۳۶ نتیجه برای احمدی
پریسا نیلفروشان، زهره لطیفی، محمدرضا عابدی، سیداحمد احمدی،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۳۸۵ )
چکیده
زمینه و هدف : اندازه­گیری کیفیت زندگی در بین مطالعات جدید از پرطرفدارترین تحقیقات است. کیفیت زندگی اصطلاحی توصیفی است که به سلامت و ارتقاء عاطفی، اجتماعی و جسمی افراد و همچنین توانایی آنان برای انجام وظایف روزمره زندگی اشاره دارد. هدف از این تحقیق، مقایسه ابعاد کیفیت زندگی در زنان بارور و نابارور است. مواد و روش ­ ها : به منظور اجرای پژوهش ۴۴ زن نابارور از بین زنان مراجعه کننده به مراکز باروری و ناباروری اصفهان و کلینیک زنان و ۳۵ زن بارور، با حداقل تحصیلات سیکل و دامنه سنی ۲۰ تا ۴۰ سال، به طور تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه کیفیت زندگی، سلامت جسمی و روانی پاسخ دادند. این پرسشنامه حاوی ۵۵ گزاره است و کیفیت زندگی را در پنج بعد وضعیت جسمانی، وضعیت عاطفی- روانی، استرس، لذت از زندگی و کیفیت کلی زندگی ارزیابی می کند. داده های بدست آمده توسط برنامه آماری SPSS تحلیل گردید. یافته ­ ها : براساس یافته های این مطالعه کیفیت زندگی زنان نابارور به طور معناداری پایین تر از کیفیت زندگی زنان بارور است(۰۲/۰=p). مقایسه هر یک از ابعاد کیفیت زندگی در زنان بارور و نابارور نشان داد که این دو گروه از نظر وضعیت جسمانی، ارزیابی استرس و ارزیابی کیفیت کلی زندگی با یکدیگر تفاوت معنادار نداشتند در حالیکه زنان نابارور به طور معناداری در وضعیت عاطفی- روانی دشوارتری به سر برده(۰۲/۰=p) و از زندگی خود لذت کمتری می برند(۰۰۰۱/۰=p). نتیجه ­ گیری : کیفیت زندگی یکی از مسائلی است که در مشاوره با زنان نابارور باید به آن توجه شود. کلید واژه ­ ها : کیفیت زندگی، باروری و ناباروری، وضعیت عاطفی- روانی، لذت از زندگی، ارزیابی استرس.
مژگان کاراحمدی، نیره اسماعیلی دهقی،
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۸۶ )
چکیده
Normal ۰ false false false MicrosoftInternetExplorer۴ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰in ۵,۴pt ۰in ۵.۴pt; mso-para-margin:۰in; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۰.۰pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#۰۴۰۰; mso-fareast-language:#۰۴۰۰; mso-bidi-language:#۰۴۰۰;} مقدمه: با توجه به نقش مهم پرستاران در درمان، و حساس و پر استرس بودن این شغل که آنها را در معرض بروز رفتارهای پرخاشگرانه قرار می دهد. این مطالعه با هدف بررسی میزان پرخاشگری در این گروه شغلی طراحی گردید. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی مقطعی در بهار ۱۳۸۵ بر روی ۱۰۰ نفر از پرسنل پرستاری بخش های اطفال بیمارستانهای شهر اصفهان که به روش سرشماری انتخاب شدند، انجام گرفت. ابزار سنجش پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی و پرسشنامه پرخاشگری بود. اطلاعات جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS و با آزمون فیشر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بیست و سه درصد افراد در پرسشنامه بخش پرخاشگری نمره بالای ۴۵ دریافت کردند. با توجه به جنس ۱۰ درصد مردان و ۱۲/۲۴ درصد زنان نمره بالای ۴۵ دریافت کردند. تفاوت میان زنان و مردان از نظر نمره پرخاشگری معنی دار نبود. با توجه به سن، ۸/۳۴ درصد در گروه سنی ۲۲ تا ۲۹، ۶/۱۶ درصد در گروه سنی ۳۰ تا ۳۹ سال و ۷ درصد در گروه سنی بالاتر از ۴۰ سال نمره بالای ۴۵ دریافت کردند. رابطه سن و پرخاشگری معنی دار بود. چهارده و نه دهم درصد افراد مجرد و ۶/۳۵ درصد افراد متأهل نمره بالای ۴۵ دریافت کردند که تفاوت بین افراد متأهل و مجرد از نظر میزان پرخاشگری معنی دار بود. بین سنوات کاری و میزان پرخاشگری نیز رابطه معنی داری وجود داشت. بین میزان تحصیلات، شیفت کاری، بخش محل کار، بیمارستان و درآمد ماهیانه با میزان پرخاشگری رابطه معنی دار مشاهده نشد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این تحقیق میزان پرخاشگری در گروه های سنی پایین تر با سنوات کاری کمتر و تجربه بیشتر می باشد همچنین پرخاشگری در متأهلین بالاتر است که توجه به این نکات می تواند در برنامه ریزیهای بهداشت روان این گروه مؤثر باشد.
عباس ابوالقاسمی، محسن احمدی، آذر کیامرثی،
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۸۶ )
چکیده
Normal ۰ false false false MicrosoftInternetExplorer۴ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰in ۵,۴pt ۰in ۵.۴pt; mso-para-margin:۰in; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۰.۰pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#۰۴۰۰; mso-fareast-language:#۰۴۰۰; mso-bidi-language:#۰۴۰۰;} مقدمه: سوء استفاده از مواد مخدر تغییرات سریع و معنی داری در رویدادهای شناختی مانند احساسات، افکار یا خاطرات به وجود می آورد. هدف پژوهش حاضر، از نوع ارتباط فراشناخت و کمال گرایی مثبت و منفی با پیامدهای روان شناختی در افراد معتاد به مواد مخدر می باشد. روش ها: در این مطالعه همبستگی و به روش گذشته نگر انجام گرفت، نمونه آماری، ۷۵ نفر از مردان معتاد مرکز خودمعرف شهر همدان بودند که در روزهای فرد از مرکز معتادین خودمعرف انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه پرسشنامه فراشناخت ولز، مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی تری- شورت و چک لیست محقق ساخته پیامدهای روان شناختی استفاده شد. داده های پژوهش با ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: فراشناخت (۶۵/۰= r )، کمال گرایی مثبت (۲۹/۰-= r ) و کمال گرایی منفی (۶۶/۰= r ) با پیامدهای روان شناختی همبستگی معنی داری دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ۵۴ درصد از واریانس، مربوط به پیامدهای روان شناختی توسط متغیرهای فراشناخت، کمال گرایی مثبت و منفی تبیین شد. نتیجه گیری: افزایش سطح فراشناخت و کمال گرایی منفی باعث افزایش سطح پیامدهای روان شناختی می شود و افزایش سطح کمال گرایی مثبت، کاهش پیامدهای روان شناختی را به دنبال خواهد داشت. این نتایج با یافته های پژوهشی مرتبط همخوانی دارد.
فرشاد بهاری، مریم فاتحی زاده، سید احمد احمدی، حسین مولوی، فاطمه بهرامی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده
Normal ۰ false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer۴ زمینه و هدف : طلاق و تعارض دو فرایند همپوش هستند و زوجین متناسب با سطح و میزان تعارضی که تجربه میکنند، اقدام به طلاق مینمایند. هدف این تحقیق، تعیین تأثیر مداخلات مبتنی بر امید، بخشش و ترکیبی بر میزان تحریفهای شناختی بین فردی بود . مواد و روشها: این تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پسآزمون با گروه شاهد بود. جامعه آماری آن از ۴۴۰ زوج ارجاعی به مرکز مداخله در بحران شهر اصفهان در سال ۱۳۸۷ تشکیل شده بود که از این میان تعداد۶۰ زوج به صورت تصادفی ساده در چهار گروه امید، بخشش، ترکیبی و شاهد جایگزین شدند. اجرای مطالعه به صورت دو سرکور و ابزار تحقیق، پرسشنامه تحریفهای شناختی بین فردی حمامچی و بیوک اوزترک بود که پایایی کلی آن ۷۸/۰ به دست آمد. با در نظر گرفتن زوج به عنوان واحد مطالعه، دادهها با روشهای آماری آزمون Kruskal-wallis ، Mann-Whitney&#۰۳۹;s U و Wilcoxon مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین واحد مطالعه و واحد تحلیل زوج بود. یافتهها: تحلیل و مقایسه اطلاعات به دست آمده از این مطالعه نشان داد که به طور کلی مداخلات امید محور و ترکیبی در مقایسه با گروه شاهد بر توقعات بین فردی غیر واقع بینانه و به طور کلی تحریفهایشناختی بین فردی زوجین مؤثر بودند (۰۵/۰ P < ). همچنین بین نمرات پسآزمون و پیش آزمون زوجهای گروههای مداخله تفاوت معنیدار مشاهده شد.
امید عیسی نژاد، سید احمد احمدی، عذرا اعتمادی، رزگار قادرپور،
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
چکیده زمینه و هدف : ارتقای روابط یکی از شیوه های آموزش مهارتهای زندگی زناشویی است و می تواند بر نحوه مقابله زوجها با تنش های زندگی تاثیرگذار باشد. هدف این پژوهش، تعیین تاثیر ارتقای روابط بر بهبود راهبردهای مقابله زناشویی زوجین بود. مواد و روش ها :روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه مراجعان مرکز جامع پزشکی ومشاوره اصفهان در سال ۱۳۸۷ بودند. نمونه مورد مطالعه ۲۴ زوج است که از بین داوطلبین شرکت در پژوهش، به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش (۱۳زوج) و گواه (۱۱زوج) به طور تصادفی جایگزین شدند. برنامه ارتقای روابط در ۸ جلسه بر روی گروه آزمایش انجام شد. داده های حاصل از پرسشنامهی راهبردهای مقابلهای زناشویی با آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که ارتقای روابط باعث کاهش نمرات آزمودنی ها در راهبردهای مقابله­ای تعارض، خودسرزنشگری، خودمحوری و اجتناب (۰۱/۰> P) و افزایش نمرات راهبرد مقابله سازنده شده است(۰۱/۰> P). نتایج پیگیری پس از یک ماه نشان داد که بین گروه آزمایش و گواه در نمرات راهبردهای مقابله­ای تفاوت وجود دارد(۰۰۱/۰>P ) و اثر بخشی ارتقای روابط بعد از یک ماه باقی مانده است. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در زمینه آشنایی با شیوه های ارتقای روابط و راهبردهای مقابله­ای زناشویی و نحوه تغییر و ارتقای آن برای مشاوران فراهم می نماید. در الگو های مشاوره زناشویی می توان از شیوه ارتقای روابط برای بهبود راهبردهای مقابله­ای زوجین و کاهش تعارض زناشویی استفاده نمود. واژه­های کلیدی : ارتقای روابط، تعارض زناشویی، اجتناب زناشویی، خود سرزنشی درون نگرانه، خود محوری.
سلیمه جلالی، مژگان کار احمدی، حسین مولوی، اصغر آقایی،
دوره ۹، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه و هدف : ترس اجتماعی کودکان، یکی از اختلالات شایع اضطرابی میباشد، که برای درمان آن مداخلههای روانشناختی مختلفی وجود دارد. هدف اصلی این پژوهش تعیین تأثیر بازی درمانی گروهی به شیوه شناختی رفتاری بر ترس اجتماعی کودکان ۵ تا ۱۱ سال بوده است. مواد و روشها: در این مطالعه شبه تجربی از کودکان مراجعه کننده به کلینیکهای روانپزشکی اطفال شهر اصفهان، ۳۰ نفر از کودکان به روش تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس به روش واگذاری تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد جای گرفتند. گروه آزمایش تحت بازی درمانی گروهی به شیوه شناختی- رفتاری در ۶ جلسه هفتگی قرار گرفتند و گروه شاهد هیچ مداخلهای دریافت نکرد. برای تشخیص این کودکان از پرسشنامه علایم مرضی کودکان (۴- CSI)، فرم والدین استفاده شد. علاوه بر این آزمودنیها، تشخیص روانپزشک اطفال در مورد اختلال مذکور را نیز دریافت کردند. پرسشنامه علایم مرضی کودکان (۴- CSI) در زیر مقیاس ترس اجتماعی، فرم والدین، در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری برای هر دو گروه آزمودنیها اجرا گردید. دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که بازی درمانی در مرحله پسآزمون ترس اجتماعی را کاهش میدهد (۰۱/۰ < P) و در مرحله پیگیری نیز ترس اجتماعی را در گروه آزمایش کاهش داد (۰۱/۰ < P). نتیجهگیری: در این پژوهش ترس اجتماعی گروه آزمایش به طور معنیداری کمتر از گروه شاهد بود و این موضوع مشابه مطالعات انجام شده در ایران و خارج از کشور میباشد. بازی درمانی گروهی به شیوه شناختی- رفتای شیوه مناسبی برای درمان ترس اجتماعی کودکان است. واژههای کلیدی: بازی درمانی، ترس اجتماعی، گروه درمانی، شناختی_ رفتاری، کودکان.
مرجان گلی، سید مهدی احمدی، شادی گلی،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف: نازایی میتواند باعث چالشهای عاطفی، روانی و اجتماعی مختلف شود و خانمها در مقایسه با آقایان در برابر عواقب منفی نازایی آسیبپذیرتر به نظر میرسند. مطالعات زیادی بر روی مشکلات روانشناختی خانمهای نابارور هم چون افسردگی، اضطراب، ناسازگاریهای زناشویی و ... صورت گرفته است؛ در حالی که در مورد نگرش نسبت به نازایی پژوهشهای محدودی انجام شده است. لذا مطالعه حاضر با هدف، تعیین تفکرات غیر منطقی در خصوص داشتن فرزند در زنان نابارور و عوامل فردی مرتبط با آن انجام شد. مواد و روشها: این پژوهش مقطعی بر روی ۱۳۷ نفر از مراجعه کنندگان به مرکز باروری و ناباروری اصفهان که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده بودند، صورت گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامههای مشخصات فردی و تفکرات غیر منطقی در رابطه با فرزنددار شدن و کیفیت زندگی جمعآوری گردید و سپس به وسیله آزمون ANOVA، ضریب همبستگی Pearson و Spearman و توسط نرمافزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: میانگین تفکرات غیر منطقی نسبت به داشتن فرزند ۳/۱۰ + ۴۱ بود. بین تفکرات غیر منطقی با تحصیلات زوجین، وضعیت اقتصادی خانواده و کیفیت زندگی رابطه معکوس وجود داشت (۰۱/۰ > P). تفکرات غیر منطقی با فشار اطرافیان برای بچهدار شدن رابطه آماری معنیداری داشت (۰۵/۰ > P). نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بیانگر سطوح بالای تفکرات غیر منطقی خانمهای نابارور و نیاز به داشتن فرزند به منظور شاد زیستن میباشد که خود لزوم مشاوره این افراد را به منظور اصلاح نگرش نشان میدهد. همچنین با توجه به عوامل فردی مرتبط با این تفکرات، آموزش اطرافیان و نیز حمایتهای بیمهای و مالی هزینههای درمان نازایی ضروری به نظر میرسد. واژههای کلیدی: تفکرات غیر منطقی، خانمها، ناباروری.
رضا کرمینیا، محسن احمدی طهور سلطانی، رضا باقریان سرارودی، زهرا مولوی،
دوره ۱۰، شماره ۶ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی مشخصات روانسنجی مقیاس امیدواری صفتی و رابطه آن با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان ایرانی بود. مواد و روشها: در این تحقیق توصیفی- پیمایشی،۱۹۱ نفر دانشجو با دامنه سنی (۱۸ تا۴۵) و میانگین سنی۳۰/۴ ± ۱۷/۲۴ با روش نمونهگیریتصادفی طبقهای از بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی همدان انتخاب شدند و به پرسشنامههای امیدواری صفتی Snyder، امیدواری حالتی Snyder، بهزیستی روانشناختی Riff و ناامیدی Beck (Beck hopelessness scale) پاسخ دادند. دادههای پژوهش با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، ضریب Cronbach’s alpha و ضریب دو نیمه کردن و به کمک نرمافزارهای SPSS نسخه ۱۶ و Lisrel نسخه ۵/۸ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: ضرایب Cronbach’s alpha (۸۳/۰)، دونیمه کردن (۸۰/۰)، اعتبار واگرا (ناامیدی Beck، ۲۰/۰-)، اعتبار ملاکی (امیدواری حالتی Snyder، ۵۵/۰) به دست آمد که همگی معنیدار بودند (۰۱/۰ < P). تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مقیاس ۱۲ سؤالی امیدواری صفتی بزرگسالان در نمونه ایرانی بر خلاف نمونه خارجی، که از دو عامل تشکیل شده است، تنها از یک عامل اشباع شده است که ۴۷ درصد واریانس مقیاس را تبیین میکند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول نشان داد که۸ سؤالمقیاس به خوبی بر روی یک عامل اصلی بار میشوند و مدل تک عاملی به خوبی با دادهها برازش داشت (۹۱/۰ = AGFI یا Adjusted goodness of fit index، ۰۵/۰ = RMSEA یا Root mean square error of approximation)، ۹۸/۰ = NFI یا Normed fit index). نتیجهگیری: نتایج نشان داد که این آزمون از اعتبار و روایی بالایی برخوردار است و میتوان از آن به عنوان یک ابزار قابل اطمینان در پژوهشهای بعدی استفاده کرد. واژههای کلیدی: امیدواریصفتی، بهزیستی روانشناختی، دانشجویان
میثم خدیوی، یداله زرگر، ایران داودی، مجید عیدی بایگی، علی احمدیان،
دوره ۱۱، شماره ۵ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف: افراد تیپ A به سبب جهانبینی خاصی که دارند به احتمال بیشتری دستخوش مشکلات شغلی میشوند. هدف از پژوهش حاضر اثربخشی درمان مدیریت استرس به شیوهی شناختی- رفتاری بر الگوی رفتاری تیپ A در کارکنان یک شرکت صنعتی بود. مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع نیمهتجربی میباشد. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان یک شرکت صنعتی بود که در سال ۱۳۹۰ عضو این شرکت بودند، از میان کارکنان این شرکت ۵۰۰ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و بر اساس پرسشنامه تیپ شخصیتی A مورد بررسی قرار گرفتند و از بین افرادی که در این پرسشنامه، نمرهی آنان بالاتر از یک انحراف معیار از میانگین بود، به طور تصادفی تعداد ۳۰ نفر انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. سپس به گروه آزمایش ۱۰ جلسه مدیریت استرس به شیوهی شناختی-رفتاری آموزش داده شد. پس از اعمال مداخله آزمایشی دادههای حاصل از پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها : نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و گواه بعد از اجرای مدیریت استرس تفاوت معنیداری در الگوی رفتاری تیپ A وجود دارد. همچنین بین دو گروه از لحاظ تیپ A مرضی و تیپ A غیر مرضی پس از اعمال مدیریت استرس تفاوت معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری: آموزش مدیریت استرس به شیوهی شناختی- رفتاری بر الگوهای رفتاری تیپ A مؤثر میباشد و از این طریق میتوان مشکلات روانشناختی و شغلی مربوط به این تیپ شخصیتی در کارکنان را کاهش داد. کلید واژهها: الگوی رفتاری تیپ A، مدیریت استرس به شیوهی شناختی- رفتاری، کارکنان شرکت صنعتی.
نصیرالدین جاویدی، علی اکبر سلیمانی، خدابخش احمدی، منا صمدزاده،
دوره ۱۱، شماره ۵ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
چکیده هدف: این پژوهش جهت بررسی اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر بهبود الگوهای ارتباطی زوجین طراحی شده است. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی است و حجم نمونه شامل ۶۰ نفر(۳۰ زوج) شهر مشهد در سال ۹۱ می باشد که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوه تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند.ابزار پژوهش شامل:پرسشنامه ۳۵ جمله ای الگوهای ارتباطی می باشد. همچنین وضعیت سن،طول عمر ازدواج و میزان تحصیلات زوجین بررسی شد و نتایج با آزمون کوواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان می دهد که تفاوت میان میانگین های پیش آزمون، پس آزمون در عامل درمان میان دو گروه از نظر آماری معنی دار است. به عبارت دیگر عامل زوج درمانی سبب بهبود نمرات الگوهای ارتباطی آزمودنی ها در مقایسه با گروه کنترل شده است. نتیجه گیری: نتیجه می گیریم که عامل درمان باعث ایجاد این تفاوت شده و به عبارتی آموزش راهبردهای مدیریت هیجان باعث بهبود الگوهای ارتباطی زوجین شده است.
خسرو محمدی، خدابخش احمدی، علی فتحی آشتیانی، پرویز آزاد فلاح، عباس عبادی،
دوره ۱۱، شماره ۵ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
چکیده زمینه و هدف: این مطالعه، با هدف بررسی ابعاد چهار چوب مفهومی شاخصهای سلامت روانی،انجام گردید. با ارایه چهارچوب مفهومی شاخصهای سلامت روانی میتوان زمینه را برای ایجاد یک مجموعه واحد و منسجم از شاخصهای سلامتروانی فراهمکرد. روش و روشها: پژوهش، به روش مرور منظم مقالات علمی (مرورسیستماتیک) انجام شده و از نوع کتابخانهای و براساس منابع اینترنتی بوده است. برای جستجوی آثار از پایگاههای اطلاعرسانی معتبر و شناخته شده از جمله «medline» ، « pubmed» و « psyclit»و دیگر پایگاهها و با استفاده از کلیدواژههایی که به نوعی به توسعه، اجرا، ارزیابی برنامههای ارتقا سلامت روانی مربوط هستند، انجام شده است. یافتهها: در بیشتر نظامهای بهداشتی و سلامت روانی، چهارچوب مفهومی شاخصها به طور جامع مبتنی بر چهار بعد زیر بهکار میرود: وضعیت سلامت، عوامل سلامت روانی، عملکرد نظام سلامت روانی و ویژگیهای جامعه و سیستم سلامتروانی. همچنین طبق تحقیقات موجود، شاخص سلامت روانی باید ویژه، قابل اندازهگیری، پایا، معتبر، واقعگرا، کاربردی، مقرون به صرفه، مبتنی بر سند و اخلاقی باشد. نتیجهگیری: در بین چهارچوبهای مفهومی شاخصهای سلامت، چهارچوب پیشنهادی مؤسسه کانادایی اطلاعات سلامت (CIHI) از وسعت و جامعیت کافی برخوردار میباشد و میتوان آن را با تغییرات جزیی در ایران مورد استفاده قرار داد. براساس این چهارچوب، شاخصهای سلامت بهطور جامع مبتنی بر چهار بعد: وضعیت سلامت ، عوامل سلامت، عملکرد سیستم سلامت، ویژگیهای جامعه و نظام سلامت بررسی میشود. واژههای کلیدی: نظامهای سلامت، سلامت روانی، شاخصهای سلامت روانی، چهار چوب مفهومی، مرور سیستمی
پدیده کریمی، سید محمد موسوی، الهه کمالی، منصور صالحی، مژگان کاراحمدی،
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۳ )
چکیده
چکیده اوتیسم یک ناتوانی تکاملی با سن شروع در دوران کودکی (زیر ۳ سال) است که از طریق نواقص مشخصی در برقراری روابط اجتماعی، اختلال در تکلم و الگوهای تکراری رفتاری شناخته میشود. در دهههای اخیر به علت بروز پیشروندهی این بیماری، تحقیقات بسیاری پیرامون شناخت عوامل اتیولوژیک مربوطه صورت گرفته است و مشخص شده که نقش عوامل محیطی در سببشناسی اوتیسم، اگر بیشتر از عوامل ژنتیکی نباشدکمتر نیست. به همین منظور در این مقاله مروری تلاش شده است تا مجموعهای از عوامل محیطی دخیل در بروز اوتیسم گردآوری شود و در انتها دستورالعملی کاربردی جهت به حداقل رساندن احتمال ابتلای کودکان به این اختلال ویرانکننده، در قالب پیشنهاداتی مشخص و عملی ارایه شود. واژههای کلیدی: عوامل اتیولوژیک، اوتیسم، عوامل محیطی
معصومه بهبودی، محسن احمدی طهور سلطانی،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر پیشبینی تمایل به مصرف مواد بر اساس عوامل خطرساز و محافظتکننده مصرف مواد در دانشجویان بود. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری عبارت بود از کلیه دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی واحد رودهن که تعداد ۳۱۰ نفر از آنها (۱۶۵ پسر و ۱۴۵ دختر) به شیوه نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب، و به پرسشنامه عوامل خطرساز و محافظتکننده پاسخ دادند. دادهها با روشهای آماری ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون با استفاده از نرمافزار SPSS,۱۸ تحلیل شدند. یافتهها: از بین عوامل محافظتکننده خودپنداره و جرأتمندی با تمایل به مصرف رابطه منفی معنیدار داشتند (۰۰۱/۰>p) و از بین عوامل خطرساز هیجان خواهی، نگرش نسبت به مواد، تعارضات خانوادگی، دسترسیپذیری و بینظمی محیطی رابطه مثبت با تمایل به مصرف مواد رابطه مثبت داشتند. نتایج تحلیل رگرسون نشان داد که خودپنداره و نگرش نسبت به مصرف مواد قادر هستند سهم معنیداری از واریانس تمایل به مصرف مواد را تبیین کنند. همچنین بین تمایل به مصرف مواد در دختران و پسران تفاوت معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری: پژوهش حاضر بر نقش عوامل درونفردی، بینفردی و اجتماعی محیطی در این زمینه تأکید کرد. از نتایج این پژوهش میتوان جهت تهیه پکیجهای آموزشی در زمینه پیشگیری از سوء مصرف مواد استفاده نمود. واژههای کلیدی: تمایل به مصرف مواد، عوامل خطرساز، عوامل محافظتکننده
سید محمد موسوی، الهه کمالی، پدیده کریمی، منصور صالحی، مژگان کاراحمدی،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات اخیر بر روی اوتیسم، به عنوان سردسته اختلالات طیف اوتیسم، بر کمرنگی مسئولیت ژنوم در ایجاد اوتیسم نسبت به تخمینهای اولیه و برجستهسازی نقش عوامل محیطی همچون استرسهای شدید و زمانمند پیش از تولد مادری در تکامل آن، عمدتاً به دلیل پتانیسل بالای انحرافآفرینی این استرسها در مسیر تکامل عصبی جنین، تأکید میورزند. مواد و روشها: در راستای سنجش این فرضیه در جامعهی ایران، تعدادی از مادران کودکان اوتیسمی از نظر کمیت و کیفیت و نیز زمانبندی مواجهه با ۴۵ رویداد استرسزا در یک بازه زمانی ۱۵ ماهه (۶ ماه پیش از تولد تا لحظهی تولد) با مادران کودکان سالم مقایسه شدند. همچنین با تقسیمبندی این وقایع استرسزا به دو گروه وابسته به ژنوم (رویدادهای منبعث از برهمکنشهای ژن-محیط همچون طلاق و اعتیاد) و مستقل از ژنوم (وقایع صرفاً محیطی همچون جنگ و زلزله)، شیوع آنها بطور مجزا در بین خانوادههای بیمار و کنترل مورد مداقّه و مقایسه قرار گرفت. یافتهها: بررسیهای آماری نشان داد که شدت و تعداد مواجهات با رویدادهای استرسزا در بین مادران کودکان اوتیسمی بطور معنیداری بیشتر از مادران گروه کنترل است (P=۰,۰۰۰). اگرچه افزایش استرسهای مادری در ماههای ۷-۴ (هفتههای ۳۲-۱۴) بارداری با افزایش معنیدار احتمال ابتلای کودک به اوتیسم همراه بود، ولی نتایج این مطالعه نشان داد که افزایش شدت استرسها در ماههای ۳-۲ (هفتههای ۱۳-۵) بارداری با افزایش معنیدار شدت ابتلا به اوتیسم همراه است (P<۰.۰۵). نتیجهگیری: با این همه، اگرچه این مطالعه همسو با یافتههای اخیر در عرصههای اپیژنتیک و برهمکنش ژن-محیط، میتواند تأییدیهای بر پتانسیل اوتیسمآفرینی استرسهای شدید و زمانمند پیش از تولد مادری به شمار آید ولی لزوم مطالعهای آیندهنگر و در ابعاد وسیعتر را در جامعه ایران انکار نمیکند.
الهه آقایی، مژگان کار احمدی، علی عسگری،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی بازی درمانی کودک محور و بازی درمانی والدینی درکاهش مشکلات درونی سازی شده کودکان انجام شد. مواد و روشها: جامعه آماری این پژوهش کودکان دختر و پسر پایههای اول و دوم دبستان شهر اصفهان در سال تحصیلی ۹۱-۹۰ بود. طرح پژوهش از نوع سریهای زمانی با چند گروه است و در زمره طرح‎های شبهآزمایشی بود. به منظور انتخاب گروه نمونه با استفاده از روش تصادفی چند مرحلهای در مرحله نخست، از میان مناطق شهر اصفهان دو منطقه و در مرحله بعد، از هر منطقه دو مدرسه به تصادف انتخاب شدند. والدین کودکان کلاس اول و دوم دبستان در این مدارس، فهرست رفتاری کودک آشنباخ (child behavior checklist) را تکمیل کردند. در انتها ۳۰ کودک (۷-۸) ساله مبتلا به اختلال درونی سازی شده (اضطراب/افسردگی، افسردگی/انزوا) به تصادف در دو گروه مداخله بازی درمانی کودک ‎محور (۱۵n=) و والدینی (۱۵n=) قرار داده شدند. در گروه بازی درمانی کودک محور، هر کودک در ۱۶ جلسه بازی درمانی و در گروه بازی درمانی والدینی، مادران در۱۰ جلسه درمان گروهی شرکت کردند. مادران هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون، یک مرحله پس آزمون و یک مرحله پیگیری به فاصله یک ماه، پرسشنامه آشنباخ را تکمیل کردند. به منظور تحلیل دادهها از تحلیل واریانس اندازهگیری‎های مکرر استفاده شد. یافتهها: بر طبق یافتهها اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه تأثیر معنیداری بر اختلال درونی سازی شده و اضطراب دارد (۰۵/۰P<) از سوی دیگر در اختلال انزوا و کنارهگیری اثر گروه معنیدار نبوده ۰۵/۰ P>اما اثر زمان معنادار بوده است. در نتیجه روش بازی درمانی والدینی موجب کاهش بیشتر رفتارهای درونیسازی شده و اضطراب کودکان شده است، اگرچه تأثیرات این دو روش در کاهش زیرمقیاس افسردگی/ انزوا تفاوت قابل توجهی نداشتهاند. به علاوه پس از یک ماه پیگیری، نتایج به دست آمده در روش بازی درمانی والدینی پایدارتر از روش بازی درمانی کودک محور مشاهده شد. نتیجهگیری: در نتیجه میتوان بازی درمانی والدینی را به عنوان روشی اثر بخشتر از روش بازی درمانی کودک محور در کاهش مشکلات درونی سازی شده و اضطراب کودکان در نظر گرفت. واژههای کلیدی: بازی درمانی کودک محور، بازی درمانی والدینی، اختلالات درونی سازی شده، اضطراب
سمانه محمدپور، فاطمه احمدی سبزواری، هدایت نظری،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف : هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی دارو درمانی با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (Mindfullness-based cognitive therapy یا MBCT) در کاهش شدت علایم اختلال افسردگی اساسی بود. مواد و روشها: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیشآزمون- پسآزمون و دوره پیگیری (یک ماهه) بود که در سال ۱۳۹۳ انجام شد. ۴۰ نفر از بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی [بر اساس نظر روانپزشک و مطابق ملاکهای تشخیصی (Diagnostic and Statistical Manual-۴ th Edition-Text Revision یا DSM-IV-TR)] مراجعه کننده به درمانگاه اعصاب و روان صدیق شهرستان خرمآباد که دارای پرونده بودند، به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه دارو درمانی (۲۰ نفر) و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (۲۰ نفر) قرار گرفتند. سپس با استفاده از مقیاس افسردگی Hamilton (Hamilton Rating Scale for Depression یا HRSD) بررسی شدند. گروه MBCT به مدت ۸ جلسه تحت آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفت و گروه دارو درمانی هر روز ۱ کپسول فلوکستین ۲۰ میلیگرم به مدت ۲ ماه دریافت نمود. در پایان هر دو گروه مورد پسآزمون قرار گرفتند و دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس در نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها: بین دو گروه دارو درمانی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی تفاوت معنیداری وجود داشت (۰۰۱/۰ > P)؛ به طوری که میانگین نمرات گروه دارو درمانی کاهش بیشتری را نشان داد، اما در دوره پیگیری اثرات گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی پایدارتر بود. نتیجهگیری: هر دو درمان در بهبود افسردگی بیماران مؤثر میباشد. با این وجود، درمان دارویی در کاهش علایم افسردگی اثرات بیشتری دارد، اما روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی دارای اثرات درمانی پایدارتری است. بنابراین، بر اساس نتایج چنین پژوهشهایی، میتوان پیشنهاد نمود که پژوهشگران در مطالعات آینده به طراحی کارآزماییهای بالینی با ترکیب روشهای درمانی تجربی بپردازند.
سید جعفر احمدی، مجتبی گشول، طیبه صفری، منصوره همتیان، زهرا خلیلی،
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۸-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی استفاده از رایانه بر میزان یادگیری مفاهیم پیشنیاز ریاضی و مفاهیم شناختی دیگر در کودکان دارای اختلال اوتیسم بود. مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و همراه با گروه شاهد بود. جامعه آماری پژوهش را ۶۰ نفر از کودکان ۶ تا ۱۴ سال دارای اختلال اوتیسم تشکیل دادند که در مرکز اوتیسم اصفهان در حال آموزش بودند. ۱۶ نفر از این افراد به صورت تصادفی ساده انتخاب و بر اساس شدت نشانگان اوتیسم، همتاسازی شدند و پس از آن در دو گروه ۸ نفره قرار گرفتند. شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت ۶ ماه تحت مداخله با استفاده از رایانه و روش تحلیل رفتار کاربردی (Applied behavior analysis یا ABA) قرار گرفتند. گروه شاهد تنها روش ABA را دریافت کردند. از چکلیست محقق ساخته برای سنجش یادگیری مفاهیم شناختی و مفاهیم پیشنیاز ریاضی استفاده شد و دادهها با استفاده از آزمون کواریانس تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها: یافتهها نشان داد که دو گروه آزمایش و شاهد، تفاوت معنیداری در پسآزمون مفاهیم شناختی (۰۰۹/۰ = P) و مفاهیم پیشنیاز ریاضی (۰۰۱/۰ = P) داشتند. نتیجهگیری: به نظر میرسد که استفاده از رایانه، علاوه بر مداخله به روش ABA، بر یادگیری مفاهیم پیشنیاز ریاضی و مفاهیم شناختی در کودکان دارای اختلال اوتیسم مؤثر است.
مهدی سلیمانی، خدابخش احمدی، ابوالفضل محمدی،
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۸-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف : در این مطالعه مروری منظم، ضمن معرفی درمان به روش مواجهه واقعیت مجازی (VRET یا Virtual exposure therapy) نتایج اثر آن بر اختلالهای اضطرابی و PTSD (Post traumatic stress disorder) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. VRET، نسبت به درمانهای مواجهه زنده و مواجهه خیالی برتریهایی دارد، از جمله کنترلپذیری و امنیت بیشتر درمانجو امکانپذیر بوده و به عنوان یک روش درمانی جدید برای بازیابی و بازسازی تجارب هیجانی آسیبزا معرفی شده است. مواد و روشها: تحقیق حاضر به روش مرور نظاممند، جستجو در پایگاههای Sciencedirect و Pubmed انجام شد. در پیشینه پژوهش ۳۹ مطالعه مداخله به دست آمد که VRET را برای درمان اختلالهای اضطرابی و PTSD مختلف به کار برده بودند. یافتهها: VRET در درمان اختلالهای اضطرابی از جمله هراس خاص و اجتماعی، اختلال استرس پس از ضربه، اختلال وحشتزدگی و گذرهراسی، اختلال و اضطراب فراگیر، اثرات مثبت در سنجشهای پس از درمان نشان داده است و در مقایسه با روان درمانهای مؤثر فعلی از جمله درمان مواجهه زنده و رفتار درمانی- شناختی، اثرات مثبت مشابه داشته است. نتایج پیشینه پژوهش نشان داد که اثرمندی VRET در سطوح شناختی، رفتاری و فیزیولوژیک رخ میدهد. همچنین، نتایج مثبت درمانی به طور عمده در پیگیریهای بلند مدت نیز حفظ شد. نتیجهگیری: VRET به عنوان یک روش درمانی جدید میتواند، بخشی از فرایند درمان اختلالهای اضطرابی و PTSD قرار گیرد و مطالعات و فعالیتهای پژوهشی به سمت این موضوع گسترش یابد.
علی محمد بیگی، محسن معروفی، آزاده احمدی، ژاندارک اقلیدی،
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف : تداخل عوامل روانی و جسمانی در مورد فعالیتهای دستگاه گوارش، همیشه در عمق اندیشه انسان جای داشته است. این پژوهش با هدف مقایسه میزان علایم روانرنجور بین بیماران گوارشی، همراهان سالم و گروه شاهد انجام شد. مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسهای بود که به روش توصیفی انجام گردید. شرکت کنندگان پژوهش به صورت در دسترس انتخاب شدند و در سه گروه بیماران گوارشی (۱۰۰ نفر)، همراهان سالم (۶۰ نفر) و گروه شاهد (۱۰۰ نفر) قرار گرفتند. سپس، آزمون SCL-۹۰-R (Symptom Checklist-۹۰-Revised) برای آنان اجرا گردید. دادهها پس از جمعآوری، در نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: بین سه گروه مورد مطالعه، از نظر روانپریشی (۰۴/۰ = P)، وسواس- اجبار (۰۱/۰ > P)، شکایات جسمانی (۰۱/۰ > P) و اضطراب (۰۲/۰ = P) تفاوت معنیداری وجود داشت. بین دو گروه بیمار و شاهد نیز از نظر ضریب کلی علایم (Global Symptom Index یا GSI) (۰۲/۰ = P)، روانپریشی (۰۱/۰ = P)، وسواس- اجبار (۰۱/۰ > P)، شکایات جسمانی (۰۱/۰ > P) و اضطراب (۰۱/۰ = P) تفاوت معنیداری مشاهده شد. همچنین، تفاوت بین دو گروه همراه و شاهد از نظر وسواس- اجبار (۰۲/۰ = P) و اضطراب (۰۴/۰=P) معنیدار بود. نتیجهگیری: به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر قبل از هر چیز به رابطه بین علایم روانرنجور با بیماریهای گوارشی میپردازد. نتایج به دست آمده میتواند بستری را برای بررسی عمیقتر اختلالات گوارش فراهم نماید. این امر گام مهمی در جهت تبیین و شناخت بیماریهای گوارش خواهد بود و از طرف دیگر، تلویحات مهمی در زمینههای درمانی خواهد داشت. همچنین، پیشنهاد میگردد در آینده مطالعات مشابهی با وسعت و عمق بیشتری انجام گیرد.
احمد احمدی، احمد بهپژوه،
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف : مشکلات حسی- حرکتی مانند حالت عضلات، مهارتهای حرکتی ظریف و درشت و تعادل و یکپارچگی حرکتی، از جمله نشانههای رایج در اختلالات طیف اوتیسم است و حیطههای گوناگون زندگی کودکان دارای اختلالات طیف اوتیسم را تحت تأثیر قرار میدهد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی میزان اثربخشی تمرینات حسی- حرکتی بر بهبود مهارتهای حرکتی و نشانگان اختلالات طیف اوتیسم انجام شد. مواد و روشها: در این پژوهش نیمه تجربی، از میان کودکان دارای اختلالات طیف اوتیسم شهر تهران، دو کودک مبتلا به اختلال اوتیسم به صورت غیر تصادفی و در دسترس انتخاب شدند. با استفاده از طرح تک آزمودنی با چند خط پایه، از طریق آزمون حرکتی Lincoln-Oseretsky و مقیاس درجه‏بندی اوتیسم Gilliam‎ (Gilliam Autism Rating Scale یا GARS)، داده‏های مهارت‏های حرکتی و نشانه‏های اختلال اوتیسم جمع‏آوری گردید. پس از مشاهده ثبات نسبی در خط پایه، برنامه مداخله‏ای در هفت محور متشکل از آگاهی بدنی، برنامه‏ریزی حرکتی، یکپارچگی حرکتی دوجانبه، مهارت‏های تعادلی، هماهنگی حرکتی ظریف، مهارت‏های عملکردی بینایی و مهارت‏های حرکتی گفتاری اجرا شد. داده‏ها به سه روش تحلیل چشمی، شاخص اندازه اثر و آمار استنباطی شامل آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج آزمون t، اندازه اثر و تحلیل چشمی حاکی از وجود تفاوت معنیدار بین شرایط خط پایه و مداخله بود. میانگین نمرات مهارت‏های حرکتی افزایش و رفتارهای قالبی کاهش یافت (۰۵۰/۰ > P). نتیجهگیری: نتایج نشان داد که عملکرد حرکتی و رفتارهای قالبی کودکان دارای اختلالات طیف اوتیسم به کمک تمرینات حسی- حرکتی بهبود مییابد. اگرچه این تمرینات در مهارتهای ارتباطی و تعامل اجتماعی شرکت کنندگان اثربخشی معنیداری را نشان نداد