logo

جستجو در مقالات منتشر شده


۵ نتیجه برای اسمعیلی

فریبا زرانی، صلاح‌الدین اسمعیلی، نیره قشنگ، سوده آقامحمدی، محمود خزائی،
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۸-۱۳۹۵ )
چکیده

 کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (Diagnostic And Statistical Manual of Mental Disorders)، زبان استانداردی را فراهم می‌کند که پزشکان، محققان و متصدیان بهداشت عمومی از آن برای برقراری ارتباط در مورد اختلالات روانی استفاده نمایند. این راهنما اولین بار در سال ۱۹۶۸ اصلاح گردید و آخرین ویرایش آن (نسخه پنجم) (DSM-۵) در سال ۲۰۱۳ ارایه شد. از مهم‌ترین تغییرات صورت گرفته در DSM-۵ می‌توان به تغییر در رسم‌الخط، بازنگری تعریف اختلال روانی، نظم بازنگری شده رده‌بندی‌ها، ملاحظات مربوط به دوره‌ زندگی و مسایل رشد و نموی، گروه‌بندی اختلالات با تمرکز بیشتر بر علوم اعصاب و تأکید کمتر بر بروز علایم، افتراق بین تشخیص اصلی و دلیل مراجعه، مشخص ساختن قطعیت یا موقتی بودن تشخیص، طبقات جدید سایر اختلالات معین (Other specified disorder) و سایر اختلالات نامعین (Unspecified disorder) و جایگزین نامعین (Not otherwise specified یا NOS)، حرکت به سوی ارزیابی ابعادی، افول نظام تشخیص محوری، تأکید بر مسایل فرهنگی و جنسیتی و بازنگری معیارهای تشخیصی اشاره نمود. هدف از انجام مطالعه حاضر، نگاهی یکپارچه، نقادانه و کاربردی به تغییر و تحولات انجام شده بود. بیشترین میزان انتقادات، در رابطه با طبی‌‌نگری افراطی مسایل بهنجار در نسخه جدید DSM می‌باشد. مناقشات اصلی به نحوه تعریف بعضی از اختلالات، مسأله تورم تشخیصی و تأثیر نابجای شرکت‌های دارویی مربوط می‌گردد. در بخش پایانی تحقیق به چشم‌انداز آینده طبقه‌بندی اختلالات روانی اشاره گردید. به نظر می‌رسد که در آینده پروژه، معیارهای ابعادی تحقیق (Research domain criteria)، نقش زیادی در طبقه‌بندی اختلالات روانی ایفا خواهد کرد.
نیلوفر اسمعیلی، مهناز اخوان تفتی، علیرضا کیامنش،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۶ )
چکیده

زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله تاب‌آور و ترکیب مثبت‌نگر و تاب‌آور در کاهش اهمال‌کاری تحصیلی و تنیدگی تحصیلی و بهبود بهزیستی روان‌شناختی و راهبردهای مقابله‌ای مؤثر دانش‌آموزان دختر نوجوان انجام شد. مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی همراه با مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و دوره پیگیری بود. ۶۰ دانش‌آموز ۱۴ تا ۱۶ ساله به روش خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه شاهد قرار گرفتند. آموزش‌های تاب‌آور و ترکیب مثبت‌نگر و تاب‌آور طی ۹ جلسه دو ساعته، به دو گروه آزمایش ارایه گردید. از پرسش‌نامه‌های اهمال‌کاری تحصیلی سواری، تنیدگی تحصیلی Ang و Huang، بهزیستی روان‌شناختی Ryff و راهبردهای مقابله‌ای Endler و Parker در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: آموزش‌های تاب‌آور و ترکیب مثبت‌نگر و تاب‌آور، باعث کاهش معنی‌‌دار اهمال‌کاری تحصیلی و تنیدگی تحصیلی و افزایش معنی‌دار بهزیستی روان‌شناختی و راهبردهای مقابله‌ای مؤثر گردید، با این تفاوت که برنامه آموزشی ترکیبی در ارتقای بهزیستی روان‌شناختی، راهبردهای مقابله‌ای مؤثر و کاهش تنیدگی تحصیلی موفق‌تر از برنامه آموزشی تاب‌آور بود. همچنین، برنامه آموزشی تاب‌آور در کاهش اهمال‌کاری تحصیلی تأثیر بهتری داشت. نتیجه‌گیری: برنامه‌های آموزشی که از تلفیق چند رویکرد و نظریه برای طراحی بسته‌های آموزشی بهره می‌گیرند، تأثیرات معنی‌دار بیشتری دارند. بنابراین، استفاده از نتایج پژوهش در طراحی برنامه‌های آموزشی پیشگیرانه و بهبود دستاوردهای آموزشی مؤثر باشد.
علی طالعی، معصومه اسمعیلی، محمدرضا فلسفی نژاد، سمیه کاظمیان، احمد برجعلی،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: گسترده شدن اینترنت و ایجاد شبکه‌های اجتماعی در بستر آن منجر به شکل‌گیری گروه‌های مختلف مجازی شده است. ارتباط با جنس متفاوت (Relationship with different sex) یکی از پدیده‌هایی است که از طریق فضای مجازی بسیار رایج شده به‌گونه‌ای که به دوران نوجوانی نیز تسری یافته است. هدف پژوهش حاضر آسیب‌شناسی ارتباط نوجوانان با جنس متفاوت در شبکه‌های اجتماعی مجازی (Virtual social networks) بود تا درک عمیق‌تری از آن حاصل شود. مواد و روش‌ها: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و به روش کولایزی (Colaizzi's method) صورت گرفت. نمونه پژوهش شامل ۱۱ دانش‌آموز پسر ۱۴ تا ۱۶ ساله یکی از مدارس متوسطه منطقه ۱۸ تهران بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس ملاک‌های شرکت در پژوهش انتخاب شدند. یافته‌ها: تحلیل مصاحبه‌ها منجر به شناسایی سه مفهوم اصلی تجربه ارتباط با جنس متفاوت، فساد جنسی، پیامدهای آسیب‌زا و ۱۱ مقوله انگیزه ارتباط، الگوگیری ارتباط با جنس متفاوت، تنوع روابط، رقابت برای تصاحب کردن، تقویت رابطه، ارتباط جنسی، ترویج فساد جنسی، آسیب‌های جنسی، اجتماعی، فردی و ۷۳ خرده مقوله شد. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد شبکه‌های اجتماعی مجازی سبب تسهیل هر چه بیشتر ارتباط نوجوانان با جنس متفاوت و تقویت این روابط شده و زمینه را برای ارتباط آن‌ها در دنیای واقعی و پیامدهای آسیب‌زای آن فراهم می‌کند.
محمود شریفی اصفهانی، کیومرث فرح بخش، معصومه اسمعیلی، حسین سلیمی بجستانی، محمد عسگری،
دوره ۱۸، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر و هم‌زمان با افزایش شیوع اختلالات روانی، نگرانی در مورد سلامت روان کودکان و تأثیر آن بر رشد و عملکرد آن‌ها، به‌طور چشمگیری افزایش‌یافته است. سهم قابل‌توجهی از این نگرانی به اختلالات رفتاری کودکان اختصاص دارد. نافرمانی مقابله‌ای سومین اختلال رفتاری شایع‌ در دوران کودکی به‌حساب می‌آید. ازآنجاکه مدیریت پیامدهای مخرب ناشی از این اختلال، هم جنبه درمانی داشته و هم نوعی پیشگیری محسوب می‌شود، متخصصان بر اهمیت ارزیابی، شناسایی و درمان به‌موقع این اختلال روان‌شناختی تأکید دارند. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی و شناسایی عوامل تعدیل کننده اختلال نافرمانی مقابله‌ای در کودکان بود.
مواد و روش‌ها: به‌منظور جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش زمینه‌ای استفاده شد. جامعه موردمطالعه شامل تمامی والدین کودکان ۶ تا ۱۲ سالۀ در مقطع پیش‌دبستانی و ابتدایی و مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌ای در شهر اصفهان در سال ۱۳۹۸ بود. به این منظور والدین ۱۲ کودک دارای معیارهای ورود به پژوهش به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند و با کمک دو پرسشنامۀ علائم مرضی کودکان، فرم والد (گادو و اسپرافکین، ۱۹۹۴) و سلامت عمومی (گلدبرگ، ۱۹۷۲) انتخاب شدند. تحلیل داده­ها به روش استراوس و کوربین انجام شد.
یافته‌ها: در تجزیه‌وتحلیل در مرحله کدگذاری باز ۷۳ کد اولیه و در کدگذاری محوری بر اساس شباهت موضوعی ۵ زیرمقوله و درنهایت در مرحلۀ کدگذاری انتخابی دو مقوله عوامل والدینی و غیر والدینی به دست آمد.
نتیجه‌گیری: مجموعه عوامل والدینی و غیر والدینی نقش مهمی در تعدیل و مدیریت رفتارهای مقابله‌ای کودکان به عهده دارد.
خانم فریده اسمعیلی، دکتر شکوه نوابی نژاد، دکتر علیرضا کیامنش،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: ازدواج یکی از مهمترین رویدادهای زندگی هرفرد است که تحت تاثیر ویژگی­ها و خصوصیات فرد پیش از ازدواج مانند طرح واره های ناسازگار اولیه است. یکی از رویکردهای درمانی که برای طرح واره های ناسازگار اولیه ارایه شده است، درمان هیجان مدار است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر اثر بخشی درمان هیجان‌مدار بر طرحواره‌های ناسازگار اولیه در دوران عقد است.
مواد و روش‌ها: طرح پزوهش حاضر از بعد هدف کاربردی و از بعد روش اجرا شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری ۲ ماه است. از جامعه زوجین در دوران عقد شهر تهران نمونه ای ۴۰ نفری از زوجین به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. آموزش درمان هیجان مدار به مدت ۱۲ جلسه به گروه آزمایش ارایه شد. از پرسشنامه طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (۱۹۹۰) برای گردآوری داده ها استفاده گردید. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج به دست آمده نشان داد درمان هیجان­مدار بر طرح واره­های ناسازگار اولیه اثربخش بوده است(p=۰.۰۵). نتایج نشان داد که اثر تعاملی زمان*گروه و منبع بین گروهی در نمرات شرکت کنندگان در خصوص طرحواره های ناسازگار اولیه تفاوت معناداری وجود دارد (p=۰.۰۱).
نتیجه‌گیری: بنابراین درمان هیجان مدار با بهبود آگاهی، شناخت و تنظیم هیجانی، عاملیت زوجین را در تنظیم هیجان ها افزایش می دهد و انحرافات شناختی ناشی از طرح واره های ناسازگار اولیه را کاهش می دهد و پیشنهاد میگردد به عنوان رویکرد درمانی در مسائل زوجین استفاده گردد.

صفحه ۱ از ۱