۱۴ نتیجه برای زرگر
فاطمه زرگر، احمد عاشوری، نگار اصغریپور، اسما عاقبتی،
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۸۶ )
چکیده
Normal ۰ false false false MicrosoftInternetExplorer۴ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰in ۵,۴pt ۰in ۵.۴pt; mso-para-margin:۰in; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۰.۰pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#۰۴۰۰; mso-fareast-language:#۰۴۰۰; mso-bidi-language:#۰۴۰۰;} مقدمه: آسیب روانی یک عضو خانواده، یک مشکل درون فردی نیست بلکه یک فرایند تعاملی بین اعضای خانواده است. این تحقیق با هدف بررسی و مقایسه عملکرد خانواده در بیماران افسرده عمده با بیماران دارای مشکلات جسمانی و بدون اختلالات روانپزشکی شهر اصفهان اجرا شد. روش ها: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، از کلینیکهای روان درمانی سطح شهر اصفهان، سه کلینیک بطور تصادفی انتخاب گردید و ازکلیه بیماران مبتلا به اختلال افسردگی عمده که طی سالهای ۱۳۸۴ تا ۸۵ به این کلینیکها مراجعه نموده بودند، بطور تصادفی، ۳۰ بیمار، و همچنین ۳۰ نفر به عنوان افراد گروه شاهد از میان مراجعه کنندگان بخش های غیر روانپزشکی مرکز پزشکی الزهراء (س) شهر اصفهان انتخاب شدند و پرسشنامه عملکرد خانواده بلوم در مورد آنها اجرا گردید و نمرات دو گروه با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس چند راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین نمرات مقیاسهای جامعه پذیری، پیوستگی و آرمان خانواده در گروه افسرده از میانگین نمرات گروه کنترل بیشتر بود. با توجه به اینکه مقیاس عملکرد خانواده بطور معکوس نمره گذاری می گردد، این نتایج نشان می دهد میزان جامعه پذیری، پیوستگی و میزان مباهات افراد افسرده به خانواده خود، پایین تر از گروه گواه است. میانگین نمرات کل عملکرد خانواده افراد افسرده بالاتر از افراد عادی بود، یعنی، عملکرد خانواده بیماران افسرده ضعیف تر از گروه شاهد است. میانگین نمرات دو گروه در سایر ابعاد تفاوت معنی داری نداشت. نتیجه گیری: بر مبنای نمرات آزمون عملکرد خانواده از جمله عوامل پیش بینی کننده های افسردگی می تواند میزان جامعه پذیری، پیوستگی و آرمان خانواده می باشد. با بررسی عملکرد خانواده، به عنوان یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر شروع و تداوم اختلال افسردگی می توان متخصصین بهداشت روان، درمانگران و خانواده ها را برای درمان همه جانبه این اختلال یاری رساند.
فاطمه زرگر، طاهره پورکمالی، اعظم مرادی، علی زرگر،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۴-۱۳۸۸ )
چکیده
Normal ۰ false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer۴ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:۹۹; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰in ۵,۴pt ۰in ۵.۴pt; mso-para-margin:۰in; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۱.۰pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} زمینه و هدف: با در نظر گرفتن اهمیت رابطه عملکرد خانواده با رفتارهای سازش یافته در اعضای آن، هدف این تحقیق مقایسه عملکرد خانواده دختران در شهر اصفهان بود. مواد و روش ها: این پژوهش، از نوع پیمایشی بود. نمونه این پژوهش، تمامی ۳۱ دختر فراری بودند که در ۶ ماهه اول سال ۱۳۸۵ از طریق نیروی انتظامی و قوه قضائیه به مرکز اورژانس اجتماعی شهر اصفهان ارجاع گردیدند. ۳۱ نفر نیز به عنوان گروه شاهد از میان دانشجویان یکی از دانشگاه های آزاد اسلامی، انتخاب شدند. نمونه گیری دو گروه، به روش در دسترس انجام گرفت و هردو گروه به سؤالات پرسشنامه عملکرد خانواده بلوم پاسخ دادند. در نهایت، داده ها به کمک آزمون تجزیه و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: دو گروه در مقیاس های جامعه پذیری، منبع کنترل بیرونی، تعارض، سبک های تربیتی مستبد، آزاد منش و بی قید و بند، آرمان خانواده، پیوستگی و ابراز وجود (بیانگری) با یکدیگر تفاوت معنی داری داشتند (۰۵/۰ P نتیجه گیری: خانواده دختران فراری با ویژگی هایی چون عدم نزدیکی عاطفی، برقراری ارتباطات اجتماعی محدود و تمایل کم به این گونه روابط، تحت کنترل ندیدن رویدادها، تعاملات همراه با تعارض اعضای خانواده، قوانین محدود یا سرسختانه، مشارکت ضعیف اعضا در تصمیم گیری ها، فخر و مباهات کم به خانواده، عدم ابراز آزادانه احساسات و افکار مشخص می شوند.
یداله زرگر، سحر صیاد، سودابه بساک نژاد،
دوره ۹، شماره ۵ - ( ۱۱-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه و هدف : اختلال بدشکلی بدن با اشتغال ذهنی به وجود نقص جسمانی در بدن مشخص میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر اختلال بدشکلی بدن و حساسیت بین فردی در دانشآموزان دختر بود. مواد و روشها: پژوهش حاضر کارآزمایی بالینی است، به روش تصادفی چند مرحلهای دانشآموز دختر، که به دو مقیاس اصلاح شده وسواسی جبریYale - Brown برای اختلال بدشکلی بدن و خرده مقیاس حساسیت بین فردی فهرست نشانه مرضی پاسخ دادند و از میان ۷۵ نفری که در هر دو مقیاس نمره بالایی گرفتند، ۳۰ نفر به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم شدند. سپس گروه درمانی شناختی­رفتاری به روش Greenberg بر روی گروه آزمایش اجرا شد. نتایج با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس یک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: بین نمرات بدشکلی بدن و حساسیت بین فردی دو گروه آزمایش و شاهد تفاوت معنیداری وجود داشت. نتیجهگیری: گروه درمانی شناختی- رفتاری، در کاهش اختلال بدشکلی بدن و حساسیت بین فردی دانشآموزان دختر مؤثر است. واژههای کلیدی: گروه درمانی شناختی- رفتاری، اختلال بدشکلی بدن، حساسیت بین فردی، دانشآموزان دختر دبیرستانی.
فاطمه زرگر، ابوالفضل محمدی، عبداله امیدی، رضا باقریان سرارودی،
دوره ۱۰، شماره ۵ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
رفتاردرمانیهای مبتنی بر پذیرش شاخهای از درمانهای جدید روانشناختی میباشد که از اصول و تکنیکهای درمانهای مبتنی بر ذهنآگاهی استفاده میکند. درمانهای مبتنی بر پذیرش، بر مبنای این فرضیه روی کارآمدند که آسیبشناسی روانی با تلاش برای کنترل یا اجتناب از افکار و هیجانات منفی همراه است. این درمانها معتقدند افراد مبتلا به آسیب روانی در مورد هیجانهای خود دیدگاهی انتقادی داشته و خود را بر اساس هیجانهایشان مورد قضاوت قرار میدهند. بنابراین درصدد اجتناب از این هیجانها بر میآیند و به رفتارهایی مبادرت میورزند تا از این هیجانها فرار کرده یا آنها را کاهش دهند. اجتناب در سه سطح هیجانی، شناختی و رفتاری میتواند نقش مهمی در تداوم آسیب روانی ایفا کند. هدف رفتاردرمانی مبتنی بر پذیرش، عبارت است از تغییر روابط افراد با تجارب درونیشان، کاهش اجتناب از تجارب و افزایش رفتارهای فرد در مسیرهای ارزشمند زندگیاش. واژههای کلیدی: موج سوم رفتاردرمانی، رفتاردرمانی مبتنی بر پذیرش، ذهنآگاهی، اجتناب
فاطمه زرگر، الهام فروزنده، ابوالفضل محمدی، رضا باقریان سرارودی، مجتبی حبیبی،
دوره ۱۰، شماره ۶ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف : جنگ تحمیلی عراق- ایران طی سالهای ۶۷-۱۳۵۹ آثار مخرب گوناگونی در ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی بر سربازان، جانبازان و خانوادههای آنان بر جا گذاشت. این اثرات سالها پس از اتمام جنگ همچنان ادامه داشت. در این پژوهش، سلامت روانشناختی جانبازان شهر اصفهان ۲۲ سال پس از اتمام جنگ تحمیلی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها : از بین کلیه جانبازان استان اصفهان که تحت پوشش بنیاد شهید و ایثارگران استان اصفهان بودند، ۳۳۰ نفر با استفاده از نمونهگیری تصادفی منظم بر اساس لیست بنیاد انتخاب شدند و پرسشنامههای ویژگیهای جمعیتشناختی و SCL-۹۰-R (Symptom chek list-۹۰-revised) بر روی آنان اجرا گردید. یافتهها : متوسط سن جانبازان مورد مطالعه، ۴۵ سال بود. اکثر جانبازان در سن جوانی مبتلا به آسیب شدهاند. حدود ۲۴ درصد از جانبازان دارای تحصیلات دانشگاهی بودند و حدود ۳۹ درصد از آنان تحصیلات دبیرستان را به اتمام رساندهاند. جانبازان مبتلا به نوع جسمی و نوع توأم اعصاب و روان و جسمی به ترتیب بیشترین فراوانی را داشتند. ۳/۱۹ درصد از جانبازان مورد مطالعه، اسارت را تجربه کردهاند. فراوانی جانبازان دارای حالت اشتغال ۵/۱ برابر جانبازان شاغل بود. مشکلات و اختلالات جسمیسازی، وسواس- اجبار، پرخاشگری، اضطراب، حساسیت بین فردی، افسردگی و افکار پارانوئیدی به ترتیب بیشترین فراوانی را در جانبازان شهر اصفهان داشت. در حال حاضر حدود نیمی از جانبازان مورد مطالعه مبتلا به نوعی آسیب روانی و اختلال روانپزشکی بودند و جانبازان ۵۵-۴۶ درصد، بیشترین فراوانی آسیب روانی را در بین جانبازان دارای درصدهای مختلف جانبازی داشتند و هر چه تعداد معلولیت (جانبازی) بیشتر باشد، آسیب روانی در جانبازان بیشتر است. نتیجهگیری : با گذشت ۲۲ سال از اتمام جنگ تحمیلی، نیمی از جانبازان مورد مطالعه مبتلا به نوعی آسیب روانی بودند. کلید واژهها : سلامت روانشناختی، جانبازان، جنگ تحمیلی
ابوالفضل محمدی، فاطمه زرگر، عبداله امیدی، رضا باقریان سرارودی،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
طی دهههای اخیر مطالعات گستردهای در مورد آسیبشناسی و درمان اختلال اضطراب اجتماعی انجام شده است. بر اساس این پژوهشها، مدلهای سببشناسی متعددی برای این اختلال ارایه شده است. مفاهیمی که در این رابطه مطالعه شدهاند عبارتند: از عوامل ژنتیکی و سرشتی، عوامل محیطی و تجربههای یادگیری، نقص در مهارتهای اجتماعی، عوامل شناختی، تأثیرات فرهنگی و تکاملی. مدلهای سببشناسی با رویکردهای مختلف مفاهیم فوق را در شکلگیری و تداوم اختلال اضطراب اجتماعی به کار بردهاند. در این مقاله مدلهای سببشناسی که تاکنون در خصوص اختلال اضطراب اجتماعی مطرح شده­اند معرفی میشود. ارزیابی این مدلها و کاربردهای بالینی آنها در پایان ارایه شده است. کلید واژه­ها: اختلال اضطراب اجتماعی، آسیبشناسی، مدلهای سببشناسی
میثم خدیوی، یداله زرگر، ایران داودی، مجید عیدی بایگی، علی احمدیان،
دوره ۱۱، شماره ۵ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف: افراد تیپ A به سبب جهانبینی خاصی که دارند به احتمال بیشتری دستخوش مشکلات شغلی میشوند. هدف از پژوهش حاضر اثربخشی درمان مدیریت استرس به شیوهی شناختی- رفتاری بر الگوی رفتاری تیپ A در کارکنان یک شرکت صنعتی بود. مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع نیمهتجربی میباشد. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان یک شرکت صنعتی بود که در سال ۱۳۹۰ عضو این شرکت بودند، از میان کارکنان این شرکت ۵۰۰ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و بر اساس پرسشنامه تیپ شخصیتی A مورد بررسی قرار گرفتند و از بین افرادی که در این پرسشنامه، نمرهی آنان بالاتر از یک انحراف معیار از میانگین بود، به طور تصادفی تعداد ۳۰ نفر انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. سپس به گروه آزمایش ۱۰ جلسه مدیریت استرس به شیوهی شناختی-رفتاری آموزش داده شد. پس از اعمال مداخله آزمایشی دادههای حاصل از پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها : نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و گواه بعد از اجرای مدیریت استرس تفاوت معنیداری در الگوی رفتاری تیپ A وجود دارد. همچنین بین دو گروه از لحاظ تیپ A مرضی و تیپ A غیر مرضی پس از اعمال مدیریت استرس تفاوت معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری: آموزش مدیریت استرس به شیوهی شناختی- رفتاری بر الگوهای رفتاری تیپ A مؤثر میباشد و از این طریق میتوان مشکلات روانشناختی و شغلی مربوط به این تیپ شخصیتی در کارکنان را کاهش داد. کلید واژهها: الگوی رفتاری تیپ A، مدیریت استرس به شیوهی شناختی- رفتاری، کارکنان شرکت صنعتی.
شهناز خالقیپور، فاطمه زرگر،
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۳ )
چکیده
چکیده زمینه و هدف: نیازهای مراقبتی خاص کودکان کمتوان ذهنی میتواند بر سلامت روانی مادر تأثیر گذارد. هدف از این پژوهش اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر شناختدرمانی بر کاهش افسردگی و افزایش امید به زندگی مادران کودکان کمتوان ذهنی بود. مواد و روشها: روش تحقیق نیمهتجربی از نوع دو گروهی همراه پیشآزمون – پسآزمون میباشد. جامعه آماری را مادران کودکان کمتوان ذهنی تحت پوشش سازمان بهزیستی تشکیل دادهاند. با استفاده از نمونهگیری تصادفی خوشهای مرحلهای تعداد ۳۴۶ نفر انتخاب شدند و پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II یا Beck Depression Inventory) و امید میلر را تکمیل کردند. از میان آن ها تعداد ۲۸ نفر که بالاترین نمره افسردگی و پایینترین نمره امید را داشتند، انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. آزمودنیهای گروه آزمایش طی ۹ جلسه ۹۰ دقیقهای آموزش شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی را دریافت نمودند. پس از مداخله در گروه آزمایش، آزمودنیهای هر دو گروه پرسشنامه افسردگی و امید به زندگی را تکمیل کردند. دادهها از طریق آزمون آماری آنالیز واریانس چند متغیری تحلیل گردید. یافتهها: پس از مداخله میانگین افسردگی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش معنیدار و میانگین امید به زندگی افزایش معنیداری نشان داده است. نتیجهگیری: مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بر کاهش افسردگی و افزایش امیدواری مادران کودکان کمتوان ذهنی اثربخش باشد. لذا اجرای این برنامهها در کلیه مراکز توانبخشی ویژه کودکان کمتوان ذهنی سازمان بهزیستی جهت پیشگیری از آسیبهای روانی مادران میتواند مؤثر باشد. واژههای کلیدی: ذهن آگاهی مبتنی بر شناختدرمانی ، افسردگی، امید به زندگی، کم توان ذهنی
فاطمه زرگر، رضا باقریان سرارودی،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف : از دهه ۱۹۷۰، جریان یکپارچه شدن ذهنآگاهی با رواندرمانی شروع شد و اثربخشی بالایی در درمان بسیاری از اختلالات و ارتقای وضعیت روانشناختی افراد بدون اختلال داشته است. یکی از حوزههای مورد مداخله با استفاده از فنون ذهنآگاهی، بهبود مهارتهای فرزندپروری است. این مطالعه به معرفی مدل فرزندپروری ذهنآگاهانه (Mindful parenting) پرداخت. مواد و روشها: پژوهش حاضر یک مطالعه موردی ساده (حکایتی) بود که با استفاده از روششناسی مرور کتابخانهای منابع و مقالات نمایه شده در پایگاههای PubMed، Google Scholar، Science Direct، SID و Magiran در حیطه فرزندپروری انجام گرفت. یافتهها: پژوهشهای مرتبط با درمانهای مختلف در حوزه فرزندپروری از جمله برنامه فرزندپروری مثبت و فرزندپروری ذهنآگاهانه ارایه شد. نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعات پیشین، میتوان گفت که فرزندپروری ذهنآگاهانه اثربخشی خود را در حوزههای مختلف مانند افزایش رضایتمندی مراقبان، بهبود عملکرد خانواده، مهارتهای فرزندپروری والدین و کاهش مشکلات رفتاری فرزندان نشان داده است. با این وجود، نقاط ضعف بعضی از این درمانها، حجم نمونه کم، عدم وجود گروه شاهد و مقایسه با سایر درمانهای پیشین در حوزه فرزندپروری است که لزوم مطالعات بیشتر را خاطر نشان میسازد.
کورش بنی هاشمیان، عبدالزهرا نعامی، یداله زرگر، نسرین ارشدی، ایران داودی،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف : تنطیم شناختی- هیجانی، نوعی راهکار مقابلهای است که فرد را در مقابله با سانحه یاری میکند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه تنظیم شناختی- هیجانی و رشد پس از سانحه در بیماران زن و مرد مبتلا به هپاتیت B بود. مواد و روشها: جامعه آماری این پژوهش را بیماران زن و مرد مبتلا به هپاتیت B در مرکز تحقیقات هپاتیت بیمارستان نمازی شیراز تشکیل دادند. ۲۵۰ بیمار مبتلا به هپاتیت B (۱۲۵ زن و ۱۲۵ مرد) به طور تصادفی انتخاب شدند و از پرسشنامههای تنظیم شناختی- هیجانی Garnefski و رشد پس از سانحه Tedeschi استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری همبستگی Pearson و MANOVA در نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: رشد پس از سانحه با پذیرش (۴۷/۰ = r، ۰۰۱/۰ > P)، تمرکز مجدد بر برنامهریزی (۲۱/۰ = r، ۰۰۱/۰ = P)، ارزیابی مجدد مثبت (۲۵/۰ = r، ۰۰۱/۰ > P) و کنار آمدن با دیدگاه (۳۸/۰ = r، ۰۰۱/۰ > P)، رابطه مثبت و معنیدار و با سرزنش خود (۳۸/۰- = r، ۰۰۱/۰ > P)، سرزنش دیگران (۴۲/۰- = r، ۰۰۱/۰ = P)، فاجعهانگاری (۶۰/۰- = r، ۰۰۱/۰ > P) و نشخوار ذهنی (۱۴/۰- = r، ۰۲۱/۰ = P) رابطه منفی و معنیداری داشت. همچنین، مردان بیشتر از زنان تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامهریزی و ارزیابی مجدد مثبت را مورد استفاده قرار دادند و زنان بیشتر از مردان نشخوار ذهنی، فاجعهانگاری و سرزنش دیگران را به کار بردند (۰۰۱/۰ > P). نتیجهگیری: استفاده از تنظیم شناختی- هیجانی سازگار، رشد پس از سانحه را در افراد مبتلا به هپاتیت B افزایش میدهد و زنان مبتلا به هپاتیت B بیشتر از مردان از راهکارهای تنظیم شناختی- هیجانی ناسازگار استفاده میکنند. بنابراین، نتایج این پژوهش میتواند به منظور سنجش و ارتقای سطح استفاده از راهبردهای تنظیم شناختی- هیجانی سازگار، مفید واقع شود. در پژوهشهای آینده، میتوان راهبردهای تنظیم شناختی- هیجانی را بین بیماران مبتلا به سایر بیماریهای مزمن مورد مقایسه قرار داد.
مهدی یعقوبی، فاطمه زرگر، حسین اکبری،
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف : مرور مطالعات انجام شده نشان میدهد که نرخ بازگشت در اختلالات مصرف مواد، حتی پس از شرکت در درمانهای دارویی مرتبط بالا است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مدل پیشگیری از بازگشت مبتنی بر ذهنآگاهی بر میزان بازگشت در مصرف کنندگان مواد افیونی انجام شد. مواد و روشها: مطالعه حاضر در قالب یک کارآزمایی بالینی در سال ۱۳۹۴ در شهر کاشان انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام مصرف کنندگان مواد افیونی مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر کاشان بود. تعداد ۷۰ نفر از مصرف کنندگان مواد افیونی به صورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه شاهد و آزمایش قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه تحت آموزش پیشگیری از بازگشت مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفت و گروه شاهد هیچ مداخلهای را دریافت نکرد. در هر دو گروه، در پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری (یک ماه پس از پسآزمون) برای سنجش فروانی بازگشت از آزمایش مرفین استفاده شد. دادههای مطالعه با نرمافزار SPSS و با استفاده از آزمونهای t برای مقایسه معنیداری میانگین سنی در بین دو گروه و آزمون ۲ χ به منظور مقایسه دیگر متغیرهای جمعیت شناختی مانند وضعیت اشتغال، سطح تحصیلات، تاریخچه مصرف، وضعیت تأهل و همچنین، بررسی میزان بازگشت دو گروه تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: نتایج آزمون ۲ χ نشان داد که تفاوت معنیداری بین فراوانی بازگشت در دو گروه وجود داشت (۰۵۰/۰ > P). نتیجهگیری: برنامه پیشگیری از بازگشت مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند جزء برنامههای مداخلاتی اثربخش در سوء مصرف کنندگان مواد مخدر قرار گرفته و از بازگشت پیشگیری نماید.
محدثه نوروزی، فاطمه زرگر، حسین اکبری،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف : درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and commitment therapy یا ACT)، درمان جدیدی برای مشکلات بین فردی به شمار میرود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روش ACT بر مشکلات بین فردی و اجتناب تجربهای (Experiential avoidance) دانشجویان دختر دارای مشکلات بین فردی انجام شد. مواد و روشها: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی در دسترس بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در رشتههای پرستاری، مامایی، علوم آزمایشگاهی، مدیریت، حقوق، حسابداری و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان بود که ۶۶ نفر آنها به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. این افراد به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. مداخله در گروه آزمایش بر اساس تحقیق McKay و همکاران، به صورت گروهی و در ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقهای توسط یک روانشناس بالینی آموزش دیده انجام شد. ابزار جمعآوری دادهها شامل پرسشنامههای مشکلات بین فردی (۳۲-Inventory of Interpersonal Problems یا ۳۲-IIP) و پذیرش و عمل (Acceptance and Action Questionnaire-II یا AAQ-II) بود که اجتناب تجربهای را مورد سنجش قرار داد. نمرات پیشآزمون و پسآزمون با استفاده از آزمون کواریانس تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها: پس از کنترل نمرات پیشآزمون، تفاوت معنیداری بین میانگین نمرات مشکلات بین فردی (۰۰۱/۰ > P) و اجتناب تجربهای (۰۰۱/۰ > P) بین دو گروه در مرحله پسآزمون مشاهده شد. نتیجهگیری: روش ACT میتواند تأثیر مطلوبی بر مشکلات بین فردی و اجتناب تجربهای داشته باشد.
مژگان شکراللهی، سید اسماعیل هاشمی، مهناز مهرابی زاده هنرمند، یدالله زرگر، عبدالزهرا نعامی،
دوره ۱۹، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: درد مزمن از رایجترین و پرهزینهترین مشکلات طبی است که زندگی بیماران را در تمامی ابعاد زیستی، اجتماعی، حرفهای و تحصیلی متأثر میسازد. پژوهش حاضر باهدف مقایسۀ اثربخشی درمان هیجان مدار و درمان شناختی تحلیلی بر حساسیت اضطرابی، فاجعهآمیز کردن درد، اجتناب تجربی و تنظیم شناختی هیجان در بیماران مبتلابه درد مزمن با ناگویی هیجانی انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش مطالعه تجربی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری، همراه با گروه کنترل بود. از بین بیماران مبتلابه درد مزمن در شهر اصفهان، با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و داوطلبانه و طی ۲ مرحله تعداد ۳۶ بیمار که نمرۀ بالایی در پرسشنامه ناگویی هیجانی کسب کرده بودند انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند (هر گروه ۱۲= n). اعضای گروه آزمایش اول درمان گروهی آنلاین هیجانمدار و اعضای گروه آزمایش دوم درمان گروهی آنلاین شناختی تحلیلی دریافت کردند. در این مدت گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزار مورداستفاده پژوهش پرسشنامه تنظیم هیجان گارنفسکی (۲۰۰۱)، مقیاس فاجعهآمیز کردن درد سالیوان (۱۹۹۵)، پرسشنامه حساسیت اضطرابی تیلور وکاکس (۱۹۹۸)، پرسشنامه پذیرش و عمل (۲۰۱۱) که در سه مرحلۀ پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری تکمیل شد. دادههای بهدستآمده با روش آماری تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: هر دو روش درمان در بهبود متغیرهای حساسیت اضطرابی، فاجعهآمیز کردن درد، اجتناب تجربی و تنظیم شناختی مثبت هیجان تأثیر معنیداری داشتهاند (۰۵/ ۰>p)، اما در تنظیم شناختی منفی هیجان، درمان شناختی تحلیلی اثر معنیداری نداشته است (۰۵/ ۰p>). درمان هیجان مدار، در بهبود متغیرهای فاجعهآمیز درد، اجتناب تجربی و تنظیم شناختی منفی هیجان مؤثرتر از درمان شناختی تحلیلی بوده است (۰۵/ ۰>p).
نتیجهگیری: با توجه به اثرگذاری درمان هیجان مدار و درمان شناختی تحلیلی در متغیرهای پژوهش میتوان از این دو روش درمان برای بهبود بیماران مبتلابه درد مزمن با ناگویی هیجانی سود جست.
آیلین سلمانی، دکتر فاطمه زرگر، رضا باقریان، ندا مستوفی زاده، زهرا حیدری رارانی،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( ۱۰-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع ۱ یکی از اختلالات مزمن در دوران کودکی میباشد، که میتواند بر ابعاد مختلف جسمانی و روانی کودکان مبتلا اثر منفی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش بازی درمانی در بهبود سلامت روان کودکان مبتلا به دیابت نوع ۱ میباشد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر مروری از نوع روایتی میباشد. کلید واژههای دیابت نوع ۱، دیابت کودکان و نوجوانان، بازی درمانی، بازی و معادل انگلیسی آنها در پایگاههای داخلی (SID, Noormags, Magiran, Civilica) و خارجی ( Science-direct, Springer, Scopus, Google scholar) مورد جست و جو قرار گرفت. نتیجه جستجوی جامع اولیه شامل مقالههای زیادی در کل پایگاههای داده ای بود، که با اعمال فیلترینگ، معیارهای ورود/ خروج در نهایت ۱۲ مقاله که در بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ منتشر شده بود، انتخاب گردید.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بازی درمانی میتواند بر کاهش نمرات افسردگی و اضطراب به صورت معناداری اثربخشی داشته باشد. همچنین کودکانی که به صورت مرتب از بازی درمانی بهره میگرفتند، از بهزیستی روانشناختی و کیفیت زندگی بالاتری نسبت به کودکان مبتلا بدون دریافت بازی درمانی برخوردار بودند.
نتیجهگیری: میتوان گفت که بازی درمانی یکی از درمانهای موثر بر کاهش مشکلات روانشناخی کودکان مبتلا به دیابت نوع ۱ باشد. بنابراین میتوان از این درمان برای بهبود سلامت روان این کودکان بهره گرفت.