخلات درمانی، بیماران دوباره نسبت به تکمیل پرسشنامه تحقیق اقدام نمودند. دادههای مطالعه در نرمافزار ۱۶ SPSS و با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون ناپارامتری ۲ χ دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: درمان شناختی– رفتاری موجب کاهش مصرف سیگار آزمودنیهای گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد در مرحله پسآزمون شده است (۰۵/۰ > P). نتیجهگیری: این تحقیق، استفاده از درمان شناختی– رفتاری را به منظور کاهش میزان وابستگی به نیکوتین در بیماران مبتلا به فشار خون اساسی پیشنهاد میکند. واژههای کلیدی: درمان شناختی رفتاری، وابستگی به نیکوتین، آزمون فاگرشتروم، فشار خون اساسی.
افروز افشاری، مهناز مهرابی زاده هنرمند،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف : الکسیتایمیا سازهای روانشناختی است که در طیف وسیعی از بیماریهای روانپزشکی و طبی شیوع بالایی دارد. امروزه پژوهشهای بسیاری به دلیل اهمیت این سازه در سلامت روانی و جسمی افراد، به بررسی ابعاد مختلف الکسیتایمیا از جمله شیوع و شدت آن در جمعیتهای بالینی و غیر بالینی پرداختهاند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان شیوع الکسیتایمیا و مقایسه الکسیتایمیا و مؤلفههای آن در دانشجویان پسر و دختر دانشگاه شهید چمران اهواز بود. مواد و روشها: نمونه مورد بررسی شامل ۸۴۱ نفر دانشجوی پسر و دختر مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بود که به روش تصادفی چند مرحلهای از جامعه ۸۰۰۰ نفری دانشجویان این دانشگاه در سال ۱۳۸۷ برگزیده شد. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه ۲۰ مادهای الکسیتایمیای تورنتو استفاده شد. جهت تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی، ۲ χ و تحلیل t مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده گردید. یافتهها: میزان شیوع الکسیتایمیا در کل نمونه برابر با ۵/۱۹ درصد، در نمونه دختران برابر با ۸/۱۸ درصد و در نمونه پسران ۲/۲۰ درصد بود. بین دانشجویان دختر و پسر از لحاظ شیوع این سازه تفاوت معنیداری مشاهده نشد. نتایج مقایسه دو جنس در میانگین الکسیتایمیا و سه مؤلفه آن نشان داد که شدت نمره کل الکسیتایمیا و خرده مقیاس تفکر برونمدار در پسران بالاتر از دختران بود. نتیجهگیری: از نظر شیوع و شدت دشواری در شناسایی و دشواری در توصیف احساسات بین دانشجویان دختر و پسر تفاوتی وجود نداشت، اما با توجه به این که شیوع الکسیتایمیا در بین دانشجویان در مقایسه با سایر مطالعات خارجی بالاتر بود، این مسأله ضرورت ارایه آموزشهای هیجانی در دانشگاهها را مطرح میسازد. واژههای کلیدی: الکسیتایمیا، جنسیت، شیوع، شدت، دانشجویان
ندا عاصمی زواره، احمد چیت ساز، کریم عسگری، حسینعلی مهرابی، انیس جهانبازی،
دوره ۱۱، شماره ۵ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
چکیده زمینه وهدف: مداخلات روان شناختی می تواند به واسطه بهبود وضعیت روانی، اجتماعی و خانوادگی سهم به سزایی در کاهش علایم بیماران مبتلا به سرگیجه ی روان تنی داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مدیریت شناختی- رفتاری استرس بر کاهش اضطراب استرس و افسردگی در بیماران زن مبتلا به سرگیجه روان تنی بوده است. مواد و روش ها: این پژوهش به روش مورد- شاهدی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه درسال ۱۳۹۰ در آزمایشگاه روانشناسی دانشگاه اصفهان انجام شده است. نمونه شامل ۲۸ بیمار زن مبتلا به سرگیجه روان تنی با تشخیص متخصص مغز و اعصاب بود که به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی (۱۴ نفر) و گواه (۱۴نفر) گمارده شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه DASS (مقیاس اضطراب استرس افسردگی) استفاده شد که در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط افراد تکمیل گردید. مداخله ی شناختی- رفتاری مدیریت استرس طی ۱۰ جلسه ی۲ساعته و به مدت۵/۲ ماه در گروه آزمایش انجام گرفت. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین نمرات اضطراب، استرس و افسردگی در گروه آزمایش به طور معنی داری نسبت به گروه گواه در دو مرحله پس آزمون و پیگیری کاهش پیدا کرد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثر بخشی مدیریت شناختی- رفتاری استرس بر کاهش اضطراب، استرس و افسردگی در بیماران زن مبتلا به سرگیجه روان تنی بود.
مژگان شکراللهی، سید اسماعیل هاشمی، مهناز مهرابی زاده هنرمند، یدالله زرگر، عبدالزهرا نعامی،
دوره ۱۹، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: درد مزمن از رایجترین و پرهزینهترین مشکلات طبی است که زندگی بیماران را در تمامی ابعاد زیستی، اجتماعی، حرفهای و تحصیلی متأثر میسازد. پژوهش حاضر باهدف مقایسۀ اثربخشی درمان هیجان مدار و درمان شناختی تحلیلی بر حساسیت اضطرابی، فاجعهآمیز کردن درد، اجتناب تجربی و تنظیم شناختی هیجان در بیماران مبتلابه درد مزمن با ناگویی هیجانی انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش مطالعه تجربی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری، همراه با گروه کنترل بود. از بین بیماران مبتلابه درد مزمن در شهر اصفهان، با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و داوطلبانه و طی ۲ مرحله تعداد ۳۶ بیمار که نمرۀ بالایی در پرسشنامه ناگویی هیجانی کسب کرده بودند انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند (هر گروه ۱۲= n). اعضای گروه آزمایش اول درمان گروهی آنلاین هیجانمدار و اعضای گروه آزمایش دوم درمان گروهی آنلاین شناختی تحلیلی دریافت کردند. در این مدت گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزار مورداستفاده پژوهش پرسشنامه تنظیم هیجان گارنفسکی (۲۰۰۱)، مقیاس فاجعهآمیز کردن درد سالیوان (۱۹۹۵)، پرسشنامه حساسیت اضطرابی تیلور وکاکس (۱۹۹۸)، پرسشنامه پذیرش و عمل (۲۰۱۱) که در سه مرحلۀ پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری تکمیل شد. دادههای بهدستآمده با روش آماری تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: هر دو روش درمان در بهبود متغیرهای حساسیت اضطرابی، فاجعهآمیز کردن درد، اجتناب تجربی و تنظیم شناختی مثبت هیجان تأثیر معنیداری داشتهاند (۰۵/ ۰>p)، اما در تنظیم شناختی منفی هیجان، درمان شناختی تحلیلی اثر معنیداری نداشته است (۰۵/ ۰p>). درمان هیجان مدار، در بهبود متغیرهای فاجعهآمیز درد، اجتناب تجربی و تنظیم شناختی منفی هیجان مؤثرتر از درمان شناختی تحلیلی بوده است (۰۵/ ۰>p).
نتیجهگیری: با توجه به اثرگذاری درمان هیجان مدار و درمان شناختی تحلیلی در متغیرهای پژوهش میتوان از این دو روش درمان برای بهبود بیماران مبتلابه درد مزمن با ناگویی هیجانی سود جست.
حسینعلی مهرابی، نسرین افشاری،
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( ۲-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: همهگیری ویروس کرونا، پدیدهای که با ظهورش جهان را در شوک و بهت فرو برد، در دسامبر سال ۲۰۱۹ میلادی از ووهان چین آغاز شد. از آن زمان، این ویروس در سراسر جهان شیوع یافته است و تا به امروز، میلیونها نفر تحت تأثیر این بیماری قرارگرفتهاند. پژوهش حاضر باهدف پیشبینی پریشانی روانشناختی بر اساس سبکهای مقابله با استرس، نگرش نسبت بهشدت خطر کرونا و رفتارهای پیشگیرانه در همهگیری کرونا در مردم شهر اصفهان انجام گرفت.
مواد و روشها: طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری کلیه افراد بالای ۱۸ سال ساکن شهر اصفهان در سال ۱۴۰۰ بود که از میان آنها ۳۵۱ نفر با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامههای پریشانی روانشناختی کسلر، سبکهای مقابله با موقعیتهای فشارزای ایندلر و پارکر-فرم کوتاه(CISS-SF)، نگرش نسبت بهشدت خطر کرونا و اقدامات پیشگیرانهی هنرور و همکاران پاسخ دادند. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش آماری تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گامبهگام با استفاده از نرمافزار SPSS۲۸انجام شد.
یافتهها: نتایج بیانگر این بود که نشان داد نگرش بهشدت خطر کرونا، سبک مقابله اجتنابی، سبک مقابله هیجان مدار و رفتارهای پیشگیرانه میتوانند ۱۸ درصد از تغییرات پریشانی روانشناختی را بهصورت معنادار پیشبینی کنند؛ اما سبک مقابله مسئله مدار قادر به پیشبینی پریشانی روانشناختی نبود. نتیجهگیری: از نتایج پژوهش حاضر میتوان جهت تبیین پریشانی روانشناختی و تدوین مداخلات فرد نگر و جامعهمحور در جهت ارتقای سلامت افراد در رویارویی با بیماری همهگیر کرونا استفاده کرد.
طناز یوسفی، شیما مهرابی، محمدرضا حاج رضائی، سارا کلانتری، احسان ابول پور،
دوره ۲۲، شماره ۱ - ( ۲-۱۴۰۳ )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال روانی-تنی یکی از شایع ترین شکایات پزشکی و نوعی بیماری ناتوان کننده است که ابعاد مختلف شخصیت بیماران را تحت تأثیر قرار میدهد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان هیجانمدار و پویشی فشرده و کوتاهمدت بر سازمان شخضیت در زنان مبتلا به روانی تنی انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه به روش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه مورد نظر تمامی بیماران مبتلا به روانی تنی مراجعه کننده به کلینیک تخصصی اعصاب و روان شهر تهران در سال ۱۴۰۱ بود. حجم نمونه مورد بررسی با مراجعه به جدول کوهن تعیین شد. به این طریق که در سطح اطمینان ۹۵ درصد، اندازه اثر ۳۰/۰ و توان آماری ۸۳/۰، برای هر گروه ۱۲ نفر تعیین شد. اما از آنجایی که احتمال ریزش برخی نمونهها وجود داشت و همچنین در جهت تعمیمپذیری بیشتر نتایج، حجم نمونه در هر گروه ۱۵ نفر تعیین شد. در مرحله اول به شیوه نمونهگیری در دسترس ۳۰ نفر انتخاب و این ۳۰ نفر در گام دوم به صورت تصادفی ساده (به شیوه قرعه کشی) در ۲ گروه آزمایش (۱۵ نفر) و یک گروه کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه کرنبرگ استیپو (۲۰۰۳) و پرسشنامه شفقت به خود نف (۲۰۰۳) اخذ گردید و طبق طبق پروتکل درمان دوانلو ۱۵جلسه درمان اجرا شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاکی از تأثیررواندرمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت بر ابعاد شفقت به خود و سازمان شخصیت در مبتلایان به روانی تنی بود (۰۰۱/۰>P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، متخصصین فعال در حوزه روانی – تنی به خصوص روانی تنی میتوانند در درمان این افراد استفاده از روشهای هیجانمدار و رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت را در کنار سایر درمانها مدنظر قرار دهند.